طلاق؛ زنگ خطری برای خانواده و سرمایه اجتماعی

|
۱۴۰۵/۰۵/۱۷
|
۰۹:۰۸:۰۱
| کد خبر: ۲۳۷۴۵۳۳
سمنان
علی یزدانیان دکتری تخصصی حقوق عمومی و مسئول پژوهشی مرکز پژوهش‌های شورای اسلامی شهر سمنان طی یادداشتی در برنا با نگاهی به علل پیامدهای طلاق با تاکید بر استان سمنان به ضرورت مداخله اجتماعی در این موضوع پرداخت.

دکتر یزدانیان در خبرگزاری برنا سمنان نوشت: خانواده در همه جوامع انسانی بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی و نخستین بستر شکل‌گیری شخصیت افراد است. بسیاری از ارزش‌های اخلاقی، هنجارهای اجتماعی، مهارت‌های ارتباطی و احساس تعلق اجتماعی در درون خانواده شکل می‌گیرد و از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد.

به همین دلیل هرگونه آسیب به این نهاد، تنها یک مسئله فردی یا خانوادگی نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای کل جامعه به همراه داشته باشد. در این میان، طلاق به عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی خانواده ایرانی، در سال‌های اخیر توجه پژوهشگران، سیاست‌گذاران و فعالان اجتماعی را به خود جلب کرده است.

اگرچه طلاق در برخی موارد می‌تواند راهکاری قانونی برای پایان دادن به یک زندگی پرتنش، خشونت‌آمیز یا غیرقابل تحمل باشد، اما افزایش روند آن در جامعه، زنگ خطری است که نباید از کنار آن به سادگی عبور کرد. آمارهای رسمی سال‌های اخیر نشان می‌دهد که تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، ساختار خانواده را با چالش‌های جدیدی مواجه کرده و پایداری روابط زناشویی را تحت تأثیر قرار داده است.

مطالعات انجام‌شده در ایران طی یک دهه گذشته نشان می‌دهد که طلاق پدیده‌ای چندعاملی است و نمی‌توان آن را به یک علت خاص محدود کرد. بر اساس یافته‌های پژوهشی، عواملی همچون بیکاری، مشکلات مالی، عدم تفاهم اخلاقی، اعتیاد، ناباروری، تفاوت‌های فرهنگی و اعتقادی، دخالت اطرافیان، بیماری‌های روانی، خشونت خانگی، بی‌اعتمادی، خیانت، ازدواج‌های اجباری و فقدان رضایت از زندگی مشترک از مهم‌ترین دلایل وقوع طلاق محسوب می‌شوند.

 این عوامل هرچند در سطح فردی و خانوادگی ظاهر می‌شوند، اما در واقع بازتابی از شرایط گسترده‌تر اقتصادی و اجتماعی جامعه هستند.

واقعیت این است که خانواده از محیط پیرامون خود جدا نیست. هنگامی که جامعه با مشکلات اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و نااطمینانی نسبت به آینده مواجه می‌شود، این فشارها به درون خانواده نیز منتقل می‌شوند.

 مشکلات معیشتی، اضطراب ناشی از تأمین هزینه‌های زندگی، دشواری دسترسی به مسکن مناسب و نگرانی نسبت به آینده فرزندان، زمینه افزایش تنش‌های خانوادگی را فراهم می‌کند. در چنین شرایطی اختلافاتی که در گذشته ممکن بود با گفت‌وگو و تعامل حل شوند، به تدریج به بحران‌های جدی تبدیل می‌شوند.

از سوی دیگر، تحولات فرهنگی و اجتماعی نیز بر روابط خانوادگی تأثیرگذار بوده‌اند. گسترش فناوری‌های ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی، تغییر سبک زندگی، افزایش انتظارات از زندگی مشترک، تغییر نگرش نسل جدید نسبت به ازدواج و خانواده و رشد فردگرایی، ساختار روابط میان زوجین را دستخوش تغییر کرده است. بسیاری از جوانان با آرمان‌ها و انتظاراتی وارد زندگی مشترک می‌شوند که در عمل تحقق همه آنها امکان‌پذیر نیست.

 فاصله میان انتظارات و واقعیت‌های زندگی، گاه زمینه نارضایتی و تعارض را فراهم می‌کند.

در کنار این مسائل، ضعف آموزش مهارت‌های زندگی نیز قابل توجه است. هنوز بسیاری از زوجین بدون آشنایی کافی با مهارت‌های ارتباطی، مدیریت هیجانات، حل تعارض، گفت‌وگوی مؤثر و مسئولیت‌های زندگی مشترک وارد ازدواج می‌شوند. در نتیجه، نخستین اختلافات و چالش‌های زندگی مشترک می‌تواند به بحرانی جدی تبدیل شود.

آموزش مهارت‌های زندگی پیش از ازدواج و حتی پس از آن، یکی از مهم‌ترین نیازهای نظام اجتماعی و آموزشی کشور به شمار می‌رود.

موضوع دیگری که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف شبکه‌های حمایتی است. در گذشته خانواده‌های گسترده، بزرگان فامیل و روابط محلی نقش مؤثری در کاهش تنش‌ها و میانجی‌گری میان زوجین داشتند. اما امروزه به دلیل تغییر سبک زندگی، مهاجرت، کوچک شدن خانواده‌ها و کاهش ارتباطات سنتی، بسیاری از این ظرفیت‌ها تضعیف شده‌اند. نتیجه آن است که زوجین در مواجهه با مشکلات، بیش از گذشته احساس تنهایی می‌کنند و گاه بدون دریافت کمک و مشاوره مناسب به سمت جدایی سوق داده می‌شوند.

با این حال، مهم‌ترین و در عین حال نگران‌کننده‌ترین پیامد طلاق را باید در تأثیر آن بر فرزندان جست‌وجو کرد. هنگامی که یک زوج دارای فرزند هستند، آثار طلاق دیگر تنها محدود به زن و شوهر نیست، بلکه نسل آینده نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. کودکان و نوجوانان پس از جدایی والدین ممکن است احساس ناامنی، اضطراب، افسردگی، خشم، انزوا و سردرگمی را تجربه کنند. برخی از آنان با افت تحصیلی، مشکلات رفتاری یا کاهش اعتماد به نفس مواجه می‌شوند و برخی دیگر در برقراری روابط اجتماعی و عاطفی پایدار در آینده با دشواری روبه‌رو خواهند شد.

بسیاری از این کودکان ناچارند زندگی خود را در کنار یکی از والدین ادامه دهند و با شرایط جدید خانوادگی سازگار شوند. برخی با حضور ناپدری یا نامادری مواجه می‌شوند و برخی 

دیگر در خانواده‌های تک‌والدی رشد می‌کنند. هرچند نمی‌توان درباره همه این خانواده‌ها قضاوت یکسانی داشت و در بسیاری از موارد والدین تلاش می‌کنند بهترین شرایط را برای فرزندان فراهم آورند، اما واقعیت آن است که محروم شدن از حضور مستمر و همزمان پدر و مادر می‌تواند آثار عاطفی و تربیتی قابل توجهی بر کودک بر جای بگذارد.

از منظر اجتماعی نیز افزایش طلاق می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای به همراه داشته باشد. کاهش انسجام اجتماعی، افزایش آسیب‌های روانی، گسترش احساس بی‌اعتمادی، کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی از جمله نتایج بلندمدت آن است. به همین دلیل، طلاق را نمی‌توان صرفاً یک موضوع شخصی یا خانوادگی دانست؛ بلکه باید آن را مسئله‌ای اجتماعی تلقی کرد که نیازمند توجه و برنامه‌ریزی جدی است.

استان سمنان نیز همانند بسیاری از استان‌های کشور از این تحولات مصون نمانده است. تغییرات اقتصادی، مهاجرت، تحولات فرهنگی، افزایش هزینه‌های زندگی و تغییر سبک روابط اجتماعی در سال‌های اخیر، ضرورت توجه بیشتر به نهاد خانواده را دوچندان کرده است. در چنین شرایطی لازم است دستگاه‌های فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و رسانه‌ای با همکاری یکدیگر برای ارتقای مهارت‌های زندگی، توسعه خدمات مشاوره خانواده و تقویت بنیان خانواده برنامه‌ریزی کنند.

بدون تردید، مقابله با روند رو به رشد طلاق تنها از مسیر دادگاه‌ها و قوانین امکان‌پذیر نیست. راه‌حل اصلی در پیشگیری، آموزش، حمایت اجتماعی و بهبود شرایط اقتصادی نهفته است. ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار برای جوانان، تسهیل ازدواج، توسعه مراکز مشاوره تخصصی، آموزش مهارت‌های ارتباطی و ارتقای سلامت روان از جمله اقداماتی است که می‌تواند به کاهش این آسیب اجتماعی کمک کند.

امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه راهبردی به خانواده هستیم. خانواده صرفاً محل زندگی چند نفر زیر یک سقف نیست؛ خانواده مهم‌ترین سرمایه اجتماعی هر جامعه است. هر اقدامی که به تحکیم این نهاد منجر شود، در حقیقت سرمایه‌گذاری برای آینده کشور، سلامت اجتماعی و تربیت نسل‌های آینده خواهد بود. اگر خانواده آسیب ببیند، جامعه نیز از پیامدهای آن مصون نخواهد ماند؛ اما اگر خانواده تقویت شود، بسیاری از آسیب‌های اجتماعی پیش از شکل‌گیری مهار خواهند شد.

نظر شما
captcha