آبشار سلطانآباد؛ جایی که بهار و پاییز در یک قاب مینشینند
به گزارش برنا از ایلام؛گروه طبیعتگردی راویان این هفته با همراهی جمعی از برادران و خواهران و به مدیریت "جواد نظری"، رئیس سازمان بسیج رسانه استان، راهی روستای سلطان آباد از توابع شهرستان چوار شد تا در دل طبیعت بکر این دیار، هم نفسی تازه کند و هم روایتی صادقانه از زیباییهای کمتر دیدهشده استان را به مخاطبان خود هدیه دهد.
آبشار سلطان آباد، هرچند در فهرست نامآورترین جاذبههای ایلام جای ندارد، اما بیگمان یکی از چشمنوازترین نقاط این سرزمین است؛ آبشاری طبیعی که در نزدیکیاش میتوان هم طراوت بهار و شکوفایی منحصربهفردش را نظاره کرد و هم در اندک فاصلهای، رنگهای پاییز و آغاز برگریزان را در آغوش کشید. این همنشینی فصلها در یک قاب، کمتر جایی در ایران تکرار میشود؛ گویی طبیعت در این گوشه از زاگرس، تقویم را از نو نوشته است.
در سالهای نهچندان دور، دستهای مهربان اهالی، درختانی چون انار و انجیر را در حاشیه این آبشار کاشتند؛ درختانی که امروز پس از چند کیلومتر پیادهروی، رسیدن میوههایشان در کنار چای زغالی، لذت سفر را چند برابر میکند و طعمی از مهماننوازی طبیعت و روستا را به کام مسافران مینشاند. اینجا، هر دانه انار، یادگاری از دستهایی است که به زمین اعتماد کردند.
اهالی رسانه استان ایلام، هر دو هفته یکبار کفش های کوهنوردی را میپوشند و راهی مناطق مختلف استان میشوند؛ پیشتر چشمه گردهکانه، سپس چشمه مگاری و امروز آبشار زیبای سلطان آباد چوار. این مسیرها، تنها گذرگاههای تفریحی نیستند؛ کلاس درسهایی هستند که در آن، خبرنگاران به جای قلم و دوربین، با قدمهایشان زمین را میخوانند و با چشمهایشان زیبایی را ثبت میکنند؛ گویی هر سنگراه، هر چشمه و هر آبشار، صفحهای از کتابی است که تنها با پاهای خاکی و دلهای آگاه خوانده میشود.
هدف از این کوهنوردی و طبیعتگردی، چیزی بیشتر از گذران اوقات فراغت است؛ حفظ محیط زیست و منابع طبیعی، و تبدیل اهالی رسانه به راویان طبیعت بکر استان. آنان میخواهند صدای محیط زیست باشند تا آحاد مختلف مردم، قدر این نعمتهای خدادادی را بدانند و در حفظ آن کوشا باشند. در روزگاری که توسعه بیمحابا، طبیعت را تهدید میکند، این روایتها میتوانند پلی باشند میان انسان و زمین؛ پلی که عبور از آن، مسئولیتپذیری را به همراه دارد و امانتداری را به یاد میآورد.
آبشار سلطان آباد، با صدای خروش آب و سکوت درختانش، امروز میزبان گروهی بود که آمدند تا ببینند، بشنوند و روایت کنند؛ روایتی که شاید فردا، مسیر گردشگری مسئولانه را در ایلام هموارتر کند و نام این آبشار گمنام را بر زبانها جاری سازد. ایلام، سرزمین هزار رنگ طبیعت، هنوز حرفهای ناگفته بسیاری دارد؛ کافی است گوش شنوایی باشد و قدمهایی که راه را تا دل طبیعت ادامه دهند.