وقتی گفت‌وگو عشق را می‌سازد؛ نگاهی به «باده کهن» اسماعیل فصیح

|
۱۴۰۵/۰۲/۲۷
|
۱۳:۰۱:۰۱
| کد خبر: ۲۳۴۲۶۳۰
وقتی گفت‌وگو عشق را می‌سازد؛ نگاهی به «باده کهن» اسماعیل فصیح
برنا- گروه فرهنگ و هنر: در رمان «باده کهن» اسماعیل فصیح، عشق در آبادانِ زخم‌خورده از جنگ و از دل گفت‌وگوهای ساده اما عمیق شکل می‌گیرد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ رمان «باده کهن» از آثار مهم و تاثیرگذار اسماعیل فصیح و منتشرشده توسط انتشارات ذهن آویز یکی از نمونه‌های شاخص ادبیات عاشقانه–عرفانی معاصر ایران است که عشق را نه در سطح یک رابطه ساده و روزمره بلکه به‌عنوان تجربه‌ای عمیق، پیچیده و دگرگون‌کننده در بستر تاریخ و ویرانی روایت می‌کند.

داستان در فضای پس از جنگ و در شهر آبادان می‌گذرد؛ شهری که هنوز زخم‌های جنگ را در خود دارد اما در دل همین زخم‌ها، امکان شکل‌گیری رابطه‌ای انسانی و معنوی فراهم می‌شود.

در مرکز روایت، دکتر «کیومرث آدمیت» قرار دارد؛ متخصص قلب و عروق و استاد بازنشسته‌ای که پس از سال‌ها زندگی در ایران و خارج از کشور برای راه‌اندازی بخش جدیدی در یک بیمارستان به آبادان می‌آید. او با گذشته‌ای پر از فاصله‌های عاطفی و شکست‌های شخصی وارد این فضا می‌شود و در همان‌جا با «پری کمال» آشنا می‌گردد؛ زنی که همسرش را در جنگ از دست داده و در سکوتی سنگین، زندگی خود را ادامه می‌دهد. این آشنایی به‌ظاهر ساده، به‌تدریج به رابطه‌ای عمیق تبدیل می‌شود که در آن، دو انسان از دل تنهایی و تجربه‌های فرساینده زندگی به گفت‌وگویی انسانی و آرام می‌رسند؛ گفت‌وگویی که بیش از هر چیز بر پایه درک متقابل، سکوت‌های معنا‌دار و دیالوگ‌های صمیمی شکل می‌گیرد.

در «باده کهن» عشق صرفا یک کشش احساسی یا اتفاقی ناگهانی نیست بلکه نوعی آگاهی است؛ آگاهی از خود، از دیگری و از معنای زیستن. فصیح در این رمان نشان می‌دهد که عشق زمانی واقعی می‌شود که از سطح هیجان عبور کند و به تجربه‌ای برای شناخت انسان تبدیل شود. در همین چارچوب است که نقش گفت‌و‌گو در رابطه عاشقانه اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا شخصیت‌ها نه فقط با احساس بلکه با کلمات، تردیدها، سکوت‌ها و حتی رنج‌هایشان یکدیگر را می‌سازند و معنا می‌کنند.

نکته مهمی که این رمان را از بسیاری از آثار عاشقانه متمایز می‌کند، نگاه آن به «سادگی» در عشق است. در جهان «باده کهن»، عشق اگر به سادگی و بدون مانع پیش می‌رفت، آن عمق و جذابیت را نداشت. کشش واقعی عشق در همین پیچیدگی‌ها، فاصله‌ها، زخم‌های گذشته و امکان ناپایداری آن شکل می‌گیرد. همین دشواری است که باعث می‌شود رابطه میان «آدمیت» و «پری کمال» صرفا یک داستان عاشقانه نباشد بلکه تجربه‌ای انسانی از مواجهه با فقدان، امید و بازسازی درونی باشد.

فضای داستان در سال ۱۳۷۰ و در آبادانِ پس از جنگ شکل می‌گیرد؛ جایی که گذشته هنوز در حال زندگی است و خاطرات جنگ در زندگی روزمره مردم حضور دارد. این پس‌زمینه تاریخی تنها یک بستر روایی نیست بلکه به شکل مستقیم بر روح و ذهن شخصیت‌ها اثر می‌گذارد و تصمیم‌ها و احساسات آنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در چنین فضایی، عشق نه در آرامش بلکه در دل ناپایداری و بحران معنا پیدا می‌کند.

زبان رمان، ساده اما سرشار از لایه‌های معنوی و ارجاعات عرفانی است. حضور اشاراتی به حافظ و مولانا، خواجه عبدالله انصاری و دیگر متون کلاسیک، به متن حالتی تامل‌برانگیز می‌دهد و عشق را از سطح تجربه شخصی به سطحی فلسفی و معنوی ارتقا می‌بخشد؛ جایی که عشق می‌تواند راهی برای بازگشت به معنا و فهم دوباره زندگی باشد.

در کنار اهمیت خود رمان، نام اسماعیل فصیح نیز بخش مهمی از تاریخ رمان‌نویسی معاصر ایران است. او در تهران متولد شد و پس از تحصیل در ایران و آمریکا، مدتی از زندگی خود را در صنعت نفت و به‌ویژه در آبادان گذراند؛ تجربه‌ای که به‌طور مستقیم در جهان داستانی او بازتاب یافته است. فصیح از جمله نویسندگانی است که شخصیت‌هایش را از دل تجربه زیسته می‌سازد؛ شخصیت‌هایی درگیر بحران‌های عاطفی، اجتماعی و وجودی که در مرز میان واقعیت و درون حرکت می‌کنند.

از آثار مهم او می‌توان به «ثریا در اغما»، «زمستان ۶۲»، «دل‌کور»، «شراب خام» و «اسیر زمان» اشاره کرد.

نثر او روان، واقع‌گرا و در عین حال تامل‌برانگیز است و همین ویژگی باعث شده آثارش هم برای مخاطب عمومی و هم برای مخاطب جدی ادبیات قابل توجه باشد.

در نهایت، «باده کهن» رمانی درباره عشقی است که در دل سختی‌ها شکل می‌گیرد، در برابر ساده‌بودن مقاومت می‌کند و دقیقا به همین دلیل، عمیق و ماندگار می‌شود؛ «عشقی که اگر آسان و بی‌مانع به دست می‌آمد، هرگز تا این اندازه جذاب، انسانی و تاثیرگذار نبود.»

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر