یک شایعه، یک گفتوگوی ساده و یک کابوس آخرالزمانی/ شش رمان بوکر چگونه شکل گرفتند؟
به گزارش خبرنگار برنا؛ شکلگیری یک رمان همیشه از طرحی داستانی و از پیش تعیینشده آغاز نمیشود. گاهی یک تجربه شخصی، تصویری گذرا یا پرسشی بیپاسخ، نویسنده را به مسیری میبرد که در نهایت به خلق یک اثر ادبی میانجامد.
شش نویسنده حاضر در فهرست نهایی جایزه بوکر ۲۰۲۶، در روایتی درباره روند شکلگیری آثارشان، از همین لحظههای الهامبخش گفتهاند.
داگلاس استوارت، نویسنده رمان «جانِ جان» (John of John) برای شکل دادن به داستانش به جزایر غربی اسکاتلند و میان بافندگان پارچه تویید هریس رفت. او در این مسیر به روابط خانوادگی، بهویژه رابطه پدر و پسر و زندگی آدمهایی پرداخت که در سنین بالاتر همچنان تنها و مجرد ماندهاند.
الیزابت استراوت، نویسنده «چیزهایی که هرگز نمیگوییم» (The Things We Never Say) ایده رمانش را از گفتوگویی در یک داروخانه گرفت؛ جایی که زنی درباره انتخابات و نگرانیهایش از آینده آمریکا صحبت میکرد. این مواجهه، استراوت را به نوشتن درباره وضعیت دموکراسی آمریکا و دغدغههایی رساند که مردم اغلب از بیان آنها خودداری میکنند.
مارلون جیمز نیز در «ناپدیدشوندگان» (The Disappearers) از شایعهای درباره خشونت علیه مردان در کینگستون جامائیکا الهام گرفت. او در روایت خود به مرز میان شایعه، واقعیت و حقیقتی که نویسنده در جهان داستان میسازد، میپردازد؛ مرزی که گاهی بهسادگی قابل تشخیص نیست.
ربکا پری، نویسنده «آیا میتوانیم به پادشاه غذا بدهیم؟» (May We Feed the King) از ترکیب دو ایده داستانی متفاوت بهعنوان نقطه شروع رمانش یاد میکند. او همچنین توضیح میدهد که چگونه یک تصویر بازسازیشده و تجربههای شخصیاش در روند نوشتن اثر تاثیر گذاشتند. تحولات غزه و نسلکشی جاری در این منطقه نیز بر بخشهایی از روایت تاریخی و قرونوسطایی کتاب او اثر گذاشته است.
لوک کنارد، نویسنده «کیف سیاه» (Black Bag) ایده اصلی رمانش را از یک آزمایش روانشناختی در دانشگاه اورگن در سال ۱۹۶۷ گرفت؛ آزمایشی که در آن از یک کیف سیاه بهعنوان بخشی از موقعیت آزمایش استفاده شده بود. کنارد از این ماجرا برای ساخت جهان داستانی خود بهره برده و به تجربه نوشتن در چارچوب محدودیتهای از پیش تعیینشده نیز اشاره کرده است.
ام. جان هریسون، نویسنده «پایان همهچیز» (The End of Everything) به تاثیر رمانهای کلاسیک آخرالزمانی، از جمله «روز تریفیدها» نوشته جان ویندهام و «جنگ دنیاها» اثر اچ. جی. ولز، بر اثرش اشاره میکند. او میخواست روایتی از فاجعهای مداوم و نامفهوم خلق کند؛ بحرانی که در کنار تصویر یک تهاجم بیگانه، به فروپاشی عقلانیت در عصر ترامپیسم و اینترنت، تخریب محیط زیست و ناتوانی انسان در مدیریت جهانی که به آن وابسته است، میپردازد.
این شش روایت، هرکدام از مسیری متفاوت به ادبیات رسیدهاند؛ از تجربههای شخصی و اجتماعی تا شایعه، پژوهش تاریخی و آزمایش علمی. وجه مشترک آنها این است که ایده یک رمان لزوما از جایی دور و پیچیده نمیآید؛ گاهی کافی است نویسنده به اتفاقی معمولی با نگاهی متفاوت توجه کند و آن را به جهان داستانی تازهای تبدیل کند.
برنده جایزه بوکر ۲۰۲۶ روز ۹ نوامبر معرفی خواهد شد.
انتهای پیام/