برنا گزارش می‌دهد:

مسکن ایران در سال جنگ/۱۴۰۴ بازار سخت ، ۱۴۰۵ بازار نامطمئن

|
۱۴۰۵/۰۶/۰۸
|
۰۶:۰۰:۰۲
| کد خبر: ۲۳۸۲۹۹۶
خاه
برنا - گروه اقتصادی: بازار مسکن ایران در سال ۱۴۰۵ وارد مرحله‌ای متفاوت از سال قبل شده است؛ بازاری که پیش از آغاز جنگ نیز با تورم، افت قدرت خرید و فاصله شدید قیمت خانه با درآمد خانوار مواجه بود، اما جنگ این معادله را وارد مرحله تازه‌ای کرد. مقایسه داده‌های منابع رسمی درباره تهران نشان می‌دهد نسبت قیمت مسکن به درآمد که در شاخص سال ۲۰۲۵ حدود ۳۲.۷ برابر ثبت شده بود، در داده‌های ۲۰۲۶ به حدود ۲۶ برابر رسیده است؛ با این حال این کاهش به معنای ارزان‌شدن واقعی مسکن نیست، زیرا هم‌زمان ارزش ریال، سطح عمومی قیمت‌ها و درآمد دلاری تغییر کرده‌اند.

 به گزارش برنا، در سوی دیگر، آمار‌های میدانی از افزایش حدود ۸۰ درصدی ارزش املاک تهران پس از آغاز درگیری‌های ۲۰۲۶ خبر داده، در حالی که آمار‌های رسمی همانند بانک مرکزی در پایان اوت ۲۰۲۶ تورم ایران را حدود ۶۶ درصد برآورد کرده است؛ بنابراین بازار مسکن در شهریور ۱۴۰۵ را نمی‌توان صرفاً با نمودار قیمت توضیح داد؛ جنگ، نااطمینانی و کاهش ارزش پول، رفتار فروشنده و خریدار را نیز تغییر داده‌اند.

۱۴۰۴، بحران مسکن پیش از جنگ آغاز شده بود

برای درک بازار ۱۴۰۵، باید به سال ۱۴۰۴ بازگشت؛ سالی که مسکن ایران پیش از ورود شوک جنگی نیز درگیر یک بحران ساختاری بود. داده‌های رسمی برای سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد نسبت قیمت مسکن به درآمد در تهران به ۳۲.۷ برابر رسیده بود. این شاخص در واقع نشان می‌داد قیمت خانه فاصله بسیار زیادی با درآمد خانوار پیدا کرده و خرید مسکن برای بخش بزرگی از جمعیت، حتی پیش از تحولات ۱۴۰۵، به یک مسئله بلندمدت تبدیل شده بود. در همان شاخص، نسبت هزینه پرداخت وام مسکن به درآمد ۸۰۹.۱ درصد گزارش شده بود و شاخص توان خرید مسکن نیز تنها ۰.۱ بود؛ مجموعه‌ای از اعداد که نشان می‌دهد مشکل بازار فقط کمبود عرضه یا بالا بودن قیمت نبود، بلکه نظام تأمین مالی نیز نمی‌توانست فاصله میان درآمد و ارزش ملک را پر کند.

در واقع، سال ۱۴۰۴ را می‌توان سال شکل‌گیری یک شکاف بزرگ میان «نیاز به مسکن» و «تقاضای مؤثر برای خرید» دانست. خانوار ایرانی همچنان به خانه نیاز داشت، اما توان تبدیل این نیاز به معامله کاهش یافته بود. همین مسئله باعث شد رکود معاملات الزاماً به کاهش شدید قیمت منجر نشود، زیرا فروشنده در اقتصادی تورمی حاضر نبود دارایی خود را به‌راحتی با قیمت پایین‌تر واگذار کند. این ویژگی در ۱۴۰۴ وجود داشت، اما هنوز متغیر جنگ وارد مرکز تصمیم‌گیری بازار نشده بود.

۱۴۰۵، جنگ معادله بازار را تغییر داد

ورود به سال ۱۴۰۵ با یک تفاوت اساسی همراه شد: جنگ و نااطمینانی ژئوپلیتیک مستقیماً وارد بازار دارایی‌ها شد آمار‌های غیر رسمی در گزارشی درباره بازار تهران اعلام کرد قیمت املاک پس از آغاز درگیری‌های اواخر فوریه حدود ۸۰ درصد افزایش یافته است؛ اتفاقی که در نگاه نخست ممکن است شبیه یک جهش بزرگ تقاضا به نظر برسد، اما جزئیات بازار نشان می‌دهد این افزایش را نمی‌توان به رونق مصرفی نسبت داد. در شرایطی که تورم بالا، ارزش پول ملی را کاهش می‌دهد و نااطمینانی درباره آینده اقتصاد افزایش می‌یابد، ملک می‌تواند برای بخشی از صاحبان سرمایه به ابزار حفظ ارزش تبدیل شود. به همین دلیل، ممکن است تعداد خانوار‌هایی که توان خرید خانه دارند کاهش یابد، اما هم‌زمان انگیزه صاحبان نقدینگی برای تبدیل پول به دارایی فیزیکی بیشتر شود.

همین جا تفاوت بنیادین ۱۴۰۵ با ۱۴۰۴ آشکار می‌شود. در ۱۴۰۴ مسئله اصلی بازار این بود که قیمت مسکن از درآمد خانوار جلو زده است؛ اما در ۱۴۰۵ علاوه بر این شکاف، ریسک جنگ، آینده ارزش ریال و امنیت سرمایه نیز به متغیر‌های تعیین‌کننده تبدیل شدند؛ بنابراین خانه در بخشی از بازار دیگر فقط کالایی برای سکونت نیست؛ بلکه به دارایی‌ای تبدیل شده که مالک می‌تواند از آن برای مقابله با کاهش ارزش پول استفاده کند. این تغییر رفتار می‌تواند حتی در شرایطی که قدرت خرید خانوار کاهش یافته، مانع افت شدید قیمت‌های اسمی شود.

مقایسه ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵؛ کاهش نسبت قیمت به درآمد، اما نه کاهش بحران

یکی از جالب‌ترین داده‌های مقایسه‌ای میان دو سال، تغییر نسبت قیمت مسکن به درآمد تهران است. این نسبت در شاخص ۲۰۲۵ حدود ۳۲.۷ برابر بود و در داده‌های ۲۰۲۶ به حدود ۲۶ برابر رسیده است. در ظاهر، کاهش این نسبت باید خبر خوبی برای خریدار باشد، اما در مورد ایران نمی‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت؛ زیرا این شاخص به شدت تحت تأثیر نرخ ارز و تبدیل قیمت‌ها و درآمد‌های ریالی به دلار قرار دارد؛ بنابراین کاهش نسبت از ۳۲.۷ به ۲۶ الزاماً به این معنا نیست که خانوار ایرانی در فاصله یک سال توانسته است با درآمد خود خانه بیشتری خریداری کند. برای تشخیص وضعیت واقعی قدرت خرید باید هم‌زمان تورم، دستمزد واقعی، نرخ ارز و هزینه تأمین مالی را بررسی کرد.

در همین نقطه، آمار تورم اهمیت پیدا می‌کند آمار‌های رسمی

در اوت ۲۰۲۶ نرخ تورم ایران را حدود ۶۶ درصد گزارش کرده و از فشار شدید جنگ و تحریم بر اقتصاد، تجارت و درآمد خانوار‌ها خبر داده است. وقتی سطح عمومی قیمت‌ها با چنین سرعتی افزایش پیدا می‌کند، مقایسه صرف قیمت اسمی خانه با سال قبل می‌تواند گمراه‌کننده باشد؛ زیرا بخشی از افزایش ارزش ریالی ملک، واکنش طبیعی دارایی به کاهش ارزش پول است. به همین دلیل، اگرچه قیمت اسمی خانه در ۱۴۰۵ رشد قابل توجهی داشته، این افزایش را نباید به‌طور کامل به عنوان افزایش واقعی ثروت مالک تلقی کرد.

