تاثیرات مخرب خجالت در دوران کودکی

از احساس حقارت تا تظاهر حاصل شرم‌های بی‌اساس دوران کودکی

|
۱۳۹۰/۰۷/۲۵
|
۱۵:۴۰:۵۴
| کد خبر: ۸۲۲۲۰
از احساس حقارت تا تظاهر حاصل شرم‌های بی‌اساس دوران کودکی
شرم را قاتل روح می شناسند؛ وقتی شرم درونی شد با خود بی‌حسی یا مسخ شدن روانی می آورد که فرد را به مرده ای متحرک بدل می کند.
به گزارش خبرنگار «نیمرخ» برنا، کودک با احساس شرم به دنیا نمی‌آید اما در مقابل احساس خجالت بسیار آسیب پذیر است.

وقتی کودک می‌ترسد، اشتباه می‌کند، غلط می‌گوید، غلط می‌فهمد، زیاد می‌خورد، کم می‌خورد، دستش را در بینی می‌کند، به کنجکاوی‌هایی که از دیدگاه شما مجاز نیست پاسخ می‌گوید. در تمامی این مراحل شما در او شرم بر می‌انگیزید. شرم زخمی است که از درون احساس می‌شود.

پرده‌ای بین کودک و خودش از یک سو و پرده‌ای بین او و دیگران می‌سازد که بسیار سریع خود واقعی را در پشت پرده‌های شرم پنهان کرده و نماد دیگری را برای ویترین‌های زندگی، آن چنان که تشویق دیگران را به راه اندازد آماده می‌کند، بی آنکه کسی از تنهایی و حقارت درونی او آگاه شود.

شرم، احساس حقارت را سبب می‌شود. احساس حقارت، گوشه گیری و تنهایی روانی را به وجود می‌آورد و از این جا به بعد کودک تظاهر به احساس کردن و تعلق خاطر از خود نشان می‌دهد فقط به این منظور که نیاز بی‌اندازه به توجه دیگران دارد.

شرم در کودکان از راه‌های زیر در خانواده برانگیخته می‌شود:

1 – شرم از طریق قهر و بی‌محلی

2 – از طریق عدم تأیید و تفهیم احساس‌های کودک

3 – از طریق تجاوز جسمی، جنسی، احساسی و روانی

4 – از طریق به کار بردن کودکان به عنوان سلاحی برای ارضا نیازهای شخصی

6 – از طریق پنهان کردن احساس‌های شرم و ناکفایتی خویش که طبعاً کودکان را به رازداری و دروغگویی ناگزیر خواهد کرد.

8– از طریق گمراه کردن کودکان با واگذاری وظایف بزرگسالان به آن‌ها

9 – با ندادن وقت، توجه و برنامه متناسب با سن و نیازهای جسمی و روانی کودکان

10 – از طریق تفاوت قائل شدن (ترجیح دادن یکی بر دیگری)

11 – از طریق تزلزل در یکدستی محیط زیست، به این معنا که هر چندی کودکان با تغییر محل و مسئول نگاهداری مواجه می‌شوند.

در واقع کودک ناگزیر است برای فرار از شرم دردناک تحمل خود واقعی، در حقیقت نقاب مناسبی اتخاذ کند و در این جا است که می بینیم آدم‌ها شبیه یکدیگر می‌شوند.

به همین دلیل چه بسیار می بینیم خود های مجازی موفق و آراسته از بیرون، از حل کوچک‌ترین مشکل عاطفی عاجزند.

بر اساس مطالعات کافمن شایع ترین مشکلات روانی که از شرم و حقارت در کودکی ریشه می گیرند عبارتند از :

-افسردگی‌ها

-از خود بیگانگی ( Alienation)

- تردید به خویشتن

-گوشه‌گیری و تنهایی

-حالت های اسکیزوئید و پارانوئید که از ویژگی‌های شخصیت‌های مشکوک و درون گراست

-اشتقاق شخصیت

- Perfectionism یا منش همیشه ناراضی

-احساس عمیق حقارت

-احساس ناتوانی و نا کفایتی

- حالت‌های خود شیفتگی و ...


شرم را قاتل روح می‌شناسند. وقتی شرم درونی شد با خود بی‌حسی یا مسخ شدن روانی می‌آورد که فرد را به مرده‌ای متحرک بدل می‌کند. همه جا با بیمار حاضر است و در همه ارتباطات زندگی او نقش دارد.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه