درس اخلاق آیت الله قرهی

لطف و کرامت خداوند برای بندگان خالص است/ماجرای تلقین خواندن آیت الله فلسفی در شبها برای خودش

|
۱۳۹۰/۰۷/۱۶
|
۱۳:۳۹:۲۳
| کد خبر: ۸۰۸۴۵
لطف و کرامت خداوند برای بندگان خالص است/ماجرای تلقین خواندن آیت الله فلسفی در شبها برای خودش
من گاهی شب‌ها برای خودم تلقین می‌خوانم. چون در تلقین دیگر عناوین نیست. یا آیت‌الله‌العظمی! یا آیت‌الله! یا تیمسار! یا سردار! یا امیر! یا مهندس! یا دکتر! و ... نیست.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، حضرت آیت الله روح الله قرهی در یکصد و هشتاد و هفتمین جلسه درس اخلاق که در مهدیه القائم المنتظر (عج) برگزار شد، به بیان صفات مخلصین اشاره کرد و گفت: رضایت دیگران برای مخلصین عالم مهم نیست، بلکه رضای حضرت حق ملاک است. این که دیگران چه بگویند، مهم نیست، بلکه آن‌ها دائم منتظرند ببینند خدا چه می‌خواهد.

ایشان همچنین با اشاره به صفات خاص مخلصین و آیات قرآن که درباره ایشان نازل شده است، گفت: مخلصین عالم یک حرف دارند و آن این که ما مأمور به تکلیف هستیم، نتیجه هر چه خدا بخواهد. آنکه به خدا توکل و اتکا کند و از روی اخلاص بگوید: هر چه او گفت، فقط و فقط آن را انجام می‌دهم، طبیعی است خدا هم او را یاری می‌کند.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح درس اخلاق آیت الله قرهی است:
در جلسه گذشته عرض کردیم، هیچ نبی و رسولی نبود، إلا به این که به واسطه اخلاصش به مقام رسالت و نبوت رسید؛ یعنی پروردگار عالم کسی را برای هدایت بشر انتخاب کرد که هیچ چیز از خدا نخواست و هیچ طمعی برای این هدایت بشر نداشت. آن‌چه که بود فقط و فقط برای خودش بود. می‌دانست عشق این هادیان الهی این است که بندگان را با خدا آشنا کنند و فقط و فقط آن‌چه را که خود در این عبادت و بندگی با خدا چشیده‌اند، به دیگران بچشانند. لذا وقتی این‌گونه شدند، پروردگار عالم آن‌ها را برای هدایت بشر انتخاب کرد.

قرآن کریم و مجید الهی بالصراحه چند بار از زبان انبیاء عظامش فرموده است: ما از شما هیچ اجر و مزد و زحمتی نمی‌خواهیم. حتی خود آن‌ها نخواستند بندگان، قدردان این هادیان باشند، نگفتند: چرا مردم قدردان نعمت وجود ما نیستند؟ گرچه پروردگار عالم در قرآنش و به وسیله روایات فرموده است: مردم باید قدردان نعمت وجود هادیان الهی باشند اما خود این انبیاء، خصیصین حضرت حق و اولیاء الهی، هرگز اظهار نکردند که چرا اجر و قرب ما را نگاه نمی‌دارند؟ چون عملشان فقط برای خداست.

این آیه «یا أَیتُهَا النفْسُ الْمُطْمَئِنةُ ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبكِ راضِیَةً مَرْضِیةً»(1) ، بیانگر همین مطلب است. «راضِیَةً مَرْضِیةً»، این‌ها راضی بودن در درگاه حضرت حق را، فقط به این می‌دانند که خدا! آیا ما مأموریتمان را به خوبی انجام دادیم یا نه؟ اینکه دیگران چقدر قدر دانستند و فهمیدند، برای آنها ملاک نیست.

اگر یک جایی هم دیدیم که غصه خوردند، ناله زدند، فغان کردند که چرا نمی‌آیید؟ برای این است که می‌دانند، فردای قیامت، بندگان حضرت حق به واسطه انبیاء، اولیاء، خصیصین حضرت حق و کتاب، مؤاخذه می‌شوند که ما این انبیاء و هادیان الهی را برای شما فرستادیم و این مقربین حضرت حق را جلوی راه شما قرار دادیم، چرا نفهمیدید؟ چرا قدر ندانستید؟ چون انبیاء و اولیاء الهی می‌دانند و به این مطلب اشراف دارند، می‌ترسند که نکند این‌ها دچار عذاب شوند.

برای همین است که وجود مقدس حضرت صادق القول و الفعل(ع) هم فرمودند: این که پروردگار عالم می‌فرماید: ما پرونده‌ شما را به گردنتان می‌اندازیم، «طائِرَهُ فی‏ عُنُقِهِ»(2) یعنی ولایت ما!

مخلصین عالم از این می‌ترسند که فردای قیامت، این‌ها عذاب بشوند و إلا ولو به یک لحظه انتظار قدردانی از هیچ احدی را ندارند که اگر این بود، برای هدایت حضرت حق انتخاب نمی‌شدند و منتظر اجر و مزد از ناحیه بندگان بودند.

حال مخلصین
عجیب است! عزوجل در قرآن کریم و مجید الهی به حبیب و رفیقش می‌فرماید: «إِنا أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَق فَاعْبُدِ اللهَ مُخْلِصاً لَهُ الدینَ»(3) حبیب ما! ما این کتاب را به حق بر تو فرستادیم، پس خدای خود را عبادت کن و دین را برای او خالص کن.

«مُخْلِصاً لَهُ الدینَ»، یعنی فقط و فقط هرچه ما گفتیم. رضایت دیگران برای مخلصین عالم مهم نیست، بلکه رضای حضرت حق ملاک است. این که دیگران چه بگویند، مهم نیست، بلکه آن‌ها دائم منتظرند ببینند خدا چه می‌خواهد. این حال اولیاء، انبیاء و خصیصین حضرت حق است.

لذا بلافاصله در آیه بعد می‌فرماید: «أَلا لِلهِ الدینُ الْخالِصُ»(4) ای بندگان! آگاه باشید که دین خالص برای خداست. یعنی اگر کار برای حضرت حق بود، دیگر مهم نیست که کسی به‌به و آفرین بگوید یا نگوید، کسی قدردان باشد یا نباشد. برای همین اولیاء الهی، خدا را ولی و ناظر می‌دانند «اللهُ وَلِی الذینَ آمَنُوا»(5).

می‌فرماید: «أَلا لِلهِ الدینُ الْخالِصُ وَ الذینَ اتخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلا لِیُقَربُونا إِلَى اللهِ زُلْفى‏ إِن اللهَ یَحْكُمُ بَیْنَهُمْ فی‏ ما هُمْ فیهِ یَخْتَلِفُونَ إِن اللهَ لا یَهْدی مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفارٌ»، دین خالص فقط برای خدا است و طبیعی است هر کسی غیر خدا را به دوستی و پرستش بگیرد، تمام است.

لذا باید همه اعمال فقط برای خدا شود. این که حضرت حق به حبیبش تذکار می‌دهد: «فَاعْبُدِ اللهَ مُخْلِصاً لَهُ الدینَ» هشیار و بیداری است که انسان باید دینش را خالصِ خالص کند.

ویژگی دین خالص
یکی از خصایص دین خالص داشتن این است که انسان در مقابل دشمن وحشت ندارد و در مقابل شیطان قوی می‌شود. حتی به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: ابا نکن، به دیگران هم بگو که این امر پروردگار عالم است و خدا از من خواسته است که دینم برای او خالص شود؛ یعنی وقتی دین، خالص برای خدا بود، طبعاً دیگر سازش با شیطان - که دشمن است «إِن الشیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُو مُبین»(6) - و شیاطین جن و انس نخواهد داشت و دیگر با اعداء عدو (نفس اماره) مصالحه نمی‌کند.

در همین سوره زمر آیه یازدهم تا چهاردهم نکات عجیبی وجود دارد. پروردگار عالم بالصراحه خطاب به حبیب و رفیقش، محمد مصطفی(ص) می‌فرماید: «قُلٛ إِنی أُمِرٛتُ أَنٛ أَعٛبُدَ اللٰهَ مُخٛلِصاً لهُ ٱلدین»(7) حبیب من! بگو از ناحیه پروردگار به من امر شده و اصلاً مأموریت من این است که خدا را پرستش کنم و دینم را برای او خالص کنم. خالص کنم؛ یعنی من با کسی مسامحه ندارم؛ چون برای اوست، نمی‌گویم: آیا بشود یا نه، فقط تکلیف خود را انجام می‌دهم.

دیدید یک عده به امام(ع) گفتند: اجازه بدهید شورای سلطنت باشد و ایشان فرمودند: نه. چون امام(ع) برای خدا قیام کرده بود، گفت: هر چه خدا بخواهد، همان می‌شود.

مخلصین عالم یک حرف دارند و آن این که ما مأمور به تکلیف هستیم، نتیجه هر چه خدا بخواهد. آنکه به خدا توکل و اتکا کند و از روی اخلاص بگوید: هر چه او گفت، فقط و فقط آن را انجام می‌دهم، طبیعی است خدا هم او را یاری می‌کند. اما اگر کسی به خاطر پست و مقام، حتی به خاطر آبرویش که نکند دیگران چنین و چنان بگویند، تکلیف را عمل نکند، معلوم است که دینش خالص برای خدا نیست.

می‌فرمایند: من مأمور هستم خدا را پرستش کنم و دینم را برای او خالص کنم. لذا - در تاریخ طبری آمده است - حتی یک عده به پیغمبر(ص) سفارش کردند که بیا کلیددار کعبه شو و فقط بگو بت‌ها را بیرون نمی‌اندازم، هر چه که تو گفتی انجام می‌دهیم. پیامبر(ص) فرمودند: من فقط می‌گویم «لا اله إِلا الله»، هیهات که من امروز حاکمیت ظاهری را بپذیرم اما خدا را حاکم نکنم!

«وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَولَ الْمُسْلِمینَ»(8) من مأمور هستم که در اسلام مقام اولیت را دارا باشم؛ یعنی در این راه می‌ایستم و هر چه خدا گفت، خالصانه انجام می‌دهم و نتیجه آن را هم به خدا می‌سپارم.

وحشت مخلصین
حضرت شیخنا الاعظم، حضرت مفید عزیز فرمودند: پیامبر عظیم‌الشأن(ص)، هر آن منتظر شهادت بودند. ایشان هیچ‌گاه به امید یک روز حکومت و ... نبودند. گرچه امر الهی بود و معلوم بود محقق می‌شود اما حضرت فقط به امید خدا بودند و اینکه هر لحظه امکان دارد کفار و دشمنان، ایشان را به شهادت برسانند.

لذا فرمودند: من از شما نمی‌ترسم، فقط از این می‌ترسم که معصیت خدا را بکنم – عزیزان! به این نکات دقت بفرمایید، یکی از خصایص مخلصین عالم این است - «قُلْ إِنی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبی عَذابَ یَوْمٍ عَظیمٍ»(9) بگو من از این وحشت دارم که خدای خود را نافرمانی و معصیت کنم. من از شمشیرها، تیرها، ترور و شهادت هراسی ندارم، وحشت من این است که نکند خلاف امر پروردگار عالم را انجام بدهم. مخلصین عالم از این وحشت دارند که خلاف امر پروردگار عالم انجام شود.

«قُلْ إِنی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبی عَذابَ یَوْمٍ عَظیمٍ» البته از عذاب بزرگ پروردگار عالم هم می‌ترسم، وحشت دارم خدا به من بگوید: امر من چه شد؟

لذا پیامبر(ص) از هیچ چیز نترسیدند. اولیاء الهی و مخلصین عالم هم از هیچ چیز نمی‌ترسیدند. دیدید امام(ع) از هیچ چیز نترسیدند، موقعی هم که می‌خواستند به ایران بیایند، فرمودند: امکان دارد هواپیما را بزنند، هر کس نمی‌ترسد بیاید. اولیاء خدا این‌گونه‌اند که فقط برای خدا (الله) قیام می‌کنند و آن‌وقت لطف، مرحمت و عنایت حضرت حق هم شامل حالشان می‌شود.

در جریان فتنه دیدید، حضرت آقا(حفظه الله)، امام‌المسلمین فرمودند: من زیر بار بدعت نمی‌روم. شاید یک عده نصیحت هم می‌کردند که حالا چه اشکال دارد، ما که می‌دانیم، چنین و چنان است، اما کسی که برای خدا کار می‌کند، تکلیف را انجام می‌دهد. مخلصین عالم این‌گونه هستند.

لذا مجدد حضرت حق می‌فرماید: «قُلِ اللهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دینی‏» 10 حبیب من! باز بگو: من خدا را می‌پرستم و دینم را برای او خالصِ خالص می‌گردانم. خدا این را می‌خواهد. خدا به انبیائش، به آن بهترین رفیقش این‌گونه بیان فرموده است که بگو من دینم را فقط و فقط برای خدا خالص می‌کنم، کاری ندارم به این که چه کسی چه می‌گوید و چه برداشت می‌کند. لذا تأکید پروردگار عالم به بندگان خاصش همیشه این است که دین خود را خالص کنید.

فقط عمل به تکلیف
آیت‌الله بهاری، آن عارف بزرگوار می‌فرمودند: از خدا خواسته‌ام به هر نوعی که خودش می‌داند یا به گوشم نوای ملکی را قرار دهد یا به قلبم بیاندازد که دائم کسی به من تذکار دهد که فقط برای خدا کار کن، برای خدا بگو، برای خدا بنویس، برای خدا قیام کن. اینکه دنیا چه می‌گوید و اینکه به قاعده‌های ظاهری دنیا می‌خورد یا نه، برای اهل دنیاست. اهل آخرت و مخلصین عالم، فقط تکلیف الهی را انجام می‌دهند - این کد بزرگی است –

به فضل الهی عرض خواهیم کرد که چگونه انسان به این مقام اخلاص برسد و چه کند این حال را پیدا کند. چه کنیم جدی جدی عمل‌مان، حرف‌مان، قول‌مان، فعل‌مان و نیت‌مان فقط برای خدا باشد؟ چه کنیم که نه از به‌به‌ها خوشمان بیاید و نه از حمله‌ها و بیان کردن این که او به ظاهر متحجر است، چیزی نمی‌داند و کسی است که با زمان خودش نیست و ...، هراس داشته باشیم؟

امام(ع)‌ این‌گونه بودند و اولیاء خدا این‌طور هستند. چه به زیبایی در زمان معلوم می‌شود که این‌ها نه‌تنها عقب نیستند، بلکه جلوتر از زمان خود هم هستند. نه تنها زمان خود را خوب می‌بینند، بلکه آینده را هم می‌بینند، گذشته، حال و آینده را به هم گره می‌زنند و آن‌چه که حرف خداست، به لسان این انبیاء عظام، اولیاء الهی، خصیصین حضرت حق و این اولیاء معظم جاری می‌شود.

نصرت الهی به مخلصین
لذا پروردگار عالم می‌فرمایند: طبیعی است، هر کس این حال را داشت، ما او یاری می‌کنیم.

پیامبر(ص) کد بسیار مهم و اساسی را بیان فرمودند. وجود مقدس خاتم انبیاء، محمد مصطفی(ص) می‌فرمایند:اگر خدا امت را یاری می‌کند، به واسطه این سه مطلب است: یکی به سبب این که خدا ناتوانان امت را می‌بیند، لذا به واسطه دعای ضعفا یاری می‌کند. همان‌گونه که فرمود: «وَ نُریدُ أَنْ نَمُن عَلَى الذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» (11) . یکی هم این که خدا امت را به واسطه اخلاص مردان الهی و صلاة آنها یاری میکند «وَ إِخْلَاصهمْ وَ صَلَاتِهِمْ».

جالب این است، ملا محسن فیض کاشانی، آن عارف بزرگوار می‌فرمایند: همه این‌ها در یک جمله قرار می‌گیرد و آن این که خدا می‌خواهد بگوید: هر که خالص بود، اهل صلاة است. هرکه خالص بود، اهل دعاست و هرکه خالص بود، ولو ضعیف، یاری خدا به او حتمی است.

لذا اگر انسان خالص شد، پروردگار عالم به او مرحمت می‌کند و لطف و کرامتش بر او خواهد بود. می‌شود خدا خالصین عالم را یاری نکند؟! تاریخ را نگاه کنید، تاریخ انبیاء عظام را ببینید. ابراهیم خلیل(ع) در آتش می‌افتد، نار بر او بَرد می‌شود «یا نارُ كُونی‏ بَرْداً وَ سَلاماً»(12)، هم او را سلامت می‌دارد و هم خنک و بَرد می‌شود. ببینید چگونه خدا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را یاری کرد، «إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْكُمْ»(13). یاری خدا هم فقط از یک راه است، آن هم اخلاص.

آفت اخلاص
خدا شهید بزرگوار، شهید صیاد شیرازی را رحمت کند. ایشان می‌فرمودند: هر موقع محضر آیت‌الله‌العظمی بهاءالدینی، آن عارف بزرگوار می‌رسیدم، در خلوت به من می‌فرمودند: فقط یک چیز را فراموش نکنید و آن این که در پیروزی‌های بزرگ، خودتان را ضعیف‌تر بپندارید و بگویید کار خودش است، آن‌وقت است که خدا شما را یاری می‌کند.

این جا معنی ضعیف بودن معلوم می‌شود. فرمودند: اگر می‌خواهید ضعیف بپندارید، این است که خالص شوید، بگویید: خداست، ما نیستیم. اما اگر یک‌جا گفتید: «قدرت ما»، «فکر ما»، آن‌وقت است که در جبهات شکست می‌خورید.

همینطور هم بود. گاهی که مع‌الأسف بعضی از فرماندهان غره می‌رفتند، شکست می‌خوردند. لذا انسان نباید مغرور باشد. یکی از نشانه‌های بندگان خالص خدا این است که تا لحظه آخر و جان کندن ولو به لحظه‌ای، ابداً مغرور به عمل نبودند، وإلا مخلص نبودند.

وقتی اخلاص باشد، خدا یاری می‌کند. اخلاص امام(ره) و بچه‌ها در جبهه‌‌ها پیروزی‌آور بود. اخلاص امام‌المسلمین، این سید عظیم‌الشأن، این سپه‌سالار امام زمان، در این همه فتنه‌ها و مشکلات ما را جلو برده است و تا به حال پیروز شده‌ایم. اخلاص مردان خدا عمل کرده است.

ما دیدیم، تا موقعی که بعضی از مسئولین‌ ما اخلاص داشتند، راحت کارها پیش رفته است و دشمن ذلیل و خوار شده و وحشت کرده است، اما یک‌جاهایی که احساس کردند خودشان هستند و آنها هم در مقابل امام‌المسلمین کسی هستند، بیچاره شدند. آن موقع مملکت به یک‌جاهایی هم رسید، گرفتاری‌های اقتصادی و ... .

خدا شاهد است این اخلاص، عجیب است. اگر می‌خواهید الهی بودن این انقلاب را بدانید، این جمله آیت‌الله‌العظمی مولوی قندهاری، آن کنز خفی الهی را به عنوان کد به ذهنتان بسپارید. ایشان فرمودند: اینکه امام فرمودند نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد، به خاطر همین است؛ چون این انقلاب با اخلاص جلو آمده است، اگر اخلاص کم شد، آن‌وقت خدای ناکرده ضربات می‌خورد. هرجا اخلاص زیاد شد، پیروزی‌های شیرین به دست می‌آید.

پیامبر(ص) فرمودند: پروردگار عالم، این امت را فقط به واسطه اخلاص است که یاری و پیروز کرده است «إِنَمَا نَصَرَ اللَهُ هَذِهِ الْأُمَةِ بِضُعَفَائِهَا بِدَعْوَتِهِمْ وَ إِخْلَاصهمْ وَ صَلَاتِهِمْ»، آنها که در مقابل خدا رکوع، خضوع و سجود و خشوع دارند. می‌گویند: خدایا! تو هستی، تو از همه مطالب منزهی، ما می‌دانیم که خود نیستیم.

برای همین است که خدا یاری می‌کند. «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ» 14 همین است. می‌فرمایند: «أَخْلِصْ دِینَكَ یَكْفِیكَ الْقَلِیلُ مِنَ الْعَمَلِ» 15 اگر دین خود را خالص کنی، خدا عمل کم تو را می‌پذیرد. آن‌قدر آن را بزرگ می‌کند و به آن جلوه می‌دهد که دشمن (شیطان، نفس اماره و شیاطین جن و انس) وحشت می‌کند.

عمل به هوای وهوس!
عجیب است، آن‌قدر اخلاص مهم است که مولی‌الموالی(صلوات الله و سلامه علیه) می‌فرمایند: آن‌هایی که خالص هستند، از عمل شانه خالی نمی‌کنند و جلو می‌روند. این یک محک عجیبی برای من و شماست که معلوم می‌شود آیا خالص هستیم یا نه. چرا اهل کوفه جلو نیامدند؟ به خاطر اینکه اهل کوفه خالص نبودند و ترسیدند.

این روایت را یادداشت کنید، این یکی از آن روایاتی است که گاهی باید انسان بخواند و مرور کند - مثل آن روایت شریفی که عرض کردیم هر روز بخوانیم تا یک موقع به اشتباه نیافتیم، «لِكُل شَیْ‏ءٍ مَعْدِنٌ وَ مَعْدِنُ التقْوَى قُلُوبُ الْعَارِفِینَ» 16 خدا یک موقعی معدن تقوا را جلوی ما میگذارد، آن‌وقت است که باید مواظبت کنیم و إلا شدید، گرفتار و بدبخت میشویم. خیلی عجیب است، وجود نازنین آیت‌الله‌العظمی بهاءالدینی(اعلی الله مقامه الشریف) میفرمودند: پروردگار عالم فردای قیامت برای بعضی به واسطه این که درک نکردند در مقابل آن نوری که جلوی آنها قرار داده شده، باید خاضع و خاشع باشند، گرفتاری به-وجود میآورد که اشد عذاب‌ها است - مولی‌الموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، علی‌ابن ابیطالب(ع) می‌فرمایند: «لَوْ ارْتَفَعَ الْهَوَى لَأَنِفَ غَیْرُ الْمُخْلِصِ مِنْ عَمَلِهِ» (17) اگر هوی و هوس از میان برود، غیر از مخلص، همه از عمل شانه خالی می‌کنند.

این روایت عجیب است. معلوم می‌شود بعضی‌ها از روی هوی و هوس کاری را انجام می‌دهند و برای خدا کار نمی‌کنند. یعنی یک عده به خاطر هوی و هوس و نفس اماره، به واسطه پست و مقام، پول، قدرت و ... جلو می‌آیند، اما اگر هوی و هوس کنار برود و بگویند: شما عمل کن، هیچ چیز هم به تو نمی‌دهیم، دنیا، مقام، ریاست، پول و ... درونش نیست، حضرت می-فرمایند: غیر از مخلصین، مابقی شانه خالی میکنند. نکته خیلی بزرگی است.

آیت‌الله مولوی قندهاری این روایت را چندین بار در جلسات مختلف تکرار کردند و گریه کردند. ایشان این روایت را خیلی دوست داشتند. ایشان به نقل از آیت‌الله‌العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی(اعلی الله مقامه الشریف)، آن مرجع عظیم‌الشأن و یکه‌تاز میفرمودند: میترسم از اینکه خدا به من بگوید تو به بهانه بهشتم و یا به بهانه ترس از عذاب جهنمم در راه من ماندی و برای خود من در این راه مستقیم نماندی وإلا اگر برای من بود، به تو میگفتم: ابوالحسن! – تعبیر خود آیت‌الله‌العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی است - تو کار کن ولی از بهشت خبری نیست، اگر دلم بخواهد تو را جهنم میبرم - گرچه خدا کریم و عادل است و این‌گونه نیست، اما در مثال مناقشه نیست - آ‌ن‌وقت معلوم میشد تو برای من عمل انجام می-دهی یا برای بهشت و جهنم؟ برای هوی و هوس یا چیز دیگر؟

امام(اعلی الله مقامه الشریف) برای اینکه یک موقعی نگویند: ایشان مرجع است، بعد از آیت‌الله‌العظمی بروجردی(اعلی الله مقامه الشریف) ختم نگرفتند؛ چون هرکسی از بزرگان ختم میگرفتند به این عنوان بود که مرجع هستند. این‌قدر دور ایشان را گرفتند و گفتند آقا! تبعات دیگری دارد، یک موقعی میگویند: ایشان با آیت‌الله‌العظمی بروجردی(اعلی الله مقامه الشریف) مشکل داشته و ... تا اینکه ایشان ختم گرفتند اما فرمودند: به شرطی که آن‌جا عنوان مرجعیت به من ندهید. اما دیدید خدا چه کرد؟ امام(اعلی الله مقامه الشریف) را تا کجا برد؟ حضرت آقا تا به حال به صورت رسمی رساله ندادند، اجوبه الاستفتائات است. اما ببینید چقدر ایشان مقلد دارند.

آن مرد الهی، علامه دوانی به نقل از آیت‌الله‌العظمی بروجردی می‌فرمودند: من با آقای فلسفی و آیت‌الله انصاری، آن واعظ بزرگ بودیم. ایشان یک‌دفعه گریه کردند و گفتند: من از این عناوین می‌ترسم. ایشان فرموده بودند: من گاهی شب‌ها برای خودم تلقین می‌خوانم - چون در تلقین دیگر عناوین نیست. یا آیت‌الله‌العظمی! یا آیت‌الله! یا تیمسار! یا سردار! یا امیر! یا مهندس! یا دکتر! و ... نیست، اسم است و اسم پدر، یا فلان ابن فلان! - که بدانم من همان حسین هستم.

مخلصین عالم دائم در وحشت هستند و نگرانند. آنها نگران این هستند که نکند یک لحظه هوی و هوس و احساس منیت بیاید و گرفتار شوند. اگر این هوی و هوس رفت، آن‌وقت معلوم میشود چه کسی مرد عمل است. خیلی ها از عمل شانه خالی می-کنند. فقط مخلصین عالمند که می‌گویند: برای خدا؛ یعنی اگر به آنها بگویند: دیگر بهشتی نیست و شما در جهنمید - نعوذبالله و نستجیربالله، عرض کردیم خدا عادل‌تر از این حرف‌ها است. او که ارحم الراحمین است - من هیچ اجر و مزدی به شما نمی‌دهم، آنها از عمل خود دست نمی‌کشند.

تا موقعی که جنگ بود، درجه‌ای نبود، همه به هم می‌گفتند: برادر. حتی بعضی پولی را که میگرفتند - چیز خیلی مختصری که یک موقع‌هایی میدادند - در راه جبهه خرج میکردند، اما بعد بعضی‌ها احساس کردند عقب افتادند و کار خودشان را خراب کردند.

مخلصین عالم جو‌گیر نمی‌شوند و فضا‌پذیر نیستند؛ چون برای خدا کار میکنند. اگر فضا طور دیگری شود، نمیگویند: اشتباه کردم، یک عده بردند و خوردند، پس ما چه؟!

خریدار خالصین
جالب این است، به تعبیر همه بزرگان بدون استثناء، حضرت سربازانشان را از مخلصین انتخاب میکنند. این که یک مقداری زمان طول میکشد، به خاطر این است؛ چون بناست مخلصین عالم حاکم شوند. چون این‌ها میخواهند ائمه و وارث شوند. چه کسانی باید وارث شوند؟ کسانی که وقتی در زمین آمدند صلاة را اقامه کنند. اقامه صلاة، نه خواندن آن. حال مخلصین عالم و اولیاء خدا اینگونه است. سربازان وجود مقدس آقا مخلص‌ترین افرادند.

لذا عزیزان! خودمان را بسنجیم، ببینیم اگر پست داشتیم، حامی دین، خدا و انقلاب هستیم یا نه؟ اگر مال و منالی رسید، اهل عبادتیم یا نه؟ إن‌شاءالله جلسه بعد عرض میکنم برای همین است که خدا در قرآن میفرماید: «وَ مِنَ الناسِ مَنْ یَعْبُدُ اللهَ عَلى‏ حَرْفٍ» 18 یک عده خدا را حرفی عبادت میکنند «فَإِنْ أَصابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَن بِهِ» اگر همه چیز به نظر آن‌ها خیر بیاید، به خدا درود هم میگویند، در راه اسلام سینه هم سپر میکنند «وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ» اگر آزمایش پیش آمد «انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ» دگرگون میشوند «خَسِرَ الدنْیا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ».

آقاجان! یک عنایتی کن. برای ما دعا کن که خالص شویم؛ چون ما دوست داریم سرباز شما بشویم. از این غل و غشها و از این وضعیت بیرون بیاییم، خالص شویم. چون میدانیم و بزرگان ما گفته‌اند: شما فقط خالصین عالم را میخرید، اما به خودتان قسم، همه ما شما را دوست داریم.

دهه کرامت است، شما کرم کن. به حق این دو مولود با عظمت، به حق این خواهر و برادر، به حق عمه جانت حضرت فاطمه معصومه(س) و به حق جد مکرمتان، قبله ایران، صاحب ما، حضرت ثامن‌الحجج(علیه آلاف التحیه و الثناء)، عنایتی کن ما را هم خالص کن.

پی نوشت:
1- فجر/ 27
2- اسراء/ 13
3- زمر/ 2
4-همان/ 3
5-بقره/ 257
6-یوسف/5
7-زمر/11
8- همان/ 12
9-زمر/ 13
10-همان/ 14
11-قصص/ 5
12-انبیاء/ 69
13-محمد/ 7
14-بقره/ 249
15-گلهای جاویدان، ص: 30
16-ارشادالقلوب، ج:1، ص: 15
17-غررالحکم، ص:65 ، حدیث: 833
18-حج/ 11
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه