پس لرزه های نامه رحیمی به احمدی نژاد؛

نشانه های مرگ سیاسی احمدی نژادی ها/ فیگور مردانگی هم نم کشید و فروریخت

|
۱۳۹۳/۱۱/۰۸
|
۱۶:۱۵:۴۹
| کد خبر: ۲۵۷۸۲۶
نشانه های مرگ سیاسی احمدی نژادی ها/ فیگور مردانگی هم نم کشید و فروریخت
« احمدی نژاد مرد است» با چرخش ایام و گذر ادوار اما معلوم شد که این پرستیژ و فیگور پوپولیستی نیز فاقد اصالت و واقعیت است.

گروه سیاسی خبرگزاری برنا: تورم 45 درصدی، رشد اقتصادی 5.8 منفی، بیکاری افسارگسیخته و رکود اقتصادی و سفره های آبرفته مردم، پرونده های فساد اقتصادی با ارقام عجیب و غریب و غیر منتظره و بهت آور، انزوای بین المللی و گستاخی دشمنان ایران در قالب تصویب تحریم های ظالمانه و بی سابقه، جایی برای دفاع از عملکردهای مردی نگذاشته بود که با شعار عدالت ورزی پای به عرصه رقابت های انتخاباتی گذاشته و وعده بهبود شرایط زندگی مردم را داده بود.

اما با همه این اوصاف حامیان احمدی نژاد به زعم خود یک خصلت متمایز کننده و تحسین برانگیز برای رئیس جمهور مهرورز قائل بودند. آنان ایستادگی احمدی نژاد در کنار دوستان و یاران نزدیکش را شاخصه ای ویژه دانسته و به زبان عامیانه عنوان می کردند: « احمدی نژاد مرد است» با چرخش ایام و گذر ادوار اما معلوم شد که این پرستیژ و فیگور پوپولیستی نیز فاقد اصالت و واقعیت است. ماجرای محکومیت محمدرضا رحیمی نشان داد که در بزنگاه های حساس و خطیر آن مرد پای رفقای خود نیز نمی ایستد و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کند.

مردی و مردانگی هر چند در ادبیات کلاسیک سیاسی و رویکردهای نظامند این عرصه معنا و مفهومی ندارد اما با توجه به مختصات جامعه ایرانی و سپهر سیاسی آن یک گزاره معنادار و مورد توجه و عنایت عمومی بوده و به عنوان یک مولفه ارتقا بخش برای افراد و چهره ها در عرصه های مختلف محسوب می گردد. شاخصه ای که حامیان احمدی نژاد وی را برخوردار از آن دانسته و مانور گسترده ای روی آن می داند که دکتر هر چه نداشته باشد و هر ایرادی به او وارد باشد در زمینه رفاقت و مردانگی کم نمی آورد و پای یاران خود می ایستد.

نامه محمدرضا رحیمی که در جای جای آن به شکلی کاملا کنایه آمیز احمدی نژاد دوست و یار قدیمی عنوان می شود تا به وی گوشزد شود که به هنگامه سختی و محکومیت نباید به یکباره از زیر بار همه چیز شانه خالی کرده و اعلام برائت کرد، تمام آن هیمنه ساختگی و نگرش های پوشالی که در نزد برخی حامیان احمدی نژاد شکل گرفته بود را در هم کوبیده و بی ارزشی شعارهای پرطمطراق مهرورزان را هویدا کرد.

احمدی نژاد با انتشار آن بیانیه و اعلام برائت از رحیمی خواست که آبروی رفته را احیا کرده و مفری برای گریز از بار روانی و تبلیغاتی محکومیت قطعی دومین چهره دولت دهم فراهم آورد اما نکته آن است که این محکومیت و نیز افشای پرونده های متعدد و سرسام آور فساد اقتصادی در برهه و زمانی که وی عهده دار سکان دار اجرایی بود، فیگور پاکدستی و شعارهای پر طمطراق مبارزه با فساد را در نزد عموم بی معنی و فاقد وجاهت کرده بود و شاید تنها نقطه امیدی که برای مانور حامیان عدالت ورز باقی مانده بود تکیه بر مانورهای پوپولیستی برای حلقه های باقی مانده ای بود که هنوز دل در گرو احمدی نژاد دارند و با رفتارورزی های خاص وی همانند ایستادگی اش در حمایت از یاران و حلقه همراهش الفت و همراهی و همذات پنداری دارند اما این نامه اشتباه استراتژیک دیگری از سوی احمدی نژاد بود که این وجهه وی را نیز در نزد حامیان و همراهان خراب و دچار خدشه کرد.

احمدی نژاد نشان داد که در پشت شعارها و سخنان جنجالی و آتشین به هنگامه ای که منافع فردی و وجهه شخصی اش را در خطر ببیند از همه چیز عدول کرده و راه عافیت طلبی و گریز از زیر بار فشار افکار عمومی را بر خواهد گزید.

البته با همه این ترفندها چنته احمدی نژاد و یاران خالی تر از همیشه است و باید دید سودای بازگشت به عرصه سیاست که همواره از سوی حامیان کم شمار اما پر سر و صدای احمدی نژاد در عرصه سیاسی زمزمه می شود، با این شرایط چگونه امکان حصول و واقعیت خواهد یافت و آیا نمی توان چنین گفت که مرگ سیاسی این طیف تنها دو سال پس از پایان دوران ریاست جمهوری رقم خورده است؟!

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر