سریال «پسران»؛ ابرقهرمانهایی که قهرمان نیستند
«پسران» به کارگردانی اریک کریپک از همان ابتدا با یک ایده ساده اما برنده شروع شد؛ اگر ابرقهرمانها وجود داشتند، آیا واقعا قهرمان بودند یا فقط تبدیل به ابزارهایی برای رسیدن به قدرت، شهرت شدند ؟ همین پرسش به ستون اصلی روایت تبدیل شد و مسیر سریال را از آثار مشابه جدا کرد.
در این جهان تاریک، شخصیتهایی حضور دارند که فاصله زیادی با قهرمانهای کلاسیک دارند؛ از هوملندر با بازی آنتونی استار گرفته تا بیلی بوچر با بازی کارل اوربن. اینها نه ناجی بلکه نماینده نوعی قدرت بیمهار و گاهی خطرناکاند که بیشتر از اینکه نجات دهنده باشند، ویران کننده هستند.
نقطه قوت اصلی سریال، جسارتش در شکستن کلیشههاست. «پسران» فقط یک اثر ابرقهرمانی نیست؛ نگاهی تند و بیپرده به رسانه، سرمایهداری، سیاست، فرهنگ و شهرت دارد. همین ویژگی باعث شده سریال در بهترین لحظاتش، از یک سرگرمی صرف فراتر برود و به نقدی جدی از جهان معاصر تبدیل شود.
با این حال، اثر بینقص نیست. در برخی مقاطع، روایت دچار اطناب میشود و استفاده مکرر از خشونت، گاهی کارکرد دراماتیک خود را از دست میدهد اما با نزدیک شدن به پایان، سریال دوباره به تمرکز اولیهاش برمیگردد و تنشها را به شکلی هدفمند پیش میبرد.
«پسران»، تجربهای متفاوت در ژانر ابرقهرمانی است؛ روایتی که بهجای ساختن اسطوره، آنها را به چالش میکشد و تصویری واقعگرایانهتر و البته تلختراز قدرت ارائه میدهد و حتی از منظر شخصیتپردازی نگاهی چند لایه و عمیق به روان شخصیتها دارد و هر یک از ابرقهرمانهای شرور داستان میتوانند نماینده و مثالی بارز از اختلالات و طرحوارههای مسئله ساز و معروف در حیطه روانشناسی به شمار روند.
نکته جالب تر اینکه شخصیتپردازی عمیق این سریال موجب همدردی در مخاطب با همین افراد شرور میگردد و عاملی است برای آنکه نتوانند از هیچ کدام از نقشها علی رغم تمام سیاهیهایشان به طور کامل متنفر باشند.
فصل آخر این سریال بحثبرانگیز و معروف هم اکنون در حال پخش بوده و به زودی به اتمام میرسد. باید دید آیا این سریال برای پایانبندی خود وفاداری به کتابهای کمیک را ترجیح خواهد داد یا با رفتن به سراغ یک پایان متفاوت مخاطبان خود را در مثل همیشه در شوک فرو خواهد برد.
انتهای پیام/