تجریش؛ سالگرد جنایتی که چهره واقعی تجاوز را آشکار کرد
بعضی مکانها پس از یک حادثه، دیگر فقط یک نقطه جغرافیایی نیستند. به نماد تبدیل میشوند، نماد یک رنج، یک خاطره جمعی و یک حقیقت تاریخی. میدان تجریش نیز پس از حمله اسرائیل به یکی از این نمادها تبدیل شد. نماد روزی که تجاوز اسرائیل قلب زندگی روزمره مردم ایران نشانه رفت.
یک سال از آن روز گذشته است، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست، اینکه چگونه رژیمی که سالها خود را قربانی ناامنی معرفی کرده، به بزرگترین عامل ناامنی در منطقه تبدیل شده است؟ چگونه رژیمی که مدام از حق دفاع از خود سخن میگوید، آغازگر حمله به کشورهای دیگر و ناقض آشکار حاکمیت ملی آنها شده است؟ واقعیت این است که ماجرای تجریش را نمیتوان به چند ثانیه یا چند دقیقه محدود کرد. تجریش یک حادثه منفرد نبود، بلکه بخشی از یک پروژه بزرگتر بود. پروژهای که بر پایه توسل به زور، نقض حاکمیت کشورها و بیاعتنایی به قواعد بینالمللی بنا شده است.
در روایت رسمی اسرائیل، همواره تلاش میشود اقدامات نظامی این رژیم در قالب مفاهیمی مانند امنیت، بازدارندگی یا مقابله با تهدیدات توجیه شود، اما واقعیت میدان چیز دیگری را نشان میدهد. وقتی حملات نظامی به خاک یک کشور مستقل کشیده میشود، وقتی امنیت شهرها و شهروندان هدف قرار میگیرد و وقتی میلیونها انسان ناچار میشوند سایه جنگ را بر فراز زندگی خود احساس کنند، دیگر نمیتوان از امنیت سخن گفت؛ اینجا مسئله، تجاوز است.
تجریش دقیقا به همین دلیل اهمیت دارد. زیرا چهره انسانی این تجاوز را آشکار کرد. جنگها معمولا در گزارشهای سیاسی و نظامی روایت میشوند، با آمار، تحلیلهای راهبردی و محاسبات ژئوپلیتیکی، اما در نهایت این مردم عادی هستند که هزینه جنگ را میپردازند. آنها تنها در حال زندگی کردن هستند، در حال رفتوآمد، خرید، کار و ساختن روزمرگیهای خود.
رژیم اسرائیل طی دهههای گذشته بارها نشان داده که برای تحقق اهداف خود، از گسترش دامنه بحران ابایی ندارد. کارنامه این رژیم در فلسطین، لبنان، سوریه و دیگر نقاط منطقه، مملو از نمونههایی است که نشان میدهد منطق حاکم بر سیاستهای آن، بیش از آنکه بر احترام به قواعد بینالمللی استوار باشد، بر اصل برتری نظامی و تحمیل اراده از طریق قدرت تکیه دارد. حمله به ایران نیز در همین چارچوب قابل فهم است. این حمله، صرفا یک عملیات نظامی نبود، بلکه تعرض به حاکمیت یک کشور عضو سازمان ملل متحد بود. تعرضی که بدون هیچ مجوز بینالمللی و خارج از هر چارچوب پذیرفتهشده حقوقی صورت گرفت. از همین رو مسئله اصلی فقط محل اصابت موشکها نیست؛ مسئله اصلی اصل تجاوز است.
گاهی در تحلیلها، همه چیز به این پرسش تقلیل داده میشود که آیا هدف نظامی بوده یا غیرنظامی. اما این نگاه، بخش مهمی از واقعیت را نادیده میگیرد. حتی پیش از آنکه درباره محل اصابت صحبت کنیم، باید درباره اصل حمله سخن بگوییم. اسرائیل آغازگر جنگ بود. اسرائیل تصمیم گرفت حاکمیت یک کشور مستقل را نقض کند. اسرائیل تصمیم گرفت منطقه را به سمت تنش بیشتر سوق دهد، بنابراین تجریش نه نقطه آغاز محکومیت، بلکه یکی از شواهد آن است.
سالگرد تجریش از این منظر صرفا سالگرد یک حادثه نیست، سالگرد یادآوری مسئولیتهاست. مسئولیت نهادهای بینالمللی که مدعی دفاع از صلح و امنیت جهانی هستند. مسئولیت دولتهایی که از حقوق بشر سخن میگویند، اما در برابر جنایات اسرائیل سکوت میکنند و مسئولیت افکار عمومی جهان که نباید اجازه دهد قربانیان این تجاوزها در میان هیاهوی اخبار روزمره فراموش شوند.
آنچه در سالهای اخیر بیش از هر چیز به اعتبار نظام بینالملل آسیب زده، نه فقط وقوع جنگها، بلکه استانداردهای دوگانه در مواجهه با آنها بوده است. اگر تجاوز محکوم است، باید برای همه محکوم باشد. اگر نقض حاکمیت کشورها غیرقابل قبول است، این اصل نباید تابع ملاحظات سیاسی شود. اگر جان انسانها ارزش دارد، این ارزش نباید با ملیت، مذهب یا موقعیت جغرافیایی سنجیده شود.
مشکل امروز جهان فقط وجود جنگ نیست، مشکل آن است که برخی جنگها دیده میشوند و برخی دیگر نادیده گرفته میشوند. برخی قربانیان نام و چهره پیدا میکنند و برخی قربانیان در سکوت به حاشیه رانده میشوند. این همان وضعیتی است که به رژیم اسرائیل امکان داده سالها سیاستهای تهاجمی خود را ادامه دهد، بیآنکه هزینهای متناسب با اقداماتش پرداخت کند.
در سالگرد حمله به تجریش، نباید اجازه داد این حادثه به یک خاطره کمرنگ در آرشیو اخبار تبدیل شود. تجریش باید زنده بماند؛ نه بهعنوان یادآور یک انفجار و حمله هوایی، بلکه بهعنوان نماد یک حقیقت. حقیقتی که میگوید تجاوز، صرفنظر از نام و پرچم عامل آن، تجاوز است. حقیقتی که میگوید امنیت ملتها نباید قربانی بلندپروازیها نظامی و جنگ افروزی شود و حقیقتی که یادآوری میکند سکوت در برابر جنایت، زمینهساز تکرار آن است.
امروز، یک سال پس از آن حادثه، مطالبه همچنان همان است که در نخستین روز پس از حمله بود، پاسخگویی عاملان، پایان دادن به مصونیت رژیم اسرائیل و جلوگیری از تکرار جنایتهایی که امنیت و ثبات منطقه را هدف گرفتهاند. تجریش تنها یک میدان در تهران نیست، سندی است از اینکه تجاوزگری، هرچقدر هم با عناوین سیاسی و امنیتی پوشانده شود، در نهایت چهره واقعی خود را آشکار میکند.
انتهای پیام/