۱۵ مهرماه، زادروز سهراب سپهری؛ شاعری که از کاشان تا جهان، شعر و نقاشی را پیوند زد

|
۱۴۰۵/۰۷/۱۵
|
۱۵:۲۰:۲۶
| کد خبر: ۲۳۹۸۸۴۵
سهراب سپهری
۱۵ مهرماه، زادروز سهراب سپهری است؛ شاعری که با پیوند طبیعت، عرفان و زبان ساده، شعر معاصر ایران را دگرگون کرد و نقاشی‌هایش نیز به بازار هنر جهان راه یافت.

به گزارش روی خط رسانه های برنا؛ ۱۵ مهرماه در تقویم فرهنگی ایران با نام شاعری گره خورده است که بیش از چهار دهه پس از درگذشتش، هنوز زبان شعر و نگاه او به طبیعت و انسان برای نسل‌های مختلف تازگی دارد؛ سهراب سپهری، شاعر و نقاشی که توانست میان شعر، نقاشی، طبیعت و جست‌وجوی معنوی انسان پیوندی کم‌نظیر ایجاد کند.

سپهری در مهرماه ۱۳۰۷ متولد شد و هرچند محل تولدش قم بود، خودش پیوند عمیقی با کاشان داشت و این تعلق در شعر و نقاشی‌اش بارها بازتاب یافت. حتی درباره تاریخ تولد او نیز روایت‌های متفاوتی وجود دارد و در شناسنامه، ۱۵ مهر ثبت شده است.

او در سال‌های زندگی، مسیر متفاوتی را در ادبیات معاصر پیمود؛ نه مانند شاعران اجتماعی هم‌نسل خود به سیاست و جامعه پرداخت و نه طبیعت را صرفاً موضوعی برای توصیف قرار داد. در شعر سپهری، طبیعت راهی برای رسیدن به معناست؛ درخت، آب، نور، باغ، پرنده و حتی سکوت، نشانه‌هایی برای بازگشت انسان به خویشتن و جهان پیرامون هستند.

شاعری که معنویت را در طبیعت جست‌وجو کرد

محمد کریم‌پوربا اشاره به اینکه سپهری از شاعران مهم جریان شعر نو فارسی است که زبان شعر را به سمت سادگی، تصویرسازی و تجربه‌های شخصی سوق داد، اظهار کرد: هشت کتاب حاصل همین مسیر است؛ مسیری که در آن شعر از روایت‌های مرسوم فاصله می‌گیرد و به تجربه‌ای درونی تبدیل می‌شود.

وی ابراز کرد: از مهم‌ترین ویژگی‌های شعر او، پیوند با عرفان است؛ اما عرفان سپهری، الزاماً عرفانی با زبان مستقیم و اصطلاحات سنتی نیست. او به جای آنکه از مفاهیم دینی به صورت خطابی سخن بگوید، تلاش می‌کند امر قدسی را در جهان روزمره پیدا کند.

این کارشناس زبان و ادبیات فارسی تصریح کرد: اگر بخواهیم نسبت سهراب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی را بررسی کنیم، نباید تنها به دنبال واژه‌های صریح مذهبی در شعر او باشیم. جهان شعری سپهری سرشار از مفاهیمی مانند نور، پاکی، خلوت، سلوک، بازگشت به فطرت و جست‌وجوی حقیقت است؛ مفاهیمی که با سنت عرفانی و معنوی فرهنگ ایرانی و اسلامی ارتباط دارند.

وی خاطرنشان کرد: از این منظر، شعر «نشانی» یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست؛ جایی که پرسش «خانه دوست کجاست؟» به یک جست‌وجوی معنوی تبدیل می‌شود. بسیاری از خوانش‌های عرفانی این شعر، «دوست» را نمادی از حقیقت یا خداوند دانسته‌اند و مسیر رسیدن به خانه دوست را با مراحل سلوک عرفانی مقایسه کرده‌اند.

کریم پور افزود: این نگاه در «صدای پای آب» نیز دیده می‌شود؛ جایی که شاعر به جای جدا کردن انسان از طبیعت، نوعی یگانگی میان این دو برقرار می‌کند. در این خوانش، آب تنها یک عنصر طبیعی نیست؛ می‌تواند نشانه پاکی و حیات باشد و طبیعت، عرصه‌ای برای دیدن نشانه‌های معنا.

وی گفت: این ویژگی سبب شده شعر سپهری در میان خوانندگان مذهبی نیز قابل تأمل باشد، هرچند نباید او را شاعری با شعر مذهبی به معنای کلاسیک دانست. تفاوت مهم همین‌جاست: سپهری بیشتر از آنکه درباره دین شعر بگوید، درباره معنویت و تجربه انسان در برابر هستی سخن می‌گوید.

سهراب سپهری؛ شاعری که از کاشان تا جهان، شعر و نقاشی را پیوند زد

از «اهل کاشانم» تا جهانی شدن یک نگاه

کاشان در این میان فقط زادبوم فرهنگی شاعر نیست؛ بخشی از هویت شعری اوست. عبارت مشهور «اهل کاشانم» در شعر «صدای پای آب» به یکی از شناسه‌های فرهنگی این شاعر تبدیل شده است.

رد پای کاشان، مشهد اردهال، باغ، آب و معماری و طبیعت کویری را می‌توان در جهان ذهنی سپهری دید. حتی زبان و تعبیرهای بومی نیز در شعر او حضور پیدا کرده‌اند و همین مسئله سبب شده شعر سپهری برای مخاطب ایرانی، در عین مدرن بودن، غریبه نباشد.

از سوی دیگر، سادگی زبان سپهری یکی از عوامل ماندگاری شعر اوست. او کلمات پیچیده را کنار هم نمی‌چیند تا معنایی دشوار بسازد؛ بلکه از واژه‌های آشنا برای ساختن جهانی تازه استفاده می‌کند. همین ویژگی باعث شده بسیاری از سطرهای شعرش وارد حافظه عمومی ایرانیان شود.

نقاشی‌هایی که از مرزهای ایران عبور کردند

فرزاد ابراهیمی هم با اشاره به اینکه سهراب سپهری فقط شاعر نبود، اظهار کرد: او یک نقاش جدی و صاحب سبک بود و اگر شعرش با کلمات به جست‌وجوی طبیعت می‌رفت، نقاشی‌اش همین مسیر را با رنگ و فرم دنبال می‌کرد.

وی ابراز کرد: نقاشی سپهری را نمی‌توان صرفاً تصویرسازی طبیعت دانست. درخت‌ها، کویر و فضاهای خلوت در آثار او، بیش از آنکه یک منظره بیرونی باشند، نوعی تجربه درونی‌اند. به همین دلیل است که نقاشی و شعر او دو مسیر جدا نیستند؛ هر دو از یک جهان‌بینی سرچشمه می‌گیرند.

این کارشناس هنرهای تجسمی تصریح کرد: اهمیت سپهری در هنر تجسمی ایران زمانی بیشتر آشکار می‌شود که آثارش را در کنار جریان‌های نقاشی مدرن ایران بررسی کنیم. او تحت تأثیر هنر مدرن و تجربه‌های هنری شرق و غرب، زبان شخصی خود را پیدا کرد و درختان، تنه‌ها، کویر و فضاهای انتزاعی را به عناصر اصلی آثارش تبدیل کرد.

وی خاطرنشان کرد: ارزش آثار سپهری در بازار هنر نیز نشان‌دهنده جایگاه اوست. آثار او در حراج‌های بین‌المللی از جمله ساتبیز و کریستیز عرضه شده‌اند. در یکی از دوره‌های کریستیز، دو اثر از سپهری با برآوردهای ده‌ها هزار دلاری ارائه شد و در حراج ساتبیز لندن نیز آثار او در کنار آثار هنرمندان برجسته ایرانی و منطقه عرضه شد.

سهراب سپهری؛ شاعری که از کاشان تا جهان، شعر و نقاشی را پیوند زد

میراث سپهری؛ گنجینه‌ای که می‌توانست در کاشان باشد

با وجود این جایگاه، یکی از پرسش‌های مهم همچنان درباره سرنوشت میراث مادی سهراب و جایگاه آن در زادبوم فرهنگی او مطرح است؛ اینکه چرا کاشان هنوز یک موزه جامع و درخور نام سهراب سپهری ندارد.

بخشی از آثار، دست‌نوشته‌ها و وسایل شخصی سپهری در موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان نگهداری می‌شود. گزارش‌هایی درباره اهدای مجموعه‌ای از آثار، طرح‌ها، دست‌نوشته‌ها و لوازم شخصی سپهری از سوی خانواده او به این موزه منتشر شده و این مجموعه در مقطعی به حدود ۵۰۰ اثر و شیء رسیده است.

مرتضی احمدی نجات نیز اظهار کرد: کاشان بیش از هر شهر دیگری می‌توانست صاحب موزه یا خانه‌موزه‌ای جامع برای سهراب سپهری باشد؛ نه فقط به دلیل تعلق جغرافیایی، بلکه به خاطر پیوند عمیق میان شعر، نقاشی، طبیعت و هویت فرهنگی این شهر با آثار او. نبود چنین موزه‌ای یک خلأ فرهنگی جدی است.

وی با اشاره به ضرورت همکاری نهادهای محلی و ملی ابراز کرد: ساخت موزه سهراب نباید صرفاً یک پروژه عمرانی تلقی شود، بلکه می‌تواند به یک مرکز فرهنگی، پژوهشی و گردشگری تبدیل شود؛ مرکزی که شعر و نقاشی سپهری را همزمان معرفی کند و اسناد و اشیای شخصی او را در اختیار پژوهشگران و مردم قرار دهد.

این کارشناس میراث فرهنگی تصریح کرد: اینکه بخشی از میراث مادی سهراب در کرمان نگهداری می‌شود، در ذات خود اتفاق نامطلوبی نیست و نگهداری آثار در یک موزه تخصصی ارزشمند است؛ مسئله اصلی این است که کاشان نباید از داشتن یک مرکز معتبر برای معرفی میراث سپهری محروم بماند.

این موضوع حتی در سال‌های گذشته نیز مورد توجه مدیران فرهنگی کاشان قرار گرفته است. پیشتر یکی از مسئولان کاشان از گفت‌وگو با مدیران کرمان درباره آثار و ابزار سهراب و همچنین احتمال پیگیری موضوع تأسیس بنیاد سهراب سخن گفته بود.

سهراب؛ میراث مشترک شعر، هنر و فرهنگ ایران

سهراب سپهری را نمی‌توان فقط با «خانه دوست کجاست» یا «اهل کاشانم» به یاد آورد. او بخشی از جریان تحول شعر فارسی در قرن معاصر است؛ شاعری که زبان را ساده‌تر، تصویر را پررنگ‌تر و طبیعت را به یکی از مهم‌ترین عناصر معنایی شعر تبدیل کرد.

در سوی دیگر، نقاشی‌های او نشان دادند که یک شاعر می‌تواند در عرصه هنرهای تجسمی نیز صاحب زبان مستقل باشد. امروز آثارش در حراج‌های مهم جهانی عرضه می‌شوند و نام او در کنار هنرمندان شناخته‌شده هنر مدرن ایران قرار می‌گیرد.

اما شاید مهم‌تر از همه، میراث فکری اوست؛ دعوتی آرام به دیدن دوباره جهان. سپهری به مخاطب یادآوری می‌کند که برای پیدا کردن معنا، همیشه لازم نیست به دوردست‌ها سفر کنیم؛ گاهی باید به آب، درخت، نور، سکوت و انسان اطراف خود دوباره نگاه کنیم.

۱۵ مهر، سالروز تولد سهراب سپهری، بیش از آنکه فقط یک مناسبت تقویمی باشد، فرصتی است برای پرسیدن اینکه با میراث چنین هنرمندی چه کرده‌ایم؛ شاعری که کاشان را به بخشی از ادبیات معاصر ایران پیوند زد و خود از مرزهای ایران عبور کرد، اما هنوز شهرش در انتظار خانه‌ای شایسته برای روایت زندگی و آثار اوست.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه