هنر فقط میراث گذشته نیست؛ راهی برای ساختن روایت فردای ماست

|
۱۴۰۵/۰۸/۱۱
|
۱۴:۵۷:۴۴
| کد خبر: ۲۴۱۰۰۹۱
محمد حامد احسانبخش معاون روابط‌عمومی مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران
معاون روابط‌عمومی مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران، با تأکید بر ضرورت پیوند میان میراث فرهنگی و هنر معاصر، گفت: اعتبار یک رویداد هنری نه با مراسم افتتاحیه، بلکه با استمرار، کیفیت و اثری که در جریان هنر و فرهنگ باقی می‌گذارد، سنجیده می‌شود.

به گزارش برنا از یزد، رویداد سرو هنر در استان یزد با هدف معرفی ظرفیت‌های هنری، حمایت از هنرمندان و تقویت جایگاه هنر در زندگی اجتماعی در حال برگزاری است؛ رویدادی که می‌تواند فرصتی برای بازخوانی میراث فرهنگی یزد و ایجاد پیوند میان هنرهای ریشه‌دار این سرزمین و تجربه‌های هنری نسل جدید باشد.

در همین راستا، خبرنگار برنا در یزد در گفت‌وگویی تفصیلی با حامد احسانبخش، معاون روابط‌عمومی مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران، به بررسی اهمیت برگزاری رویدادهای هنری، نقش هنر در بازنمایی هویت فرهنگی شهرها، ضرورت حمایت از هنرمندان، جایگاه رسانه‌ها در معرفی آثار هنری و چگونگی تبدیل رویدادهای فرهنگی به جریان‌هایی ماندگار پرداخته است. احسانبخش که اصالتاً یزدی است، در این گفت‌وگو ضمن تشریح ظرفیت‌های فرهنگی و هنری استان، بر ضرورت توجه به کیفیت آثار، استقلال هنر و استمرار فعالیت‌های فرهنگی فراتر از برگزاری مراسم و برنامه‌های مناسبتی تأکید کرد.

سرو هنر: جشنواره سرو هنر چه اهمیتی دارد و برگزاری چنین رویدادی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظرم اهمیت جشنواره‌هایی مثل سرو هنر را نباید فقط در برگزاری یک رویداد، معرفی تعدادی هنرمند یا اهدای جایزه خلاصه کرد. اگر جشنواره بتواند بهانه‌ای برای دیده‌شدن ظرفیت‌های هنری، ایجاد ارتباط میان هنرمندان و توجه دوباره جامعه به ارزش هنر باشد، کارکرد آن بسیار فراتر از یک برنامه مناسبتی خواهد بود.

ما در ایران از نظر فرهنگی و هنری ظرفیت‌های بسیار گسترده‌ای داریم. تقریباً هر منطقه‌ای از کشور، گذشته و سنت‌های هنری خاص خودش را دارد؛ از موسیقی و آیین‌های محلی گرفته تا هنرهای تجسمی، معماری، صنایع‌دستی، ادبیات و هنرهای نمایشی. مسئله این است که چقدر توانسته‌ایم این ظرفیت‌ها را شناسایی کنیم، به نسل جدید انتقال دهیم و امکان رشد و دیده‌شدن آن‌ها را فراهم کنیم.

به همین دلیل، من برای جشنواره سرو هنر سه کارکرد مهم قائلم: نخست، شناسایی و معرفی استعدادها و آثار ارزشمند؛ دوم، ایجاد انگیزه برای تولید آثار جدید و باکیفیت؛ و سوم، کمک به شکل‌گیری یک جریان فرهنگی که بعد از پایان جشنواره هم ادامه پیدا کند.

اگر سرو هنر بتواند به چنین مسیری وارد شود، به‌تدریج از یک رویداد سالانه به یک مرجع معتبر برای شناخت و حمایت از هنر و هنرمندان استان یزد تبدیل خواهد شد.

سرو هنر: چرا برگزاری چنین جشنواره‌ای در یزد اهمیت ویژه‌ای دارد؟

من اصالتاً یزدی هستم و طبیعتاً نسبت به ظرفیت‌های فرهنگی این استان احساس نزدیکی دارم، اما اهمیت یزد صرفاً به این تعلق شخصی برنمی‌گردد. یزد از آن مناطقی است که فرهنگ در آن فقط در کتاب‌های تاریخی یا بناهای قدیمی خلاصه نمی‌شود؛ فرهنگ در شیوه زندگی مردم، در زبان و ادبیات، در آیین‌ها، در مهارت‌های نسل‌های گذشته و در نوع ارتباط مردم با محیط زندگی‌شان حضور دارد.

این سرمایه فرهنگی می‌تواند پشتوانه مهمی برای هنر معاصر باشد. البته باید مراقب باشیم که وقتی از هویت فرهنگی یک منطقه حرف می‌زنیم، آن را فقط به گذشته تقلیل ندهیم. یزد فقط متعلق به دیروز نیست. هنرمند یزدی باید بتواند درباره مسائل امروز، تجربه‌های نسل جدید و دغدغه‌های انسان معاصر هم اثر خلق کند.

به نظرم موفقیت سرو هنر در گرو همین پیوند است؛ اینکه از یک طرف ریشه‌های فرهنگی استان را بشناسد و از طرف دیگر، زمینه‌ای برای شکل‌گیری آثار تازه فراهم کند. میراث فرهنگی زمانی زنده است که بتواند در نسل‌های جدید الهام ایجاد کند، نه اینکه صرفاً به موضوعی برای بزرگداشت و یادآوری تبدیل شود.

سروهنر: شما میان کالبد شهر و روایت شهر تمایز قائل شده‌اید. این تمایز چه معنایی دارد؟

اگر بخواهم ساده توضیح بدهم، شهر فقط مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، خیابان‌ها، پل‌ها و زیرساخت‌ها نیست. این‌ها کالبد شهر را تشکیل می‌دهند، اما آنچه در ذهن مردم از یک شهر باقی می‌ماند، فقط این عناصر نیست.

هر شهر مجموعه‌ای از خاطرات، روایت‌ها، نمادها، تجربه‌های مشترک و احساسات جمعی هم دارد. مردم ممکن است یک میدان را به‌واسطه یک اتفاق تاریخی به یاد بیاورند، یک محله را با خاطرات کودکی‌شان بشناسند یا شهری را به‌دلیل موسیقی، معماری، ادبیات و شخصیت‌های فرهنگی‌اش به خاطر بسپارند.

بخشی از این روایت را هنرمندان می‌سازند. یک عکس می‌تواند تصویری ماندگار از یک دوره تاریخی ارائه کند؛ یک فیلم می‌تواند تجربه زندگی گروهی از مردم را به حافظه عمومی منتقل کند؛ یک اثر تجسمی می‌تواند معنایی تازه به یک فضای آشنا ببخشد و یک قطعه موسیقی ممکن است سال‌ها با خاطره یک نسل همراه بماند.

از این منظر، هنر فقط فعالیتی در کنار سایر فعالیت‌های فرهنگی نیست؛ یکی از ابزارهای اصلی جامعه برای شناخت خود و انتقال تجربه‌هایش به نسل‌های بعدی است.

به همین دلیل، معتقدم در کنار توجه به کالبد و زیرساخت‌های هر شهر، باید به روایت‌هایی هم توجه کرد که هنر از زندگی مردم می‌سازد. البته این نگاه به معنای محدودکردن هنر به موضوعات شهری نیست؛ هنر می‌تواند درباره انسان، طبیعت، تاریخ، رنج، امید، روابط اجتماعی و هر تجربه دیگری باشد که به زندگی معنا می‌دهد.

سرو هنر: آیا هنر می‌تواند هویت یک جامعه را حفظ کند، به‌ویژه در دوره‌ای که سبک زندگی و ارتباطات به‌سرعت در حال تغییر است؟

بله، اما نه با رویکردی صرفاً حفاظتی. اگر منظور از حفظ هویت این باشد که شکل‌های قدیمی هنر را بدون تغییر نگه داریم و از نسل جدید بخواهیم همان الگوها را تکرار کند، بعید است موفق شویم.

هویت فرهنگی چیزی نیست که بتوان آن را در یک قاب قرار داد و از تغییر مصون نگه داشت. هویت در طول زمان شکل می‌گیرد، تغییر می‌کند و در مواجهه با تجربه‌های تازه دوباره تعریف می‌شود.

برای مثال، یک هنرمند جوان می‌تواند از یک نقش سنتی، یک روایت محلی یا یک موسیقی بومی الهام بگیرد و اثری خلق کند که زبان آن برای مخاطب امروز قابل‌فهم باشد. ممکن است نتیجه کار از نظر فرم با نمونه‌های گذشته تفاوت زیادی داشته باشد، اما همچنان پیوند معناداری با آن میراث داشته باشد.

البته هر تغییری الزاماً به معنای نوآوری ارزشمند نیست. صرف استفاده از ابزارهای جدید یا ترکیب چند عنصر سنتی و مدرن، یک اثر را خلاقانه نمی‌کند. مهم این است که هنرمند بتواند از دل میراث گذشته، معنایی تازه استخراج کند.

به نظرم جشنواره سرو هنر باید چنین نگاهی را تقویت کند؛ نه تقابل میان سنت و مدرنیته و نه ترجیح مطلق یکی بر دیگری، بلکه فراهم‌کردن زمینه‌ای برای گفت‌وگوی خلاقانه میان این دو.

سرو هنر: در دوره‌ای که تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی بسیار گسترده شده، آیا هنوز به جشنواره‌های هنری نیاز داریم؟

اتفاقاً به نظرم در چنین شرایطی نیاز به جشنواره‌های معتبر بیشتر شده است؛ البته به شرط آنکه خودشان را با تغییرات زمانه تطبیق دهند.

امروز امکان تولید و انتشار محتوا برای افراد بسیار بیشتری فراهم شده است. این اتفاق فرصت ارزشمندی است، اما یک مسئله هم ایجاد کرده: فراوانی محتوا لزوماً به معنای فراوانی آثار باکیفیت نیست. در فضای رسانه‌ای، اثری که بیشتر دیده می‌شود الزاماً اثر ارزشمندتری نیست و تعداد بازدیدها هم به‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش کیفیت هنری محسوب نمی‌شود.

جشنواره می‌تواند فضایی برای انتخاب آگاهانه، نقد تخصصی و معرفی آثار ارزشمند فراهم کند. البته این کار زمانی اعتبار دارد که معیارهای داوری روشن باشد، داوران از صلاحیت حرفه‌ای برخوردار باشند و فرایند انتخاب آثار قابل دفاع باشد.

از طرف دیگر، جشنواره نباید صرفاً به شیوه‌های سنتی معرفی آثار محدود بماند. اگر اثر ارزشمندی انتخاب می‌شود، باید برای رساندن آن به مخاطبان جدید هم برنامه وجود داشته باشد. استفاده از رسانه‌های دیجیتال، تولید محتوای مناسب درباره آثار، گفت‌وگو با هنرمندان و فراهم‌کردن امکان دسترسی عمومی به آثار، بخشی از مسئولیت یک رویداد فرهنگی است.

به بیان دیگر، جشنواره نباید فقط به این سؤال پاسخ بدهد که چه کسی برنده شد؛ باید بتواند توضیح بدهد چرا آن اثر ارزشمند است و جامعه چه چیزی می‌تواند از مواجهه با آن بیاموزد.

سرو هنر: یکی از بحث‌های مهم درباره شهرها و جوامع، تفاوت میان جمعیت‌های همگون و جوامع متنوع است. هنر در این میان چه نقشی دارد؟

به نظرم پیش از هر چیز باید بپذیریم که تنوع فرهنگی نه به‌خودی‌خود مسئله است و نه الزاماً به همبستگی منجر می‌شود. نتیجه به این بستگی دارد که جامعه چگونه با تفاوت‌ها مواجه می‌شود و چه زمینه‌هایی برای گفت‌وگو و شناخت متقابل وجود دارد.

در بعضی جوامع، اشتراکات تاریخی، زبانی و فرهنگی گسترده‌تر است. در جوامع دیگر، گروه‌هایی با پیشینه‌ها و تجربه‌های متفاوت در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. اما حتی در یک جامعه نسبتاً همگون هم تفاوت‌های نسلی، طبقاتی، فکری و سبک زندگی وجود دارد. بنابراین نباید همگونی را با نبود اختلاف و تنوع را با گسست اجتماعی یکی دانست.

هنر می‌تواند فرصتی برای مواجهه با این تفاوت‌ها فراهم کند. گاهی یک فیلم، نمایش یا اثر تجسمی به ما امکان می‌دهد تجربه زندگی افرادی را درک کنیم که شرایط و پیشینه متفاوتی دارند. این مواجهه لزوماً همه اختلاف‌ها را از بین نمی‌برد، اما می‌تواند شناخت ما را از یکدیگر بیشتر کند.

در جامعه متنوعی مانند ایران، توجه به هنرهای محلی و روایت‌های گوناگون فرهنگی اهمیت دارد. بااین‌حال، معرفی این تنوع نباید به نمایش کلیشه‌ای تفاوت‌ها محدود شود. هدف این است که هر فرهنگ و سنت هنری بتواند با حفظ ویژگی‌های خود، در گفت‌وگوی گسترده‌تر فرهنگی مشارکت کند.

از نظر من، یکی از کارکردهای مهم جشنواره‌های هنری همین است: ایجاد فضایی که تفاوت‌ها دیده شوند، بدون آنکه به مرزبندی‌های غیرقابل عبور تبدیل شوند.

سرو هنر: با توجه به اینکه سرو هنر در حوزه‌های مختلفی مانند هنرهای تجسمی، نمایشی و موسیقی فعالیت می‌کند، آیا بهتر است جشنواره بر یک رشته هنری تمرکز کند یا چندرشته‌ای باشد؟

هر دو الگو می‌توانند موفق باشند، اما انتخاب میان آن‌ها باید براساس مأموریت و ظرفیت اجرایی جشنواره انجام شود.

جشنواره تخصصی این مزیت را دارد که می‌تواند در یک حوزه مشخص عمیق شود، معیارهای حرفه‌ای دقیق‌تری تعریف کند و به‌تدریج به مرجع معتبر همان رشته تبدیل شود. در مقابل، جشنواره چندرشته‌ای امکان ایجاد ارتباط میان هنرهای مختلف و معرفی تصویری گسترده‌تر از ظرفیت فرهنگی یک منطقه را فراهم می‌کند.

برای سرو هنر، چندرشته‌ای بودن می‌تواند یک مزیت باشد؛ به‌ویژه اگر قرار است هنر و هنرمندان استان یزد در طیف گسترده‌ای از رشته‌ها معرفی شوند. اما این تنوع نباید به پراکندگی منجر شود.

نکته مهم این است که هر رشته هنری به معیارهای تخصصی خودش نیاز دارد. نمی‌توان با یک منطق واحد، کیفیت یک اثر تجسمی، اجرای نمایشی و قطعه موسیقی را ارزیابی کرد. ساختار داوری، شیوه ارائه آثار و حتی نحوه معرفی برگزیدگان باید متناسب با ویژگی‌های هر رشته طراحی شود.

همچنین باید از رقابت صرفاً تشریفاتی پرهیز کرد. اگر جشنواره قرار است اعتبار پیدا کند، انتخاب آثار و هنرمندان باید به‌اندازه‌ای جدی باشد که عنوان برگزیده سرو هنر در میان فعالان حرفه‌ای آن رشته معنا و اعتبار داشته باشد.

سرو هنر: به نظر شما مهم‌ترین مأموریت‌های یک جشنواره هنری و فرهنگی چیست؟

من برای چنین جشنواره‌ای چند مأموریت اصلی قائلم.

نخست، شناسایی و حمایت از استعدادهایی که ممکن است در فضای عمومی کمتر دیده شوند. بسیاری از هنرمندان، به‌ویژه در خارج از مراکز اصلی تولید و عرضه هنر، برای معرفی آثارشان به شبکه‌های حرفه‌ای و فرصت‌های مناسب دسترسی محدودی دارند.

دوم، حمایت از تولید آثار باکیفیت و اثرگذار است. جشنواره نباید فقط به شناسایی آثار آماده محدود بماند؛ می‌تواند زمینه سفارش اثر، همکاری میان هنرمندان و شکل‌گیری پروژه‌های تازه را هم فراهم کند.

سوم، صیانت و بازآفرینی میراث هنری و فرهنگی است؛ نه به معنای متوقف‌کردن میراث در گذشته، بلکه با هدف انتقال آن به نسل جدید و فراهم‌کردن زمینه تداوم خلاقانه آن.

چهارم، گسترش دسترسی عمومی به هنر و ارتقای سواد هنری جامعه است. هنر زمانی در زندگی اجتماعی حضور مؤثرتری پیدا می‌کند که مردم امکان مواجهه با آثار متنوع را داشته باشند و فرصت یادگیری، گفت‌وگو و نقد درباره آن‌ها فراهم باشد.

پنجم، ایجاد ارتباط میان هنرمندان و توسعه همکاری‌های فرهنگی است. جشنواره می‌تواند بستری برای تبادل تجربه، شکل‌گیری گروه‌های هنری و گسترش ارتباطات حرفه‌ای باشد.

در نهایت، باید به معرفی ظرفیت‌های فرهنگی ایران در سطح ملی و بین‌المللی هم توجه کرد. البته این مأموریت زمانی نتیجه‌بخش خواهد بود که معرفی آثار بر پایه کیفیت و اصالت هنری صورت گیرد، نه صرفاً با هدف تبلیغاتی.

نکته اساسی این است که جشنواره نباید ادعا کند همه این مأموریت‌ها را هم‌زمان و با یک شدت دنبال می‌کند. باید چند اولویت اصلی داشته باشد و برای هرکدام، برنامه و شاخص ارزیابی مشخص تعریف کند.

سرو هنر: چگونه می‌توان مطمئن شد که جشنواره پس از پایان مراسم و انتشار خبرها، اثر ماندگاری بر جای می‌گذارد؟

این یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره همه رویدادهای فرهنگی است. ما گاهی برگزاری موفق یک مراسم را با تحقق هدف فرهنگی آن اشتباه می‌گیریم. درحالی‌که کیفیت اجرای مراسم، تعداد مهمانان و میزان بازتاب رسانه‌ای، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که یک رویداد چه اثری بر جریان هنر گذاشته است.

برای ارزیابی واقعی جشنواره باید ببینیم بعد از پایان آن چه اتفاقی می‌افتد. آیا هنرمندان برگزیده فرصت تازه‌ای برای تولید و عرضه آثار پیدا می‌کنند؟ آیا آثار منتخب به مخاطبان بیشتری معرفی می‌شوند؟ آیا ارتباط میان هنرمندان و نهادهای فرهنگی ادامه پیدا می‌کند؟ آیا دوره بعدی جشنواره از تجربه دوره قبل استفاده می‌کند؟

به نظرم باید از ابتدا برای این مسائل برنامه داشت. برای نمونه، می‌توان برای آثار برگزیده فرصت نمایش یا اجرای مجدد فراهم کرد، مجموعه‌ای مستند از آثار و هنرمندان تهیه کرد، گفت‌وگوهای تخصصی درباره آثار برگزار کرد و زمینه همکاری میان هنرمندان و نهادهای فرهنگی را توسعه داد.

همچنین انتشار گزارش عملکرد جشنواره اهمیت دارد؛ گزارشی که فقط به تعداد شرکت‌کنندگان و میزان پوشش رسانه‌ای محدود نباشد و نشان دهد چه استعدادهایی شناسایی شده‌اند، چه فرصت‌هایی ایجاد شده و کدام برنامه‌ها به نتیجه رسیده‌اند.

جشنواره زمانی به یک نهاد فرهنگی اثرگذار تبدیل می‌شود که حافظه سازمانی داشته باشد؛ یعنی هر دوره چیزی به تجربه و ظرفیت دوره قبل اضافه کند.

سرو هنر: نقش رسانه‌ها در موفقیت یک رویداد هنری چیست؟

رسانه‌ها می‌توانند آثار هنری را از دایره محدود مخاطبان تخصصی خارج کنند و به بخشی از گفت‌وگوی عمومی جامعه تبدیل کنند. اما این نقش با انتشار خبر افتتاحیه، فهرست برگزیدگان و تصاویر مراسم به‌طور کامل محقق نمی‌شود.

اگر قرار است رسانه به توسعه فرهنگ کمک کند، باید درباره خود آثار هم حرف بزند. مخاطب باید بداند یک اثر چه مسئله‌ای را مطرح می‌کند، چه ویژگی‌هایی دارد و چرا شایسته توجه است. گفت‌وگو با هنرمندان، معرفی فرایند خلق اثر، نقد تخصصی و روایت تجربه‌های پشت صحنه می‌تواند به فهم عمیق‌تر هنر کمک کند.

[10/23/2026 8:35 PM] اقای احسانبخش: از طرف دیگر، نباید تصور کنیم هر محتوایی که در شبکه‌های اجتماعی بازدید بیشتری می‌گیرد، لزوماً به نفع فرهنگ است. رسانه باید میان جذابیت و ارزش فرهنگی ارتباط برقرار کند. این کار ساده نیست، اما دقیقاً به همین دلیل به برنامه‌ریزی و شناخت مخاطب نیاز دارد.

در این زمینه، جشنواره و رسانه باید رابطه‌ای فراتر از تأمین خبر برای یکدیگر داشته باشند. جشنواره می‌تواند مواد و سوژه‌های ارزشمند تولید کند و رسانه نیز می‌تواند با روایت مناسب، زمینه مواجهه گسترده‌تر جامعه با هنر را فراهم آورد.

سرو هنر: آیا هنر باید در خدمت پیام‌های اجتماعی و فرهنگی باشد یا باید استقلال خودش را حفظ کند؟

به نظرم این پرسش را نباید به یک انتخاب دوگانه تبدیل کرد. هنر می‌تواند واجد معنا و اثر اجتماعی باشد و درعین‌حال استقلال و ویژگی‌های زیبایی‌شناختی خودش را حفظ کند.

البته اگر از هنرمند انتظار داشته باشیم که اثرش فقط یک پیام از پیش تعیین‌شده را منتقل کند، احتمال دارد نتیجه به یک محصول شعاری تبدیل شود. در چنین شرایطی، پیچیدگی تجربه انسانی و آزادی خلاقیت هنری جای خود را به انتقال مستقیم پیام می‌دهد.

از طرف دیگر، نمی‌توان انکار کرد که آثار هنری در شکل‌گیری نگرش‌ها، حساسیت‌ها و حافظه فرهنگی جامعه نقش دارند. هنر می‌تواند پرسش ایجاد کند، تجربه‌ای نادیده‌گرفته‌شده را آشکار کند یا ما را وادار کند از زاویه دیگری به یک موضوع نگاه کنیم.

به نظرم وظیفه نهادهای فرهنگی این نیست که برای همه آثار نسخه واحدی بپیچند؛ بلکه باید شرایطی فراهم کنند که هنرمندان بتوانند آثار باکیفیت خلق کنند، مخاطبان با آن‌ها مواجه شوند و گفت‌وگو درباره ارزش و معنای آثار شکل بگیرد.

در جشنواره‌ای مانند سرو هنر نیز بهتر است کیفیت هنری و اصالت اثر معیار اصلی داوری باشد. اثر می‌تواند پیام فرهنگی و اجتماعی داشته باشد، اما این پیام نباید جایگزین کیفیت هنری شود.

سرو هنر: اگر بخواهید یک انتظار مشخص از آینده جشنواره سرو هنر داشته باشید، آن انتظار چیست؟

انتظار من این است که سرو هنر به رویدادی تبدیل شود که هنرمندان برای حضور در آن انگیزه داشته باشند، آثار منتخبش برای مخاطبان ارزشمند باشد و عنوان برگزیده آن به یک اعتبار حرفه‌ای تبدیل شود.

برای رسیدن به این نقطه، استمرار مهم است، اما استمرار به‌تنهایی کافی نیست. جشنواره باید در هر دوره چیزی به ظرفیت هنری و فرهنگی خود اضافه کند. باید بتواند هنرمندان تازه‌ای را معرفی کند، معیارهای حرفه‌ای خود را ارتقا دهد، ارتباطش با مخاطبان را گسترش دهد و از تجربه‌های قبلی درس بگیرد.

همچنین امیدوارم سرو هنر بتواند میان میراث فرهنگی و هنر معاصر ارتباط برقرار کند. ما نه باید گذشته را صرفاً به موضوعی برای افتخارکردن تبدیل کنیم و نه باید برای معاصر بودن، پیوند خودمان را با ریشه‌های فرهنگی نادیده بگیریم.

به نظرم هنر زمانی بیشترین اثر را دارد که هم به ما کمک کند گذشته‌مان را بهتر بشناسیم و هم امکان تصور آینده‌ای متفاوت را فراهم کند.

سرو در فرهنگ ایرانی نماد پایداری و سرافرازی است. اگر قرار باشد این نام برای جشنواره معنایی فراتر از یک عنوان زیبا داشته باشد، باید در استمرار، کیفیت و اثرگذاری آن دیده شود؛ در اینکه هنرمندان فرصت رشد پیدا کنند، آثار ارزشمند مجال دیده‌شدن داشته باشند و فرهنگ از سطح شعار و مناسبت فراتر برود و در زندگی مردم حضور واقعی‌تری پیدا کند.

در نهایت، موفقیت سرو هنر را نه فقط با آنچه در روز افتتاحیه دیده می‌شود، بلکه با آنچه در ماه‌ها و سال‌های بعد از آن در جریان هنر و فرهنگ باقی می‌ماند، باید سنجید.

 

نویسنده :
سمانه حسینی
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه