شش سناریو پیش روی نتانیاهو و مخالفان

|
۱۴۰۵/۰۸/۰۹
|
۰۰:۱۳:۰۲
| کد خبر: ۲۴۰۸۶۶۲
اسراییل
شمارش آرای انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی به پایان رسید و نتایج نهایی از تداوم بن‌بست سیاسی در این رژیم حکایت دارد.

گروه سیاسی و بین‌الملل برنا/ شمارش آرای انتخابات پارلمانی اسرائیل به پایان رسید و نتایج نهایی از تداوم بن‌بست سیاسی در این رژیم حکایت دارد. بر اساس اعلام کمیته انتخابات، ائتلاف به رهبری بنیامین نتانیاهو ۵۳ کرسی کنست را به دست آورده و ائتلاف مخالفان به ریاست گادی آیزنکوت نیز موفق به کسب ۴۸ کرسی شده است. احزاب عربی نیز در مجموع ۱۹ کرسی را از آن خود کرده‌اند. با توجه به اینکه پارلمان ۱۲۰ عضوی اسرائیل برای تشکیل کابینه به دست‌کم ۶۱ کرسی نیاز دارد، هیچ‌یک از دو بلوک اصلی نتوانسته‌اند به‌تنهایی اکثریت لازم را کسب کنند. به این ترتیب، نتیجه انتخابات نه به پیروزی قاطع نتانیاهو انجامیده و نه راه را برای تشکیل دولتی به رهبری مخالفان او هموار کرده است.

اکنون پرسش اصلی این است که اسرائیل در شرایط فقدان اکثریت پارلمانی با چه سناریو‌هایی مواجه خواهد شد؟ شکاف‌های عمیق سیاسی و ایدئولوژیک میان احزاب، اختلاف بر سر مشارکت احزاب عربی و همچنین مخالفت برخی رهبران اپوزیسیون با همکاری مجدد با نتانیاهو، مسیر تشکیل کابینه را پیچیده کرده است. در چنین شرایطی، شش سناریوی اصلی برای خروج از بن‌بست سیاسی قابل تصور است؛ سناریو‌هایی که از تشکیل کابینه‌ای با مشارکت مخالفان نتانیاهو تا دولت وحدت ملی، ائتلاف‌های شکننده و حتی برگزاری انتخابات زودهنگام را دربرمی‌گیرد.

۱. تشکیل کابینه اپوزیسیون با حمایت احزاب عربی

یکی از گزینه‌های پیش روی مخالفان نتانیاهو، تشکیل کابینه‌ای با محوریت ائتلاف به رهبری گادی آیزنکوت و جلب حمایت احزاب عربی است. از نظر عددی، این مسیر می‌تواند امکان کنار زدن نتانیاهو از قدرت را فراهم کند؛ زیرا مجموع کرسی‌های مخالفان و احزاب عربی از حد نصاب ۶۱ کرسی فراتر می‌رود. با این حال، تحقق چنین ائتلافی با موانع سیاسی و ایدئولوژیک جدی مواجه است.

دو تن از چهره‌های راست‌گرای بلوک مخالفان، نفتالی بنت و آویگدور لیبرمن، با تشکیل کابینه‌ای که بقای آن به حمایت احزاب عربی وابسته باشد، مخالفت کرده‌اند. این در حالی است که احزاب عربی نیز یک جریان یکپارچه با مطالبات سیاسی یکسان محسوب نمی‌شوند. فهرست مشترک عربی بر موضوعاتی نظیر حرکت به سمت راهکار دو دولتی و تشکیل کشور مستقل فلسطین تأکید دارد، درحالی‌که حزب رعم بیشتر بر مطالبات و منافع جامعه عربی ساکن اسرائیل متمرکز است.

تجربه سال ۲۰۲۱ نیز نشان می‌دهد که چنین همکاری‌ای، اگرچه از نظر سیاسی امکان‌پذیر است، لزوماً به تشکیل دولتی باثبات منجر نمی‌شود. در آن سال، مشارکت حزب رعم در ائتلافی هشت‌حزبی به پایان دوره نخست‌وزیری نتانیاهو انجامید، اما دولت جدید تنها حدود یک سال دوام آورد. بنابراین، تشکیل کابینه‌ای با مشارکت یا حمایت احزاب عربی، یکی از مسیر‌های تغییر قدرت است، اما پایداری آن همچنان محل تردید خواهد بود.

۲. تشکیل کابینه وحدت ملی

سناریوی دوم، شکل‌گیری کابینه وحدت ملی از طریق ائتلاف بخشی از جریان‌های سیاسی دو بلوک رقیب است. در این الگو، حزب لیکود به رهبری نتانیاهو در کنار برخی شرکای فعلی خود و دست‌کم یکی از احزاب مخالف، دولت مشترکی تشکیل خواهد داد.

چنین گزینه‌ای می‌تواند بدون وابستگی کامل به احزاب عربی، زمینه عبور از بن‌بست پارلمانی را فراهم کند. با این حال، اختلافات عمیق میان نتانیاهو و رهبران اپوزیسیون، مانع اصلی تحقق آن است. از یک سو، نتانیاهو ممکن است برای جلب نظر مخالفان، ناچار به کنار گذاشتن برخی متحدان راست‌گرای خود، به‌ویژه ایتامار بن‌گویر، شود. از سوی دیگر، او تمایل چندانی به قطع همکاری با بتسلئیل اسموتریچ و احزاب حریدی ندارد.

در مقابل، آیزنکوت تاکنون احتمال نشستن پشت میز مذاکره با نتانیاهو را رد کرده است. تغییر این موضع نیز می‌تواند هزینه سیاسی قابل‌توجهی برای او داشته باشد؛ زیرا بخشی از پایگاه رأی اپوزیسیون، پایان دادن به دوره سیاسی نتانیاهو را یکی از اهداف اصلی خود می‌داند. بنابراین، دولت وحدت ملی از نظر سیاسی یکی از راه‌های خروج از بن‌بست است، اما تحقق آن مستلزم عقب‌نشینی طرفین از بخشی از مواضع کنونی خواهد بود.

۳. ائتلاف مجدد نتانیاهو با جذب نمایندگان جداشده از اپوزیسیون

گزینه سوم، تلاش نتانیاهو برای ترغیب نمایندگان یا احزاب حاضر در بلوک مخالفان به جدایی و پیوستن به ائتلاف حاکم است. با توجه به اینکه ائتلاف او ۵۳ کرسی در اختیار دارد، برای رسیدن به اکثریت ۶۱ کرسی باید دست‌کم حمایت هشت نماینده دیگر را جلب کند.

این مسیر به نتانیاهو امکان می‌دهد بدون تغییر اساسی در ترکیب متحدان فعلی خود، اکثریت پارلمانی را به دست آورد. با این حال، چهار رهبر اصلی بلوک مخالفان، یعنی گادی آیزنکوت، نفتالی بنت، آویگدور لیبرمن و یائیر گولان، مخالفت خود را با همراهی مجدد با نتانیاهو اعلام کرده‌اند. از این رو، متقاعد کردن تعداد قابل‌توجهی از نمایندگان مخالف برای تغییر موضع، مأموریتی دشوار خواهد بود. با این حال، در فضای سیال پس از انتخابات، نمی‌توان احتمال مذاکرات پشت‌پرده و جابه‌جایی‌های سیاسی را به‌طور کامل منتفی دانست.

۴. تشکیل کابینه اقلیت با حمایت بیرونی احزاب عربی

سناریوی دیگر، تشکیل کابینه‌ای از سوی مخالفان نتانیاهو بدون مشارکت مستقیم احزاب عربی، اما با اتکا به حمایت بیرونی آنهاست. در این الگو، احزاب عربی لزوماً وارد ساختار دولت نمی‌شوند، بلکه از تشکیل کابینه حمایت می‌کنند و در مقاطع پارلمانی، امکان ادامه فعالیت آن را فراهم می‌سازند.

مزیت چنین الگویی آن است که می‌تواند بخشی از موانع ایدئولوژیک پیش روی همکاری مستقیم احزاب راست‌گرای اپوزیسیون با جریان‌های عربی را کاهش دهد. با این حال، دولت اقلیت از ابتدا با محدودیت‌هایی در اداره امور و تصویب قوانین مواجه خواهد بود و برای پیشبرد برنامه‌های خود ناچار است در هر مرحله حمایت نمایندگان خارج از ائتلاف را جلب کند.

یکی از چالش‌های مهم چنین کابینه‌ای، تصویب بودجه سالانه در مهلت قانونی ۱۲۰روزه است. ناکامی در این زمینه می‌تواند زمینه سقوط کابینه و برگزاری انتخابات جدید را فراهم کند. بنابراین، حتی در صورت شکل‌گیری چنین دولتی تضمینی برای دوام آن وجود نخواهد داشت.

۵. تداوم دولت موقت نتانیاهو و محدود شدن اختیارات سیاسی او

در صورت ناکامی احزاب در تشکیل کابینه جدید، نتانیاهو تا زمان معرفی و سوگند دولت بعدی، همچنان در مقام نخست‌وزیر باقی خواهد ماند؛ اما این وضعیت به معنای برخورداری از همان قدرت سیاسی و پارلمانی پیشین نیست.

در چنین شرایطی، مخالفان می‌توانند با استفاده از ظرفیت اکثریت پارلمانی، برای در اختیار گرفتن ریاست کنست و برخی کمیسیون‌های مهم اقدام کنند و از این طریق، قدرت مانور دولت پیشبرد امور را محدود سازند. این سناریو به‌ویژه در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که نتانیاهو با وجود قرار گرفتن در جایگاه نخست انتخاباتی، نتواند اکثریت لازم برای تشکیل کابینه را فراهم کند.

تداوم چنین وضعیتی می‌تواند فشار سیاسی بر نخست‌وزیر را افزایش دهد و موقعیت او را در معادلات آینده تضعیف کند. در عین حال، باقی ماندن نتانیاهو در مقام نخست‌وزیر موقت به معنای پایان بن‌بست نیست و ممکن است ماه‌ها وضعیت سیاسی اسرائیل را در حالت تعلیق نگه دارد.

۶. برگزاری انتخابات مجدد

آخرین سناریو، شکست تمامی تلاش‌ها برای تشکیل کابینه و انحلال کنست و برگزاری انتخابات مجدد است. بر اساس سازوکار سیاسی اسرائیل، پس از رایزنی رئیس‌جمهور با احزاب، مأموریت تشکیل کابینه به فردی واگذار می‌شود که بیشترین شانس را برای جلب حمایت دست‌کم ۶۱ نماینده داشته باشد. نامزد منتخب ۲۸ روز برای تشکیل دولت فرصت دارد و این مهلت در صورت نیاز می‌تواند ۱۴ روز دیگر تمدید شود.

اگر تلاش نخست به نتیجه نرسد، مأموریت ممکن است به نامزد دیگری واگذار شود که او نیز ۲۸ روز فرصت خواهد داشت. در مرحله بعد، در صورت فراهم شدن شرایط قانونی، امکان معرفی نامزد سوم با مهلتی ۱۴روزه وجود دارد. اگر این مراحل نیز به نتیجه نرسند، اسرائیل ناگزیر به سمت انتخابات جدید حرکت خواهد کرد.

با توجه به اختلافات عمیق میان احزاب و دشواری شکل‌گیری ائتلاف‌های پایدار، این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت. تکرار انتخابات در واقع به معنای بازگشت اسرائیل به چرخه بی‌ثباتی سیاسی خواهد بود؛ وضعیتی که این رژیم طی سال‌های اخیر نیز بار‌ها تجربه کرده است.

در مجموع، نتایج انتخابات نشان می‌دهد که مسئله اصلی در سیاست اسرائیل صرفاً کسب بیشترین تعداد کرسی نیست، بلکه توانایی تبدیل آرای انتخاباتی به یک ائتلاف پایدار و برخوردار از اکثریت پارلمانی است. نتانیاهو با وجود قرار گرفتن در جایگاه نخست، هنوز برای حفظ قدرت به حمایت جریان‌های دیگر نیاز دارد و مخالفان او نیز بدون عبور از اختلافات ایدئولوژیک و تعیین تکلیف رابطه خود با احزاب عربی، قادر به تشکیل دولتی باثبات نخواهند بود. از این منظر، احزاب عربی با در اختیار داشتن ۱۹ کرسی، به بازیگری تعیین‌کننده در معادلات پس از انتخابات تبدیل شده‌اند. در نهایت، اگر هیچ‌یک از طرفین نتوانند از شکاف‌های موجود عبور کنند، احتمال تداوم دولت پیشبرد امور و برگزاری انتخابات مجدد همچنان به‌عنوان یکی از جدی‌ترین پیامد‌های این بن‌بست سیاسی باقی خواهد ماند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه