یادآوری هفت تذکر به حجاج بیتالله الحرام
میوه مهمانی حرم وحی تخلق به اخلاق ملائكه است
ثمره ضیافتِ صائمانِ ماه مبارك رمضان، تَشبه به فرشتگانِ منزه از اكل و شُرب و مبرای از لوازم است و میوه مهمانی طائفان و عاكفانِ حرمِ وحی، تخلق به اخلاق ملائكه خواهد بود.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، آیت الله جوادی آملی در پیامی خطاب به حجاج بیتالله الحرام گفت: ثمره ضیافتِ صائمانِ ماه مبارك رمضان، تَشبه به فرشتگانِ منزه از اكل و شُرب و مبرای از لوازم اس و میوه مهمانی طائفان و عاكفانِ حرمِ وحی، تخلق به اخلاق ملائكه خواهد بود.
ایشان ضمن یادآوری نکاتی به زائران خانه خدا فرمودند: عنصر محوری جریان حج و عمره، تَنبه تام به توحید و نبوت و معاد و تصویر عملی از این اصول سهگانه، همراه با عدل و امامت است.
آنچه در ادامه میخوانید متن کامل پیام حضرت آیت الله جوادی آملی است که پایگاه اطلاع رسانی معظم له آن را منتشر نموده است.
پیام حضرت آیت الله جوادی آملی(دام ظله العالى) به حجاج بیتالله الحرام
بِسْمِ الله الرحْمنِ الرحِیمِ وَ إیاهُ نَسْتَعِین
﴿جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَه الْبَیتَ الْحَرَامَ قِیاماً لِلناسِ...﴾(1)
حمد ازلی خدای سبحان را سزاست؛ تحیت ابدی، پیامبران الهی، مخصوصاً حضرت ختمینبوت(ص) را رواست و درود بیكران، دوده طاها و اُسره یاسین به ویژه حضرت ختمیامامت، مهدی موجود موعود(عج) را بجاست؛ به این ذوات قدسی تولی داریم و از معاندان لدود آنان تبری مینماییم! سلام خدا بر حاجیان و معتمران كه ضیوف رحماناند و درود الهی بر زائران قبله و مطاف كه مهمانان صاحب كعبهاند! اكنون كه ندای حضرت خلیل خدا و دعوت حبیب او را لبیك گفتید، شایسته است به اصولی عنایت فرمایید كه به برخی از آنها در طی چند تذكر اشاره میشود:
یكم. ثمره ضیافتِ صائمانِ ماه مبارك رمضان، تَشبه به فرشتگانِ منزه از اكل و شُرب و مبرای از لوازم است(2) و میوه مهمانی طائفان و عاكفانِ حرمِ وحی، تخلق به اخلاق ملائكه خواهد بود؛ آری در مائده صوم و در مأدبه حج و عمره، چیزی جز نزاهت از فرود فرومایگی طبیعت و سعادت رسیدن به فراز فراطبیعت نخواهد بود. هبوط ملائكه، بدون اذن میزبان كوی وحی نیست: ﴿وَمَا نَتَنَزلُ إِلا بِأَمْرِ رَبكَ﴾(3) و مهبط آنان دلهای پویندگان و پایدارانِ استوارِ دینی است: ﴿إِن الذِینَ قَالُوا رَبنَا اللهُ ثُم اسْتَقَامُوا تَتَنَزلُ عَلَیهِمُ الْمَلاَئِكَه أَلا تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا﴾.(4) برخی از مهمانان میكوشند تا صحنه قلب را از زیور دنیازدگی پاك كنند تا فرشته عقل و عدل درآید و بعضی از آنان میجوشند تا با نزول مَلَكِ جمال و جلال، منظر دل، مفتوح العنوه شده و دیو را آواره نمایند. به هر تقدیر، نغمه گروهی، «دیو چو بیرون رود فرشته در آید»(5) است و آهنگ عدهای، «دیو بگریزد از آن قوم كه قرآن خوانند»(6) میباشد كه ﴿لَهُمْ دَرَجَاتٌ﴾.(7)
دوم. عنصر محوری جریان حج و عمره، تَنبه تام به توحید و نبوت و معاد و تصویر عملی از این اصول سهگانه، همراه با عدل و امامت است و تمام اعمال واجب و مستحب این سفر چهارم از اسفار اربعه، از خَلق به خَلق با حق است یعنی در صحابت فیض خاص پروردگار، آغاز و انجام این سیر ملكوتی صورت میپذیرد. مآثر وحی و نبوت را میتوان در آثار حضرت خلیل خدا(علیه السلام) و حضرت حبیب پروردگار(ص) مشاهده نمود. ابراهیم خلیل(علیه السلام) به عنوان امام مردم، بدون اختصاص به عصر و مصری معرفی میشود: ﴿إِنی جَاعِلُكَ لِلناسِ إِمَاماً﴾؛(8) چنین رهبر جهانی، خانه خدا را به اذن او بنا نمود تا معبد همگان و همیشگی باشد؛ تعبیرهای هماهنگ قرآن كریم: ﴿وَإِذْ بَوأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَكَانَ الْبَیتِ﴾؛(9) ﴿وَإِذْ یرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیتِ...﴾ ؛(10) ﴿إِن أَولَ بَیتٍ وُضِعَ لِلناسِ لَلذِی بِبَكه مُبَارَكاً وَهُدی لِلْعَالَمِینَ﴾(11) و ﴿فِیهِ آیاتٌ بَینَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ﴾(12) شاهد صدقِ اثرِ خالد و مانای آن امام همام جهانی است. جامعه اسلامی، گذشته از افتخار امت آن رهبر بودن، از فضیلت فرزند معنوی آن پدر روحانی بودن نیز برخوردار است: ﴿مِله أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَماكُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هذَا﴾.(13) ائتسای امت به امام و تأسی فرزندان به پدر، مایه عقلمحوری و خردمداری آنان خواهد بود، زیرا پیروان مكتب آن حضرت، فقیه و دانا و گریزان از آن، سفیه و ناداناند: ﴿وَمَن یرْغَبُ عَن مِله إِبْرَاهِیمَ إِلا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ﴾؛(14) تمسك به مناسك ابراهیمی، برابرِ رهنمود اسلام محمدی، نشان بهرهوری از عقلی است كه «عُبِدَ بِهِ الرحمن واكْتُسِبَ بِهِ الْجِنان».(15)
سوم. معرفتشناسی، كَفی دارد كه از آن به شناخت حس و تجربه حسی یاد میشود و سَقفی دارد كه از آن به شناخت شهودی و تجربه تجریدی و حضوری یاد میشود. همان طوری كه شناخت حسی گاهی اندك است و زمانی فراوان است، شناخت شهودی نیز گاهی با كاهش و زمانی با افزایش همراه است. آنچه نصیب امام امت حج و عمره یعنی حضرت خلیل خدا شد، شناخت شهودی فراگیر بود كه صدر و ساق نظام كیهانی را در برداشت: ﴿وَكَذلِكَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَكُوتَ السماوَاتِ وَالأرْضِ وَلِیكُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ﴾،(16) زیرا رؤیت و دیدن، غیر از نظر و نگاه است، چه اینكه ملكوت غیر از مُلك است؛ بهره دیگران، نگاه به مُلك است و حظ حضرت خلیل(علیه السلام) دیدن ملكوت بوده است. پیروان آن حضرت به نظر در ملكوت آسمانها و زمین دعوت شدهاند، به امید آنكه به رؤیت ختم شود: ﴿أَوَ لَمْ ینظُرُوا فِی مَلَكُوتِ السماوَاتِ وَالأرْضِ...﴾.(17) دیدن ملكوت جهان، همراه با شهودِ دستِ نامرئی خداوند است كه ملكوت هر چیزی در دست اوست: ﴿فَسُبْحَانَ الذِی بِیدِهِ مَلَكُوتُ كُل شَیءٍ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ﴾.(18) معرفت ملكوت، شناختِ صائبی است كه از عمل صالح جدا نیست و اولین ثمر سودمند چنین شهودی، پرهیز از دوستی هر آفِل فائل است: ﴿قَالَ لاَ أُحِب الآفِلِینَ﴾.(19) دنیا با همه زرق و برقِ كاذب خویش، متاعی است آفل كه دوستی آن، رأس هر خطای فكری و خطیئه عملی است: «حب الدنیا رأس كل خطیئه».(20)
چهارم. هر چند حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیل به امامت را برای ذریه خود درخواست كرد و خداوند اجابت حتمی آن دعا را نسبت به غیر ظالم تضمین فرمود، لیكن فرزندان صالح آن امام(علیه السلام) میتوانند سهم اندكی از امامت پرهیزكاران را تجربه كنند و نیایشِ ﴿وَاجْعَلْنَا لِلْمُتقِینَ إِمَاماً﴾(21) درباره اینان مستجاب گردد، چه اینكه سایر درخواستهای آن حضرت(علیه السلام) درباره ذریه خود مانند ﴿رَبنَا لِیقِیمُوا الصلاَه فَاجْعَلْ أَفْئِدَه مِنَ الناسِ تَهْوِی إِلَیهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الثمَرَاتِ لَعَلهُمْ یشْكُرُونَ﴾(22) میتواند درباره فرزندان معنوی آن حضرت، به مقدار استحقاق و استعدادِ آنها مستجاب گردد. نشان استجابت دعای آن حضرت درباره خواص از امت و اَبنای مخصوص وی را میتوان از آیه ﴿إِن أَوْلَی الناسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلذِینَ اتبَعُوهُ وَهذَا النبِی وَالذِینَ آمَنُوا وَاللهُ وَلِی الْمُؤْمِنِینَ﴾(23) استظهار كرد، چه اینكه علامت آن را نیز میشود از آیه ﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَه حَسَنَه فِی إِبْرَاهِیمَ وَالذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنا بُرَآؤُا مِنكُمْ وَمِما تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَینَنَا وَبَینَكُمُ الْعَدَاوَه وَالْبَغَضاءُ أَبَداً حَتی تُؤْمِنُوا بِاللهِ وَحْدَهُ﴾(24) استنباط نمود، زیرا تولی موحدان عادل و تبری از ملحدان ظالم، از برجستهترین برنامههای حضرت ابراهیم(علیه السلام) بود كه رهپویان خردمحور، مجریان آن دستور بوده و هستند و به اندازه پیروی از آن حضرت، از نعمت اصطفا برخوردار و از موهبت خُلت نیز بهرهمند خواهند شد، زیرا اقتدا به كسی كه از خلعت خلیلی، متنعم است: ﴿وَاتخَذَ اللهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلاً﴾(25) و از جایزه صفوت، طرْفی بسته است: ﴿وَلَقَدِ اصْطَفَینَاهُ فِی الدنْیا وَإِنهُ فِی الْآخِرَه لَمِنَ الصالِحِینَ﴾ ،(26) چنین پاداش قابل توجهی را در بردارد.
پنجم. بنیانگذار كعبه كه سرسلسله انبیای ابراهیمی است، تذكره معاد را همراه یادآوری مبدأ، در نهان نورانی خود نهادینه كرده بود و هماره در سَرَه بودن و خالص ماندن و بی دُردی صاف شدنِ آن موهبت الهی، سعی بلیغ داشتند و همه این فضایل را میتوان از آیات ﴿إِنا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَه ذِكْرَی الدارِ ٭ وَإِنهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَینَ الأخْیارِ﴾(27) فهمید؛ یعنی خداوند، جایزه خالص و غیر مشوبی به آنان (حضرت ابراهیم و...) عطا نمود و آن یاد خانه آخرت است، چه اینكه یادآوری خالصانه آنها نسبت به آخرت، سبب شد تا خداوند آنان را از مخلَصان خود قرار دهد. در فرهنگ قرآن، دار و خانه اصلی انسان، آخرت است كه در آنجا میآرمد و از آن به ﴿دارُ الْقَرار﴾(28) یاد میشود و دنیا دار ممر و مكان عبور است. حاجیان و معتمران، دعوت كسی را لبیك میگویند كه هم خالصانه به یاد آخرت بود و هم در اثر چنین خلوصی، از مخلَصان الهی به حساب آمد، بنابراین پیام مهم حج و عمره، تشخیص صحیح ممر از مقر و تمییز درست مَعبر از مسكن و مأواست، تا همانند حضرت ابراهیم، از سلام پروردگار، بهرهوری حاصل آید: ﴿سَلاَمٌ عَلَی إِبْرَاهِیمَ ٭ كَذلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ﴾(29) و سلام الهی، دلمایه سلامت را در بردارد و چنین سرمایهای، پایه نجات آخرت است: ﴿إِلا مَنْ أَتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ﴾.(30)
ششم. فراخوانی ابراهیمی(علیه السلام) كه با دعوت محمدی(ص) تتمیم یافت، مسئولیت زائران بیت عتیق را خطیر كرده است. خدای سبحان گاهی با برشماری اوصاف كعبه و زمانی با تبیین صفات برجسته معماران آن و زمانی با گزارش اوصاف داعیان آن، برنامه عبادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اهل حج و عمره را مشخص فرمود. عنصر محوری امور انسان را اندیشه صائب و انگیزه صحیح تشكیل میدهد تا با یكی حقیقت دیده شود و با دیگری به حق عمل شود؛ حقیقتنگر، بینا و حقجو، كوشا و تواناست. تعبیر قرآن حكیم از حضرت خلیل و فرزندان وی به ﴿أُولِی الأیدِی وَالأبصَارِ﴾(31) میتواند ناظر به دو جهت علمی و عملی این ذوات قدسی باشد، البته در این مطلبِ سامی، سرفرازی و برازندگی ممتاز، از آنِ معمار بیت طاهر است. آنچه از برشماری كرائم نفسانی بنیانگذار كعبه و فراخوان زائران از هر فج عمیق، به عنوان دارای دست و چشم استنباط میشود، این است كه رهتوشه حاجیان و معتمران در آغاز سفر، معرفتشناسی درست و جهتگیری معتبر بوده و سوغات و زادراهِ برگشت، تكمیل آن دو خصیصه و تتمیم آن دو اصل مهم است. امت نابینا و جامعه مغلولالید، توان طواف خانهای كه توسط معمار بصیر و مبسوطالید بنا شد را ندارد، زیرا در مدار خانهای گشتن، در حالی كه اثری از بانی آن ندیدن و نیافتن، مصداق گفتار نغز و پرمغز مولای موحدان جهان و ولی بلامنازع همگان، حضرت امیرمؤمنان علیبنابیطالب(علیه السلام) است كه فرمود: «أَلاَ تَرَوْنَ أَن اللهَ سُبْحَانَهُ اخْتَبَرَ الْأَولِینَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ (صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ) إِلَی الْآخِرِینَ مِنْ هذَا الْعَالَمِ بِأَحْجَارٍ لاَ تَضُر وَ لاَ تَنْفَعُ وَ لاَ تُبْصِرُ وَ لاَ تَسْمَعُ فَجَعَلَهَا بَیتَهُ الْحَرَامَ الذِی جَعَلَهُ لِلناسِ قِیاماً...».(32) آنچه مایه قیام و پایه ایستادگی است، آگاهی كامل و اقتدار لازم است تا صراط مستقیمِ عقل و عدل، فهمیده و با گامهای استوار، پیموده شود، تا نتیجه زیارت كعبه، «اولی الأیدی و الأبصار» شدن باشد.
هفتم. روزی كه حضرت خلیل خدا متولد شد، خاورمیانه مبتلا به الحاد و شرك بود؛ گروهی آغاز و انجام جهان را فاقد مبدأ و مقصدی میپنداشتند و ملحدانه، مرگ را پوسیدن و پایان حیات انسان میدانستند و عدهای مشركانه، صَنَم و وَثَن را تقدیس مینمودند و در نتیجه، این منطقه، از نعمت توحید محروم بود، هر چند از خاور و باختر دور نیز گزارش توحیدی در دست نیست.
حضرت ابراهیم(علیه السلام) با عنایت ویژه الهی به ملكوت نظام كیهانی راه یافت و بینش صحیح توحیدی پیدا كرد و در صدد نشر معارف آن برآمد و بدون هیچ آزرمی با آزر به مناظره مبادرت نمود و از تحدید و تهدید وی نهراسید و روش مشئوم او و همفكران وی را اِفك و پیروی شیطان شمرد،(33) همچنین با طاغیان بتپرست یا بتشده عصر منحط جاهلی خود به احتجاج پرداخت و پیروزمندانه همه آن صحنهها را پشتسر گذاشت و برای نجات توده محروم و روشن نمودن زوایای تاریك آن روز، دستی از آستینِ ﴿أُولِی الأیدِی﴾(34) به در آورد و با گرفتن تبر، اندام منحوس اصنام بتكده را مجذوذ نمود: ﴿فَجَعَلَهُمْ جُذَاذاً﴾(35) و با در همشكستن اربابِ پنداری صنمیها به محكمه جلب شد و محققانه، ساحت محاكمه را به نفع توحید پایان بخشید و غائله را غیر مختوم یافت و جریان تلخِ ﴿حِرقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ﴾(36) را در پیش داشت و هنگام فرود در امواج سهمگین آتش، نه از فلك كمك خواست و نه از مَلك مدد طلبید، بلكه پیشنهاد فرشته خاص را بیجواب گذاشت و با پاسخِ «حسبی مِن سؤالی علمُه بِحالی»،(37) چنان وارد آتش شد كه ندای ﴿یا نَارُ كُونِی بَرْداً وَسَلاَماً عَلَی إِبْرَاهِیمَ﴾،(38) مایه خنكی از یك سو و سلامت از سوی دیگر شد.
سرانجام، انبیای ابراهیمی و به پیروی آنان، عالمان ربانی، عهدهدار نشر بركات توحیدی شدند و همه این حقایق و معارف، به وسیله حضرت ختمینبوت و دوده طاها و اُسره یاسین(علیهم السلام) احیا و تكمیل و تتمیم شد، به طوری كه
گر نبودی كوشش احمد تو هم میپرستیدی چو اجدادت صنم(39)
هان ای حاجیان و معتمرانِ حرم وحی و هان ای عاكفان و طائفانِ بیت عتیق و هان ای مهمانانِ مائده رحمت حق! امت اسلامی از یك سو و جامعه جهان غرب از سوی دیگر، بیداری همراه با اسلامخواهی خاورمیانه و عدل اقتصادی طلبی دیار غرب را تجربه میكنند؛ بر همگان به ویژه عالمان دینی لازم است عصاره علوم حضرت خلیل و حبیب خدا كه به وسیله اهل بیت عصمت و طهارت در صحابت قرآن مجید صادر شد را كاملاً عرضه نمایند و با ارائه مكتوباتی كه مورد سوگند الهی است: ﴿ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ﴾،(40) رسالت خویش را ایفا كنند و اسرار حكمتآموز و ستمسوزِ احرام را تشریح نمایند و پیام حیاتبخشِ حرم نبوی و بقیعِ امامان معصوم(علیهم السلام) و اولیای وابسته به اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) را به خوبی به منتظران ابلاغ كنند و بركت وحدت و عظمت برائت از مشركان و ملحدان و همپیمانان آنها را بیان نمایند.
توفیق همگان و قبولی حج و عمره و زیارت و استجابت ادعیه، مسئلت میشود!
جوادی آملی
ذیقعده 1432 هـ.ق
پی نوشت:
(1) . سورهٴ مائده، آیهٴ 97.
(2) . جواهر الكلام، ج16، ص181.
(3) . سورهٴ مریم، آیهٴ 64.
(4) . سورهٴ فصلت، آیهٴ 30.
(5) . دیوان حافظ، غزل 232.
(6) . دیوان حافظ، غزل 193.
(7) . سورهٴ انفال، آیهٴ 4.
(8) . سورهٴ بقره، آیهٴ 124.
(9) . سورهٴ حج، آیهٴ 26.
(10) . سورهٴ بقره، آیهٴ 127.
(11) . سورهٴ آلعمران، آیهٴ 96.
(12) . سورهٴ آلعمران، آیهٴ 97.
(13) . سورهٴ حج، آیهٴ 78.
(14) . سورهٴ بقره، آیهٴ 130.
(15) . الكافی، ج1، ص11.
(16) . سورهٴ انعام، آیهٴ 75.
(17) . سورهٴ اعراف، آیهٴ 185.
(18) . سورهٴ یس، آیهٴ 83.
(19) . سورهٴ انعام، آیهٴ 76.
(20) . الكافی، ج2، ص131 و 317.
(21) . سورهٴ فرقان، آیهٴ 74.
(22) . سورهٴ ابراهیم، آیهٴ 37.
(23) . سورهٴ آلعمران، آیهٴ 68.
(24) . سورهٴ ممتحنه، آیهٴ 4.
(25) . سورهٴ نساء، آیهٴ 125.
(26) . سورهٴ بقره، آیهٴ 130.
(27) . سورهٴ ص، آیات 46 و 47.
(28) . سورهٴ غافر، آیهٴ 39.
(29) . سورهٴ صافات، آیات 109 و 110.
(30) . سورهٴ شعراء، آیهٴ 89.
(31) . سورهٴ ص، آیهٴ 45.
(32) . نهجالبلاغه، خطبهٴ 192.
(33) . ر.ك: سورهٴ صافات، آیهٴ 86.
(34) . سورهٴ ص، آیهٴ 45.
(35) . سورهٴ انبیاء، آیهٴ 58.
(36) . سورهٴ انبیاء، آیهٴ 68.
(37) . بحارالأنوار، ج68، ص156.
(38) . سورهٴ انبیاء، آیهٴ 69.
(39) . مثنوی مولوی، دفتر دوم، بخش 10.
(40) . سورهٴ قلم، آیهٴ 1.
ایشان ضمن یادآوری نکاتی به زائران خانه خدا فرمودند: عنصر محوری جریان حج و عمره، تَنبه تام به توحید و نبوت و معاد و تصویر عملی از این اصول سهگانه، همراه با عدل و امامت است.
آنچه در ادامه میخوانید متن کامل پیام حضرت آیت الله جوادی آملی است که پایگاه اطلاع رسانی معظم له آن را منتشر نموده است.
پیام حضرت آیت الله جوادی آملی(دام ظله العالى) به حجاج بیتالله الحرام
بِسْمِ الله الرحْمنِ الرحِیمِ وَ إیاهُ نَسْتَعِین
﴿جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَه الْبَیتَ الْحَرَامَ قِیاماً لِلناسِ...﴾(1)
حمد ازلی خدای سبحان را سزاست؛ تحیت ابدی، پیامبران الهی، مخصوصاً حضرت ختمینبوت(ص) را رواست و درود بیكران، دوده طاها و اُسره یاسین به ویژه حضرت ختمیامامت، مهدی موجود موعود(عج) را بجاست؛ به این ذوات قدسی تولی داریم و از معاندان لدود آنان تبری مینماییم! سلام خدا بر حاجیان و معتمران كه ضیوف رحماناند و درود الهی بر زائران قبله و مطاف كه مهمانان صاحب كعبهاند! اكنون كه ندای حضرت خلیل خدا و دعوت حبیب او را لبیك گفتید، شایسته است به اصولی عنایت فرمایید كه به برخی از آنها در طی چند تذكر اشاره میشود:
یكم. ثمره ضیافتِ صائمانِ ماه مبارك رمضان، تَشبه به فرشتگانِ منزه از اكل و شُرب و مبرای از لوازم است(2) و میوه مهمانی طائفان و عاكفانِ حرمِ وحی، تخلق به اخلاق ملائكه خواهد بود؛ آری در مائده صوم و در مأدبه حج و عمره، چیزی جز نزاهت از فرود فرومایگی طبیعت و سعادت رسیدن به فراز فراطبیعت نخواهد بود. هبوط ملائكه، بدون اذن میزبان كوی وحی نیست: ﴿وَمَا نَتَنَزلُ إِلا بِأَمْرِ رَبكَ﴾(3) و مهبط آنان دلهای پویندگان و پایدارانِ استوارِ دینی است: ﴿إِن الذِینَ قَالُوا رَبنَا اللهُ ثُم اسْتَقَامُوا تَتَنَزلُ عَلَیهِمُ الْمَلاَئِكَه أَلا تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا﴾.(4) برخی از مهمانان میكوشند تا صحنه قلب را از زیور دنیازدگی پاك كنند تا فرشته عقل و عدل درآید و بعضی از آنان میجوشند تا با نزول مَلَكِ جمال و جلال، منظر دل، مفتوح العنوه شده و دیو را آواره نمایند. به هر تقدیر، نغمه گروهی، «دیو چو بیرون رود فرشته در آید»(5) است و آهنگ عدهای، «دیو بگریزد از آن قوم كه قرآن خوانند»(6) میباشد كه ﴿لَهُمْ دَرَجَاتٌ﴾.(7)
دوم. عنصر محوری جریان حج و عمره، تَنبه تام به توحید و نبوت و معاد و تصویر عملی از این اصول سهگانه، همراه با عدل و امامت است و تمام اعمال واجب و مستحب این سفر چهارم از اسفار اربعه، از خَلق به خَلق با حق است یعنی در صحابت فیض خاص پروردگار، آغاز و انجام این سیر ملكوتی صورت میپذیرد. مآثر وحی و نبوت را میتوان در آثار حضرت خلیل خدا(علیه السلام) و حضرت حبیب پروردگار(ص) مشاهده نمود. ابراهیم خلیل(علیه السلام) به عنوان امام مردم، بدون اختصاص به عصر و مصری معرفی میشود: ﴿إِنی جَاعِلُكَ لِلناسِ إِمَاماً﴾؛(8) چنین رهبر جهانی، خانه خدا را به اذن او بنا نمود تا معبد همگان و همیشگی باشد؛ تعبیرهای هماهنگ قرآن كریم: ﴿وَإِذْ بَوأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَكَانَ الْبَیتِ﴾؛(9) ﴿وَإِذْ یرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیتِ...﴾ ؛(10) ﴿إِن أَولَ بَیتٍ وُضِعَ لِلناسِ لَلذِی بِبَكه مُبَارَكاً وَهُدی لِلْعَالَمِینَ﴾(11) و ﴿فِیهِ آیاتٌ بَینَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ﴾(12) شاهد صدقِ اثرِ خالد و مانای آن امام همام جهانی است. جامعه اسلامی، گذشته از افتخار امت آن رهبر بودن، از فضیلت فرزند معنوی آن پدر روحانی بودن نیز برخوردار است: ﴿مِله أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَماكُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هذَا﴾.(13) ائتسای امت به امام و تأسی فرزندان به پدر، مایه عقلمحوری و خردمداری آنان خواهد بود، زیرا پیروان مكتب آن حضرت، فقیه و دانا و گریزان از آن، سفیه و ناداناند: ﴿وَمَن یرْغَبُ عَن مِله إِبْرَاهِیمَ إِلا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ﴾؛(14) تمسك به مناسك ابراهیمی، برابرِ رهنمود اسلام محمدی، نشان بهرهوری از عقلی است كه «عُبِدَ بِهِ الرحمن واكْتُسِبَ بِهِ الْجِنان».(15)
سوم. معرفتشناسی، كَفی دارد كه از آن به شناخت حس و تجربه حسی یاد میشود و سَقفی دارد كه از آن به شناخت شهودی و تجربه تجریدی و حضوری یاد میشود. همان طوری كه شناخت حسی گاهی اندك است و زمانی فراوان است، شناخت شهودی نیز گاهی با كاهش و زمانی با افزایش همراه است. آنچه نصیب امام امت حج و عمره یعنی حضرت خلیل خدا شد، شناخت شهودی فراگیر بود كه صدر و ساق نظام كیهانی را در برداشت: ﴿وَكَذلِكَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَكُوتَ السماوَاتِ وَالأرْضِ وَلِیكُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ﴾،(16) زیرا رؤیت و دیدن، غیر از نظر و نگاه است، چه اینكه ملكوت غیر از مُلك است؛ بهره دیگران، نگاه به مُلك است و حظ حضرت خلیل(علیه السلام) دیدن ملكوت بوده است. پیروان آن حضرت به نظر در ملكوت آسمانها و زمین دعوت شدهاند، به امید آنكه به رؤیت ختم شود: ﴿أَوَ لَمْ ینظُرُوا فِی مَلَكُوتِ السماوَاتِ وَالأرْضِ...﴾.(17) دیدن ملكوت جهان، همراه با شهودِ دستِ نامرئی خداوند است كه ملكوت هر چیزی در دست اوست: ﴿فَسُبْحَانَ الذِی بِیدِهِ مَلَكُوتُ كُل شَیءٍ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ﴾.(18) معرفت ملكوت، شناختِ صائبی است كه از عمل صالح جدا نیست و اولین ثمر سودمند چنین شهودی، پرهیز از دوستی هر آفِل فائل است: ﴿قَالَ لاَ أُحِب الآفِلِینَ﴾.(19) دنیا با همه زرق و برقِ كاذب خویش، متاعی است آفل كه دوستی آن، رأس هر خطای فكری و خطیئه عملی است: «حب الدنیا رأس كل خطیئه».(20)
چهارم. هر چند حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیل به امامت را برای ذریه خود درخواست كرد و خداوند اجابت حتمی آن دعا را نسبت به غیر ظالم تضمین فرمود، لیكن فرزندان صالح آن امام(علیه السلام) میتوانند سهم اندكی از امامت پرهیزكاران را تجربه كنند و نیایشِ ﴿وَاجْعَلْنَا لِلْمُتقِینَ إِمَاماً﴾(21) درباره اینان مستجاب گردد، چه اینكه سایر درخواستهای آن حضرت(علیه السلام) درباره ذریه خود مانند ﴿رَبنَا لِیقِیمُوا الصلاَه فَاجْعَلْ أَفْئِدَه مِنَ الناسِ تَهْوِی إِلَیهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الثمَرَاتِ لَعَلهُمْ یشْكُرُونَ﴾(22) میتواند درباره فرزندان معنوی آن حضرت، به مقدار استحقاق و استعدادِ آنها مستجاب گردد. نشان استجابت دعای آن حضرت درباره خواص از امت و اَبنای مخصوص وی را میتوان از آیه ﴿إِن أَوْلَی الناسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلذِینَ اتبَعُوهُ وَهذَا النبِی وَالذِینَ آمَنُوا وَاللهُ وَلِی الْمُؤْمِنِینَ﴾(23) استظهار كرد، چه اینكه علامت آن را نیز میشود از آیه ﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَه حَسَنَه فِی إِبْرَاهِیمَ وَالذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنا بُرَآؤُا مِنكُمْ وَمِما تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَینَنَا وَبَینَكُمُ الْعَدَاوَه وَالْبَغَضاءُ أَبَداً حَتی تُؤْمِنُوا بِاللهِ وَحْدَهُ﴾(24) استنباط نمود، زیرا تولی موحدان عادل و تبری از ملحدان ظالم، از برجستهترین برنامههای حضرت ابراهیم(علیه السلام) بود كه رهپویان خردمحور، مجریان آن دستور بوده و هستند و به اندازه پیروی از آن حضرت، از نعمت اصطفا برخوردار و از موهبت خُلت نیز بهرهمند خواهند شد، زیرا اقتدا به كسی كه از خلعت خلیلی، متنعم است: ﴿وَاتخَذَ اللهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلاً﴾(25) و از جایزه صفوت، طرْفی بسته است: ﴿وَلَقَدِ اصْطَفَینَاهُ فِی الدنْیا وَإِنهُ فِی الْآخِرَه لَمِنَ الصالِحِینَ﴾ ،(26) چنین پاداش قابل توجهی را در بردارد.
پنجم. بنیانگذار كعبه كه سرسلسله انبیای ابراهیمی است، تذكره معاد را همراه یادآوری مبدأ، در نهان نورانی خود نهادینه كرده بود و هماره در سَرَه بودن و خالص ماندن و بی دُردی صاف شدنِ آن موهبت الهی، سعی بلیغ داشتند و همه این فضایل را میتوان از آیات ﴿إِنا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَه ذِكْرَی الدارِ ٭ وَإِنهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَینَ الأخْیارِ﴾(27) فهمید؛ یعنی خداوند، جایزه خالص و غیر مشوبی به آنان (حضرت ابراهیم و...) عطا نمود و آن یاد خانه آخرت است، چه اینكه یادآوری خالصانه آنها نسبت به آخرت، سبب شد تا خداوند آنان را از مخلَصان خود قرار دهد. در فرهنگ قرآن، دار و خانه اصلی انسان، آخرت است كه در آنجا میآرمد و از آن به ﴿دارُ الْقَرار﴾(28) یاد میشود و دنیا دار ممر و مكان عبور است. حاجیان و معتمران، دعوت كسی را لبیك میگویند كه هم خالصانه به یاد آخرت بود و هم در اثر چنین خلوصی، از مخلَصان الهی به حساب آمد، بنابراین پیام مهم حج و عمره، تشخیص صحیح ممر از مقر و تمییز درست مَعبر از مسكن و مأواست، تا همانند حضرت ابراهیم، از سلام پروردگار، بهرهوری حاصل آید: ﴿سَلاَمٌ عَلَی إِبْرَاهِیمَ ٭ كَذلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ﴾(29) و سلام الهی، دلمایه سلامت را در بردارد و چنین سرمایهای، پایه نجات آخرت است: ﴿إِلا مَنْ أَتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ﴾.(30)
ششم. فراخوانی ابراهیمی(علیه السلام) كه با دعوت محمدی(ص) تتمیم یافت، مسئولیت زائران بیت عتیق را خطیر كرده است. خدای سبحان گاهی با برشماری اوصاف كعبه و زمانی با تبیین صفات برجسته معماران آن و زمانی با گزارش اوصاف داعیان آن، برنامه عبادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اهل حج و عمره را مشخص فرمود. عنصر محوری امور انسان را اندیشه صائب و انگیزه صحیح تشكیل میدهد تا با یكی حقیقت دیده شود و با دیگری به حق عمل شود؛ حقیقتنگر، بینا و حقجو، كوشا و تواناست. تعبیر قرآن حكیم از حضرت خلیل و فرزندان وی به ﴿أُولِی الأیدِی وَالأبصَارِ﴾(31) میتواند ناظر به دو جهت علمی و عملی این ذوات قدسی باشد، البته در این مطلبِ سامی، سرفرازی و برازندگی ممتاز، از آنِ معمار بیت طاهر است. آنچه از برشماری كرائم نفسانی بنیانگذار كعبه و فراخوان زائران از هر فج عمیق، به عنوان دارای دست و چشم استنباط میشود، این است كه رهتوشه حاجیان و معتمران در آغاز سفر، معرفتشناسی درست و جهتگیری معتبر بوده و سوغات و زادراهِ برگشت، تكمیل آن دو خصیصه و تتمیم آن دو اصل مهم است. امت نابینا و جامعه مغلولالید، توان طواف خانهای كه توسط معمار بصیر و مبسوطالید بنا شد را ندارد، زیرا در مدار خانهای گشتن، در حالی كه اثری از بانی آن ندیدن و نیافتن، مصداق گفتار نغز و پرمغز مولای موحدان جهان و ولی بلامنازع همگان، حضرت امیرمؤمنان علیبنابیطالب(علیه السلام) است كه فرمود: «أَلاَ تَرَوْنَ أَن اللهَ سُبْحَانَهُ اخْتَبَرَ الْأَولِینَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ (صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ) إِلَی الْآخِرِینَ مِنْ هذَا الْعَالَمِ بِأَحْجَارٍ لاَ تَضُر وَ لاَ تَنْفَعُ وَ لاَ تُبْصِرُ وَ لاَ تَسْمَعُ فَجَعَلَهَا بَیتَهُ الْحَرَامَ الذِی جَعَلَهُ لِلناسِ قِیاماً...».(32) آنچه مایه قیام و پایه ایستادگی است، آگاهی كامل و اقتدار لازم است تا صراط مستقیمِ عقل و عدل، فهمیده و با گامهای استوار، پیموده شود، تا نتیجه زیارت كعبه، «اولی الأیدی و الأبصار» شدن باشد.
هفتم. روزی كه حضرت خلیل خدا متولد شد، خاورمیانه مبتلا به الحاد و شرك بود؛ گروهی آغاز و انجام جهان را فاقد مبدأ و مقصدی میپنداشتند و ملحدانه، مرگ را پوسیدن و پایان حیات انسان میدانستند و عدهای مشركانه، صَنَم و وَثَن را تقدیس مینمودند و در نتیجه، این منطقه، از نعمت توحید محروم بود، هر چند از خاور و باختر دور نیز گزارش توحیدی در دست نیست.
حضرت ابراهیم(علیه السلام) با عنایت ویژه الهی به ملكوت نظام كیهانی راه یافت و بینش صحیح توحیدی پیدا كرد و در صدد نشر معارف آن برآمد و بدون هیچ آزرمی با آزر به مناظره مبادرت نمود و از تحدید و تهدید وی نهراسید و روش مشئوم او و همفكران وی را اِفك و پیروی شیطان شمرد،(33) همچنین با طاغیان بتپرست یا بتشده عصر منحط جاهلی خود به احتجاج پرداخت و پیروزمندانه همه آن صحنهها را پشتسر گذاشت و برای نجات توده محروم و روشن نمودن زوایای تاریك آن روز، دستی از آستینِ ﴿أُولِی الأیدِی﴾(34) به در آورد و با گرفتن تبر، اندام منحوس اصنام بتكده را مجذوذ نمود: ﴿فَجَعَلَهُمْ جُذَاذاً﴾(35) و با در همشكستن اربابِ پنداری صنمیها به محكمه جلب شد و محققانه، ساحت محاكمه را به نفع توحید پایان بخشید و غائله را غیر مختوم یافت و جریان تلخِ ﴿حِرقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ﴾(36) را در پیش داشت و هنگام فرود در امواج سهمگین آتش، نه از فلك كمك خواست و نه از مَلك مدد طلبید، بلكه پیشنهاد فرشته خاص را بیجواب گذاشت و با پاسخِ «حسبی مِن سؤالی علمُه بِحالی»،(37) چنان وارد آتش شد كه ندای ﴿یا نَارُ كُونِی بَرْداً وَسَلاَماً عَلَی إِبْرَاهِیمَ﴾،(38) مایه خنكی از یك سو و سلامت از سوی دیگر شد.
سرانجام، انبیای ابراهیمی و به پیروی آنان، عالمان ربانی، عهدهدار نشر بركات توحیدی شدند و همه این حقایق و معارف، به وسیله حضرت ختمینبوت و دوده طاها و اُسره یاسین(علیهم السلام) احیا و تكمیل و تتمیم شد، به طوری كه
گر نبودی كوشش احمد تو هم میپرستیدی چو اجدادت صنم(39)
هان ای حاجیان و معتمرانِ حرم وحی و هان ای عاكفان و طائفانِ بیت عتیق و هان ای مهمانانِ مائده رحمت حق! امت اسلامی از یك سو و جامعه جهان غرب از سوی دیگر، بیداری همراه با اسلامخواهی خاورمیانه و عدل اقتصادی طلبی دیار غرب را تجربه میكنند؛ بر همگان به ویژه عالمان دینی لازم است عصاره علوم حضرت خلیل و حبیب خدا كه به وسیله اهل بیت عصمت و طهارت در صحابت قرآن مجید صادر شد را كاملاً عرضه نمایند و با ارائه مكتوباتی كه مورد سوگند الهی است: ﴿ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ﴾،(40) رسالت خویش را ایفا كنند و اسرار حكمتآموز و ستمسوزِ احرام را تشریح نمایند و پیام حیاتبخشِ حرم نبوی و بقیعِ امامان معصوم(علیهم السلام) و اولیای وابسته به اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) را به خوبی به منتظران ابلاغ كنند و بركت وحدت و عظمت برائت از مشركان و ملحدان و همپیمانان آنها را بیان نمایند.
توفیق همگان و قبولی حج و عمره و زیارت و استجابت ادعیه، مسئلت میشود!
جوادی آملی
ذیقعده 1432 هـ.ق
پی نوشت:
(1) . سورهٴ مائده، آیهٴ 97.
(2) . جواهر الكلام، ج16، ص181.
(3) . سورهٴ مریم، آیهٴ 64.
(4) . سورهٴ فصلت، آیهٴ 30.
(5) . دیوان حافظ، غزل 232.
(6) . دیوان حافظ، غزل 193.
(7) . سورهٴ انفال، آیهٴ 4.
(8) . سورهٴ بقره، آیهٴ 124.
(9) . سورهٴ حج، آیهٴ 26.
(10) . سورهٴ بقره، آیهٴ 127.
(11) . سورهٴ آلعمران، آیهٴ 96.
(12) . سورهٴ آلعمران، آیهٴ 97.
(13) . سورهٴ حج، آیهٴ 78.
(14) . سورهٴ بقره، آیهٴ 130.
(15) . الكافی، ج1، ص11.
(16) . سورهٴ انعام، آیهٴ 75.
(17) . سورهٴ اعراف، آیهٴ 185.
(18) . سورهٴ یس، آیهٴ 83.
(19) . سورهٴ انعام، آیهٴ 76.
(20) . الكافی، ج2، ص131 و 317.
(21) . سورهٴ فرقان، آیهٴ 74.
(22) . سورهٴ ابراهیم، آیهٴ 37.
(23) . سورهٴ آلعمران، آیهٴ 68.
(24) . سورهٴ ممتحنه، آیهٴ 4.
(25) . سورهٴ نساء، آیهٴ 125.
(26) . سورهٴ بقره، آیهٴ 130.
(27) . سورهٴ ص، آیات 46 و 47.
(28) . سورهٴ غافر، آیهٴ 39.
(29) . سورهٴ صافات، آیات 109 و 110.
(30) . سورهٴ شعراء، آیهٴ 89.
(31) . سورهٴ ص، آیهٴ 45.
(32) . نهجالبلاغه، خطبهٴ 192.
(33) . ر.ك: سورهٴ صافات، آیهٴ 86.
(34) . سورهٴ ص، آیهٴ 45.
(35) . سورهٴ انبیاء، آیهٴ 58.
(36) . سورهٴ انبیاء، آیهٴ 68.
(37) . بحارالأنوار، ج68، ص156.
(38) . سورهٴ انبیاء، آیهٴ 69.
(39) . مثنوی مولوی، دفتر دوم، بخش 10.
(40) . سورهٴ قلم، آیهٴ 1.
نظر شما