اسلحه و گلوله و ریشه های سمی داعش/ راه حل های ایرانی یا تسلیحات آمریکایی
سرویس سیاسی برنا: با هیچ یک از پیش فرض ها و انگاره ها هخوانی و تطابقی ندارند، در هیچ قاموسی نمی گنجد این ددمنشان خونخوار. اگر تا دیروز تحجر طالبان و خشونت القاعده نگاه ها را خیره و بر دل ها رعب می انداخت اکنون قساوت این برادران ارتقا یافته هوش از سر می برد و بهت و حیرت را میهمان نگاه ها می کند و القاعده و طالبان را به مثابه شوخی می نمایاند که در برابر اینان هیچ بودند.
گروه تروریستی داعش جنایت را از حد گذرانده و قساوت را از تصور به در برده است. زنده؛ زنده سوزاندن افراد و زنده به گور کردن اسیران اوج شقاوت و رذالت جمعی را نشان می دهد که نه می توان آن ها را پیرو دین و مذهبی دانست و یا حتی نام آدمی بر آنان نهاد اما اینان از کجا آمده اند و به کجا می خواهند بروند و سرنوشت شان در گرو چیست؟
کسی نمی تواند شک کند که در برآمدن این گروه حمایت های کشورهای غربی و سرویس های امنیتی آنان نقشی بسزا داشته و آنان با دلارهای حکام عربی خود را ساخته و پرداخته کردند. غربی ها برای مهار ایران در خاورمیانه و نیز سقوط حکومت اسد نیاز به آلترناتیوی داشتند و یکبار دیگر همانگونه که در ماجرای ظهور القاعده اشتباه راهبردی را مرتکب شدند، گوش به زبان سدمداران عرب و شرکای منطقه ای داده و از چاله به چاه افتادند.
داعشی ها با تجهیز تسلیحاتی و جنگ های چریکی در سوریه تجربه اندوخته و خود را قوام دادند و به یکباره با همکاری ترکیه و کردهایی که سودای تجزیه طلبی داشتند بر نواحی شمالی عراق بدون هیچ مقاومتی مسلط شدند. درست از اینجا بود که پیش معادلات طرف های غربی و عربی رنگ باخت و داعشی تازه سر برآورد.
داعش با یک عقب نشینی تاکتیکی و هماهنگ توانست صرف مدت بسیار کوتاهی نزدیک به یک سوم خاک عراق را تحت تسلط خود بگیرد و به نظر می رسید قرار بر این بود که آنها پس از مدتی این اراضی اشغالی را به تجزیه طلبان واگذار و به میدان های نبرد سوریه باز گردند اما تسلط بر چاه های نفت همه معادلات را دچار دگرگونی کرد. داعش که از تجهیزات نظامی کافی برخوردار بود و جنگاوران بسیاری را گرد خود آورده بود اکنون با دستیابی به چاه های نفتی دیگر نیازی به پشتوانه ها و حامیان قبلی نداشت که به آنان مطیعانه " بله قربان" بگوید و نقشه یک مترسک را بازی کند. اینجا بود که خلیفه مسلمین جهان ظهور یافته و فرمان بیعت داد و اعلام داشت که مکه و مدینه را هم فتح می کند.
چالش بزرگ آغاز شده بود، داعشی ها برای ایجاد رعب و وحشت به عنوان مهم ترین سلاح خود قساوت را از حد گذرانده و سرهای بریده، بدن های سوزانده و انواع و اقسام جنایات بی سابقه را به منصه ظهور رساندند. زنگ خطر برای غرب به صدا درآمد، ائتلاف ضد تروریسم تشکیل شد و حملات هوایی و حمایت از نیروهای زمینی آغاز شد، توفیقات زیادی نیز برای مهار داعش به دست آمد اما هنوز که هنوز است تروریست ها به شنیع ترین وضع ممکن به جنایات خود ادامه داده و به نظر نمی رسد ریشه آنها تنها با اتکا به ابزارهای سخت و جنگ تسلیحاتی خشکانده شود.
سوزندان اسیر ژاپنی و زنده به گور کردن خلبان اردنی نشان داد که داعش نه تنها سر تسلیم ندارد که بر حجم جنایات خود افزوده و طرف های درگیر در ماجرا را به چالش می خواند. حال باید پرسید که آیا حامیان دیروز داعش می توانند، اکنون این دشمن غدار را مهار کرده و بر آن لگام بزنند؟.
هویت و ماهیت گروه های تروریستی و رگ حیاتی آنان در جنجال، ستیز و درگیری است و طبیعی است هرگاه فضا به سمت خشونت سوق یابد، عرصه برای عرض اندام تروریست ها مهیا تر خواهد شد و با این وصف می توان گفت بهره گیری از ادوات نظامی و حمله مسلحانه نمی تواند ریشه های تروریست های داعشی را خشکانده و گاه به تجدید حیات آنان و قدرت یابی بیش تر آنان در جوامع هدف کمک خواهد کرد.
در این میان یگانه راه حل مقابله بنیادین و اصولی با داعش خشکاندن ریشه های فکری و عقیدتی آنان است که با تفسیرهای من عندی و وارونه از اسلام عزیز به انسجام بخشی تروریست ها پرداخته و بر بستر فقر و فساد و تبعیضی که مردمان خاورمیانه را آزار می دهد، ارتش دجالان را آماده و مهیای نبرد و ستیزه جویی می کنند.
راهکار مقابله فکری و عقیدتی با این مفسران خشونت طلب ناهنجار از اسلام و در هم کوبیدن پایه های فکری و نظری آنان ارائه و ترسیم اسلام رحمانی و مبانی حقیقی دین مبین است. ایرانیان با آغاز هزاره سوم با طرح موضوع گفت و گوی تمدن ها پیشگام عرضه و ارائه مبانی اسلام رحمانی در منظر جهانیان بودند و قبل از بروز و ظهور نمایان داعشی ها در منطقه رئیس جمهوری ایران با طرح « مبارزه با خشونت و افراطی گری» اخطار و انذار داد که چه وضعیت دهشتناکی در برابر منطقه و جهان قرار دارد و می توان با اتکا به ظرفیت های نامحدود، جهان شمولی و فرا زمانی؛ مکانی که در آموزه های اسلامی وجود دارد در برابر تروریست ها ایستاد و ریشه های آنان را خشکاند.
مغزی که دست به خشونت افسار گسیخته می زند با گلوله مهار نشده و دست از ستیزه گری بر نمی دارد باید به آنها آموخت که راهی که می روند جز شر دنیوی و اخروی حاصل و ثمری ندارد. بدون شک افرادی که جان خود را فدای اهداف و منویات اینچنینی می کنند، ذهنیت شان آنچنان درگیر موهمات و خزعبلات بافته شده از سوی داعشی هاست که یا راه حل علاج آنان نابودی و حذف و هدم است و یا آنکه باید تفکراتی که آنان را مسخ و هضم می کند را به حاشیه و اضمحلال رهنمون کرد.
حذف و هدم یک یا چند تروریست شاید علاج دفعی و آنی باشد اما راه حل مانا و ماندگار نیست. تروریست ها با استفاده از تفکرات پوسیده خود در فضای خشن موجحود می توانند به بازتولید نیروها دست برده و این سیکل باطل را تکرار و تکرار کنند. پس همانگونه که اشاره رفت یگانه راه مبارزه خشکاندن ریشه های فکری با ارائه آموزه های اسلام رحمانی و جلوه گری حقایق برای روح های مسخ شده ای است که در چنبره جهالت و نادانی گرفتار شده اند. باید شمعی افروخت، باید حقیقت را نمایان کرد