گزارشی از آغاز به کار کانون شعر و ادب پارس

من از تو رسیدم، به باور تو! + صوت

|
۱۳۸۹/۱۲/۱۶
|
۱۱:۲۰:۰۰
| کد خبر: ۲۶۵۳۴
من از تو رسیدم، به باور تو! + صوت
مهمان اصلی این برنامه عبدالجبار کاکایی بود و تعدادی از ترانه‌های معروف خودش را هم برای دانشجویان دانشگاه آزاد پرند خواند.

باشگاه جوانی برنا/کتایون ملکی

ایجاد کانون‌های مختلف در دانشگاه‌ها محیطی فرهنگی را برای تبادل نظر و همکاری میان دانشگاه‌ها فراهم می‌کند؛ یکی از این کانون‌ها، کانون "شعر و ادب پارس" در دانشگاه آزاد پرند است که ظهر دیروز - 15 اسفند ماه - با حضور مسوولین دانشگاه و "عبدالجبار کاکایی" افتتاح گردید و این مراسم به همت دانشجویان عضو در انجمن پارسی دانشگاه برگزار شد.

دقایقی قبل از شروع مراسم دانشجویان در حال آماده کردن کارها بودند و موزیکی شاد در حال پخش بود و بچه‌ها کم کم خود را به محل برگزاری مراسم می‌رساندند. برخلاف دیگر مراسم‌ها که میزبان باید دقایقی منتظر میهمان می‌شد تا در مراسم حضور پیدا کند، میهمان این مراسم یعنی کاکایی قبل از شروع مراسم در سالن حضور داشت و با روی خوش با دانشجویان صحبت می‌کرد.
 
از دیگر میهمانان این مراسم "محمد قمی" رییس دانشگاه پرند و "طلایی آذر" نماینده ریاست دانشگاه آزاد در تشکل‌های سیاسی دانشگاه آزاد بود و اجرای این مراسم توسط "فریبا علومی یزدی" انجام می‌شد.

پس از تلاوت قران کریم و شروع مراسم اولین سخنران، رییس دانشگاه بود که با زبانی ساده و جوان‌پسند ایجاد کانون شعر و ادب پارسی را کاری ارزنده در سطح دانشگاه پرند عنوان کرد.
 
پس از سخنرانی قمی، میهمان اصلی این برنامه یعنی کاکایی به پشت تریبون آمد تا دقایقی را برای دانشجویان صحبت کند. کاکایی صحبت‌هایش را با این جمله آغاز کرد: شاعری موهبتی است خدادادی اما بدون شک مجاهدت شما در شکفته شدن این بذر الهی که خداوند آن را در دل شما کاشته است، موثر خواهد بود.
 
صحبت از عالم شعر و شاعری صحبت از دنیایی آمیخته از عشق و علاقه است. کاکایی پس از عنوان این مطلب که شاعری آرایش کلمات است، درباره قدمت و تاریخچه شاعری در ایران صحبت کرد و گفت: شعر ایرانی آمیخته‌ای از دین و ملیت است و افراط و تفریط در هریک از این دو، موجب انحراف و گمراهی می‌شود.
 
کاکایی در ادامه صحبت‌هایش به شعر نو که قدمتی 70 -80 ساله دارد اشاره کرد و گفت: شعر نو در هر دهه دچار تحولات و مسائل خاصی شده است که باید هر کدام از این دوره‌ها به طور جداگانه بررسی شود.

از نکته‌های این مراسم می‌توان به خواندن بیت‌هایی از شعرای دیگر توسط کاکایی اشاره کرد که برای بهتر شدن مفهوم صحبت‌هایش و حال و هوای روزگاری که شاعر آن را سروده است، می خواند. البته بیشتر بچه‌ها منتظر بخش جالب دیگری بودند و آن هم خواندن ترانه‌های کاکایی از زبان خودش بود.

قسمت‌هایی که کاکایی درباره تاریخچه شعر فارسی صحبت می‌کرد برای دانشجویان کمی خسته کنند بود اما سکوت سالن به خوبی اجرا می‌شد و همه با دقت به صحبت‌های مهمان گوش می‌دادند.
 
کاکایی در قسمت‌هایی از صحبت‌هایش ابراز نگرانی از وضعیت امروز شعر ایران می‌کرد و گفت: دست و دل لرزان مدیران فرهنگی باعث گردیده تا فضای شعر و شاعری و ادبیات بیشتر به فضاهای اینترنتی و وب‌ها کشیده شود و این سم خطرناکی برای ادبیات است.

کاکایی در انتهای صحبت‌هایش ترانه‌ها و تصنیف‌های آشنایی را برای حضار خواند و به قول خودش ترانه‌هایی را می‌خوانم که شما از آنها خاطره دارید تا شاید با خواندن آنها یادی از ان خاطره‌ها شود.
 
البته بیشتر این ترانه‌ها، ترانه‌های سریال‌های تلویزیونی بود که توسط خواننده‌های پر طرفدار خوانده شده بود.

چه در دل من،
چه در سر تو
من از تو رسیدم، به باور تو
تو بودی و من
به گریه نشستم
برابر تو
به خاطر تو


ترانه‌ای بود که بچه‌ها آرام با کاکایی زمزمه می‌کردند و همچنین ترانه آشنایی که تمام بچه‌ها از خواندن آن خوشحال شدن.


آسمون بغزش و خالی می کنه،
آدم و حالی به حالی می‌کنه
کوچه‌ها رنگ زمستون می‌گیرند
شیشه‌ها بخار و بارون می‌گیرند
آدما چتراشونو باز می‌کنن
گریه ابرو تماشا می‌کنن
نمی‌خوام مثل درخت‌ها تر بشم
از دل ابرها با خبر بشم

.
.
.

این‌ها ترانه‌هایی بودند که برای دقایقی فضای گرم و صمیمی را در سالن ایجاد کرد و بچه‌ها لحظاتی خاطرات تلخ و شیرین خود را از چشم گذراندند.

پس از پایان این بخش انجمن پارسی دانشجویان پرند با اهدا هدیه و لوح تقدیر از کاکایی برای حضور در این مراسم تشکر کردند. این مراسم با اجرای موسیقی زنده توسط دانشجویان و پذیرایی به پایان رسید.



برای شنیدن ترانه "به خاطر تو" عبدالجبار کاکایی با صدای محمد اصفهانی اینجا کلیک کنید.

 


***

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر