جودی دنچ: بازنشسته نشوید؛ حتی به کنار کشیدن بیسروصدا هم فکر نکنید
به گزارش خبرنگار برنا؛ جودی دنچ، بازیگر سرشناس بریتانیایی، در کتاب خاطرات تازهاش با عنوان «آیا برای فرار کردن دیگر دیر شده است؟» از فراز و نشیبهای زندگی حرفهای خود میگوید؛ از برخورد تحقیرآمیز یک تهیهکننده هالیوودی با ظاهرش در جوانی تا شوخیهای عجیبوغریب پشت صحنه و دوستیهای ماندگارش در دنیای تئاتر.
روزنامه گاردین در نقد این کتاب، آن را روایتی سرشار از خاطرات بامزه، جزئیات غیرمنتظره و تاملات شخصی بازیگری توصیف کرده که با وجود سالها فعالیت در سینما و تلویزیون، همچنان تئاتر را خانه اصلی خود میداند.
دنچ در اواخر دهه ۱۹۵۰، زمانی که ۲۳ سال داشت و خود را برای نخستین حضور حرفهای در نقش اوفلیا در نمایش «هملت» در تئاتر اولد ویک آماده میکرد با یکی از تهیهکنندگان سرشناس هالیوود دیدار کرد. تهیهکننده پس از مدتی نگاه کردن به او گفت که هرگز در سینما موفق نخواهد شد، زیرا به اعتقاد او، تمام اجزای چهرهاش نامناسب است.
این برخورد تلخ، نتیجهای غیرمنتظره داشت. دنچ پس از خروج از دفتر تهیهکننده احساس آسودگی کرد و تصمیم گرفت بر تئاتر تمرکز کند. هرچند بعدها در فیلمها و مجموعههای تلویزیونی متعددی ظاهر شد، شهرت سینمایی او عمدتا از دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت؛ زمانی که با بازی در نقش «اِم» در مجموعه فیلمهای جیمز باند به چهرهای شناختهشده تبدیل شد و برای ایفای نقش الیزابت اول در فیلم «شکسپیر عاشق» جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کرد.
با این حال، دنچ همچنان تئاتر را بخش اصلی هویت حرفهای خود میداند. او در کتاب میگوید: «روی صحنه احساس امنیت بیشتری دارم. بله، در فیلمها بازی کردهام اما هرگز خودم را بازیگر سینما نمیدانم.»
از شوخی با سربازان تا خاطرات عجیب پشت صحنه
کتاب «آیا برای فرار کردن دیگر دیر شده است؟» حاصل گفتوگوهای دنچ با برندن اوهیا، بازیگر و کارگردان تئاتر و دوست قدیمی اوست... همکاریای که پیشتر در کتاب «شکسپیر: مردی که اجارهخانه را میپردازد» در سال ۲۰۲۳ نیز شکل گرفته بود.
این کتاب تصویری از شخصیتی ارائه میدهد که شوخطبعی، صراحت کلام و علاقهاش به شیطنت، حتی در ۹۱ سالگی، همچنان پابرجاست. دنچ تاکید میکند که ظاهر جذاب و آراسته، هدف اصلی او در بازیگری نیست و هر آنچه داستان طلب کند، اهمیت دارد.
یکی از خاطرات جالب کتاب به اجرای نمایش «مادر شجاعت» اثر برتولت برشت در مرکز هنری باربیکن لندن مربوط میشود. دنچ در این اجرا نوشیدنیای را که شخصیتش به دو سرباز تعارف میکرد، با سرکه سیب جایگزین کرد. او بعدها از تماشای نوشیدن آن توسط دو بازیگر با لذت یاد کرد و گفت که وقتی آنها برای دریافت دوباره نوشیدنی درخواست کردند، ماجرا خندهدارتر هم شد.
در کنار این خاطرات طنزآمیز، کتاب لحظاتی عاطفی نیز دارد. دنچ از دوستان درگذشتهاش، از جمله مگی اسمیت، بازیگر فقید بریتانیایی یاد میکند و او را شخصیتی پیچیده، بهشدت خصوصی و گاهی تنها توصیف میکند؛ کسی که به گفته دنچ، گاهی چنان حصاری پیرامون خود میکشید که نزدیک شدن به او دشوار میشد.
چرا جودی دنچ از لقب «گنجینه ملی» بیزار است؟
یکی از نکات محوری نقد گاردین، نارضایتی دنچ از عنوانی است که سالها برای توصیف جایگاه او در فرهنگ بریتانیا به کار رفته است یعنی «گنجینه ملی». این عنوان معمولا برای چهرههایی استفاده میشود که جایگاهی ویژه و ماندگار در حافظه فرهنگی کشورشان دارند اما دنچ معتقد است چنین لقبی او را شبیه یادگاری قدیمی و غبارگرفته جلوه میدهد.
گاردین، شوخطبعی و گرمای انسانی دنچ را از مهمترین ویژگیهای کتاب میداند؛ ویژگیهایی که روایت او را از مجموعهای صرف از خاطرات حرفهای فراتر میبرند. با این حال، منتقد به ساختار نامنظم اثر نیز اشاره میکند. کتاب در قالب پرسش و پاسخ نوشته شده و فصلهای موضوعی آن به مسائلی مانند ایمان، حیوانات، کارگردانی، کمدی و انتخاب نقش میپردازند. همین شیوه باعث شده ترتیب زمانی خاطرات پیوستگی چندانی نداشته باشد.
به اعتقاد منتقد گاردین، برخی پرسشهای اوهیا نیز بیش از اندازه وارد جزئیات میشوند؛ موضوعی که گاهی از جذابیت گفتوگو میکاهد. با وجود این، حکایتهای غیرمنتظره و لحن صمیمانه دنچ، کتاب را خواندنی نگه میدارند.
بازیگری که قصد کنار کشیدن ندارد
دنچ در سالهای اخیر با ضعف بینایی روبهرو شده و حفظ کردن دیالوگها نیز برایش دشوارتر از گذشته است؛ با این حال حافظهاش از خاطرات حرفهای همچنان روشن و دقیق است و علاقهاش به بازیگری فروکش نکرده است.
عنوان کتاب نیز به اضط
رابهای حرفهای او اشاره دارد. دنچ میگوید هنگام تمرین، کیفش را کنار در اتاق میگذارد تا اگر ناگهان احساس کرد باید از آنجا فرار کند، بتواند بیدرنگ بیرون برود؛ اشارهای طنزآمیز به نگرانیهایی که حتی یک بازیگر باسابقه را رها نمیکنند.
با این همه، او قصد ندارد بازنشسته شود. دنچ در پایان کتاب با استعارهای از یک خودرو، بر ضرورت ادامه فعالیت تاکید میکند: «اگر کلید را از سوئیچ بیرون بکشید، ماشین از کار میافتد.»
او سپس پیامی روشن میدهد: «بازنشسته نشوید، تسلیم نشوید و حتی به این فکر هم نکنید که بیسروصدا کنار بکشید.»
این جمله، چکیده نگاه بازیگری است که با وجود دههها حضور در صحنه و سینما، هنوز کار کردن را بخشی جداییناپذیر از زندگی خود میداند.
انتهای پیام/