چرا جنگ می‌تواند هم‌زمان بازار را گران‌تر و کم‌معامله‌تر کند؟

تناقض اصلی بازار مسکن ۱۴۰۵ همین جا شکل می‌گیرد. در شرایط عادی، افزایش قیمت باید با افزایش تقاضا همراه باشد، اما در بازار تهران رشد قیمت با رونق گسترده معاملات همراه نشده است. گزارش‌های بانک مرکزی، در گزارش خود به ادامه پایین بودن حجم معاملات در کنار افزایش شدید قیمت‌ها اشاره می‌کند. این یعنی آنچه قیمت را بالا برده، لزوماً هجوم خریداران مصرفی نبوده است؛ بلکه تورم، کاهش ارزش ریال و رفتار سرمایه‌ای بخشی از صاحبان سرمایه نقش پررنگ‌تری داشته‌اند.

در چنین بازاری، خریدار و فروشنده در دو مسیر متفاوت حرکت می‌کنند. خریدار مصرفی به درآمد خود نگاه می‌کند و می‌بیند قیمت خانه بسیار سریع‌تر از توان مالی او حرکت کرده است؛ بنابراین خرید را عقب می‌اندازد. فروشنده، اما به آینده پول نگاه می‌کند و می‌پرسد اگر امروز ملک خود را بفروشد، ارزش پول حاصل از فروش در ماه‌های آینده چه خواهد شد. در شرایط تورمی و جنگی، پاسخ این سؤال می‌تواند فروشنده را به نگهداری ملک ترغیب کند. به این ترتیب، هم خریدار از بازار عقب می‌رود و هم بخشی از عرضه واقعی کاهش پیدا می‌کند؛ نتیجه بازاری است که معامله در آن سخت‌تر می‌شود، اما قیمت اسمی نیز به‌سادگی پایین نمی‌آید.

۱۴۰۵، نقطه تغییر از «سرمایه‌گذاری» به «حفظ سرمایه»

در ۱۴۰۴ خرید ملک برای بسیاری از سرمایه‌گذاران با هدف کسب بازدهی انجام می‌شد، اما در ۱۴۰۵ با تشدید تورم و ریسک جنگ، انگیزه دیگری اهمیت بیشتری پیدا کرده است: حفظ ارزش سرمایه. تفاوت این دو رویکرد بسیار مهم است. سرمایه‌گذار در حالت اول می‌خواهد ملک بیشترین بازده را ایجاد کند، اما در حالت دوم هدف اصلی این است که سرمایه از کاهش ارزش پول آسیب کمتری ببیند. گزارش‌های رسمی از رفتار بازار تهران در سال ۲۰۲۶ دقیقاً در چنین بستری قابل فهم است؛ افزایش قیمت املاک در کنار تورم بالا و ضعف معاملات نشان می‌دهد بخشی از تقاضای بازار، ماهیت دفاعی پیدا کرده است.

در این شرایط، ملک برای بخشی از سرمایه‌گذاران مانند طلا یا ارز عمل می‌کند، با این تفاوت که نقدشوندگی پایین‌تری دارد. همین ویژگی باعث می‌شود بازار مسکن نسبت به بازار ارز و طلا رفتار متفاوتی داشته باشد. فرد ممکن است برای خرید ارز یا طلا در چند دقیقه تصمیم بگیرد، اما خرید ملک هزینه معامله، زمان فروش و ریسک نقدشوندگی دارد؛ بنابراین سرمایه‌ای که وارد ملک می‌شود معمولاً ماندگارتر است و فروشنده نیز تمایل کمتری به کاهش سریع قیمت دارد.

تهران، جایی که شکاف درآمد و مسکن عمیق‌تر دیده می‌شود

داده‌های رسمی در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد تهران همچنان یکی از دشوارترین بازار‌های مسکن ایران از منظر نسبت قیمت به درآمد است. نسبت قیمت مسکن به درآمد تهران حدود ۲۶ گزارش شده، در حالی که برای شهر‌هایی مانند اصفهان، شیراز و مشهد این نسبت پایین‌تر است. این اختلاف نشان می‌دهد تهران تنها به دلیل جمعیت بیشتر گران نیست؛ بلکه تمرکز سرمایه، اشتغال، فعالیت اقتصادی و تقاضای سرمایه‌ای باعث شده شوک‌های اقتصادی سریع‌تر در بازار ملک پایتخت منعکس شوند.

جنگ این تمرکز را نیز می‌تواند تشدید کند. در دوره‌های نااطمینانی، سرمایه معمولاً به سمت دارایی‌هایی می‌رود که مالک تصور می‌کند در برابر تورم و کاهش ارزش پول مقاوم‌ترند. در نتیجه، حتی اگر خانوار‌های متوسط از بازار خارج شوند، بخش سرمایه‌ای بازار می‌تواند همچنان فعال بماند. این همان دلیلی است که توضیح می‌دهد چرا افزایش قیمت و کاهش معاملات می‌توانند هم‌زمان اتفاق بیفتند.

وام، حلقه‌ای که در ۱۴۰۵ هنوز شکسته نشده است

یکی از تفاوت‌های مهم میان بازار مسکن ایران و بازار‌های توسعه‌یافته، نقش محدود تأمین مالی بانکی است. در شاخص ۲۰۲۵، سهم پرداخت وام مسکن از درآمد در تهران ۸۰۹.۱ درصد گزارش شده بود و در شاخص ۲۰۲۶ نیز این نسبت همچنان در محدوده بسیار بالایی قرار دارد؛ بنابراین حتی اگر نسبت قیمت به درآمد در ظاهر کاهش یافته باشد، خانوار هنوز نمی‌تواند به‌سادگی از طریق وام شکاف موجود را جبران کند.

این مسئله در سال جنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا تورم بالا هزینه تأمین مالی را نیز سنگین می‌کند. اگر نرخ بهره وام بالا باشد، افزایش مبلغ وام الزاماً به افزایش قدرت خرید منجر نمی‌شود؛ بخشی از افزایش درآمد خانوار باید صرف بازپرداخت بدهی شود. در نتیجه، بازار مسکن ۱۴۰۵ نه‌تنها با مشکل قیمت، بلکه با مشکل تأمین سرمایه اولیه و هزینه اعتبار مواجه است.

۱۴۰۴ یک بازار سخت بود؛ ۱۴۰۵ یک بازار نامطمئن شد

اگر بخواهیم تفاوت دو سال را در یک جمله بیان کنیم، می‌توان گفت ۱۴۰۴ سال سخت‌شدن خرید مسکن بود، اما ۱۴۰۵ سال نامطمئن‌شدن تصمیم خرید و فروش است.

در ۱۴۰۴ خانوار عمدتاً با مسئله قیمت و درآمد مواجه بود. خریدار می‌دانست خانه گران است و باید برای خرید بیشتر پس‌انداز کند. اما در ۱۴۰۵ علاوه بر این مشکل، هیچ‌کس تصویر روشنی از آینده اقتصاد، ارزش پول، تورم و شرایط سیاسی ندارد. همین نااطمینانی باعث می‌شود تصمیم خرید و فروش از یک تصمیم صرفاً اقتصادی به تصمیمی درباره آینده تبدیل شود.

این تفاوت بسیار مهم است، زیرا بازار مسکن به‌شدت به انتظارات وابسته است. اگر مردم انتظار افزایش بیشتر قیمت داشته باشند، فروشنده عرضه را کاهش می‌دهد و خریدار سرمایه‌ای زودتر وارد می‌شود. اگر انتظار کاهش قیمت شکل بگیرد، هر دو طرف معامله ممکن است منتظر بمانند؛ بنابراین انتظارات در ۱۴۰۵ بیش از گذشته به بخشی از خود قیمت تبدیل شده‌اند.

پایان تابستان ۱۴۰۵، بازار در یک دوراهی

در پایان تابستان ۱۴۰۵، بازار مسکن ایران میان دو نیروی متضاد گرفتار است. از یک طرف، تورم بالا، کاهش ارزش پول و نااطمینانی ناشی از جنگ به حفظ ارزش اسمی دارایی‌ها کمک می‌کنند. از طرف دیگر، افت قدرت خرید خانوار و محدودیت تأمین مالی، تقاضای مصرفی را تضعیف می‌کنند. اگر جنگ و فشار‌های اقتصادی ادامه پیدا کنند، احتمالاً بازار با همان الگوی «قیمت بالا و معامله محدود» مواجه خواهد بود؛ یعنی کاهش قدرت خرید به جای آنکه الزاماً قیمت را پایین بیاورد، ابتدا تعداد خریداران واقعی را کاهش می‌دهد.

اما اگر فضای سیاسی و اقتصادی آرام‌تر شود، داستان می‌تواند متفاوت باشد. در این صورت ممکن است بخشی از تقاضای احتیاطی و سرمایه‌ای از بازار خارج شود و فروشندگانی که در دوره جنگ از فروش خودداری کرده‌اند، دوباره وارد بازار شوند. در چنین سناریویی، آنچه اهمیت پیدا می‌کند نه فقط قیمت‌های پیشنهادی، بلکه فاصله میان قیمت پیشنهادی و قیمت قطعی معامله خواهد بود؛ زیرا این فاصله می‌تواند نشان دهد بازار واقعاً چقدر کشش قیمت‌های جدید را دارد.

جنگ قیمت خانه را فقط بالا نبرد، رفتار بازار را تغییر داد

مقایسه ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نشان می‌دهد بازار مسکن ایران وارد مرحله‌ای شده که نمی‌توان آن را صرفاً با افزایش قیمت توضیح داد. در ۱۴۰۴، نسبت قیمت مسکن به درآمد تهران ۳۲.۷ برابر بود و بحران اصلی، فاصله میان درآمد و ارزش ملک بود. در ۱۴۰۵ این نسبت در داده‌های رسمی به حدود ۲۶ برابر رسیده، اما هم‌زمان اقتصاد با تورم حدود ۶۶ درصدی، فشار تحریم‌ها و پیامد‌های جنگ روبه‌رو شده است؛ بنابراین کاهش ظاهری نسبت قیمت به درآمد را نمی‌توان نشانه بهبود بازار دانست.

از سوی دیگر، گزارش‌های رسمی از رشد حدود ۸۰ درصدی ارزش املاک تهران پس از آغاز درگیری‌ها نشان می‌دهد که جنگ نه‌تنها ریسک اقتصادی ایجاد کرده، بلکه بخشی از سرمایه را به سمت دارایی‌های فیزیکی سوق داده است. در نتیجه، مسکن در سال ۱۴۰۵ بیش از گذشته به یک پناهگاه سرمایه در برابر تورم و کاهش ارزش پول تبدیل شده، در حالی که همان تحول، ورود خانوار‌های فاقد خانه به بازار را دشوارتر کرده است.

به همین دلیل، تفاوت واقعی ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ را باید در رفتار بازار جست‌و‌جو کرد، نه فقط در عدد قیمت. ۱۴۰۴ بازار مسکنی بود که مردم توان خریدش را نداشتند؛ ۱۴۰۵ بازاری شد که صاحبان سرمایه بیش از گذشته به نگهداری آن به‌عنوان سپر تورمی فکر می‌کنند. جنگ این شکاف را ایجاد نکرد، اما آن را عمیق‌تر و پیچیده‌تر کرد.

در شهریور ۱۴۰۵، پرسش اصلی بازار دیگر این نیست که «خانه چقدر گران شده است؟» پرسش مهم‌تر این است که «آیا قیمت مسکن هنوز از منطق عرضه و تقاضای مصرفی پیروی می‌کند یا جنگ و تورم، آن را به بخشی از بازار حفظ ارزش سرمایه تبدیل کرده‌اند؟»

 

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر