پایان فرار شوهر جنایتكار
در این جنایت هولناك كه صبح دوشنبه – 9 آبان – در خانهای واقع در خیابان تهرانپارس رخ داد، حمید – 40 ساله – با 30 ضربه كارد همسرش زهرا – 38 ساله – را به قتل رساند و گریخت. وی دقایقی پس از این جنایت با برادر همسرش تماس گرفت و گفت: «من خواهرت را كشتم». بدین ترتیب با اعلام موضوع به مأموران كلانتری تهرانپارس بررسیهای جنایی آغاز شد. خانواده مقتول در نخستین تحقیقات اظهار داشتند زهرا دو ماه قبل از همسرش جدا شده بود و به تنهایی زندگی میكرد تا اینكه صبح دوشنبه امید – پسر 16 ساله مقتول – با وی تماس گرفت و مدعی شد در یك تصادف پایش شكسته است و از مادرش خواست برای مراقبت از وی به خانهشان برود. زهرا نیز به خانه آنها رفت اما در كمال ناباوری این جنایت رخ داد و حمید و امید نیز هر دو فرار كردهاند. در حالی كه كارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس حسین روشن از شعبه سوم دادسرای جنایی تهران مأمور رسیدگی به این پرونده شده بودند صبح روز بعد امید همراه یكی از بستگانش به كلانتری رفت و گفت: من در قتل مادرم نقشی نداشتم پدرم هم نمیخواست او را بكشد وقتی مادرم به خانه آمد با دیدن پدرم خیلی ناراحت شد و میخواست برگردد كه پدرم با او شروع به صحبت كرد اما دوباره درگیری لفظی بین آنها آغاز شد و ناگهان پدرم با كاردی كه از آشپزخانه برداشت چند ضربه به او زد و فرار كرد. وی افزود: از وقتی به یاد دارم پدر و مادرم با هم اختلاف داشتند. پدرم معتاد بود و بداخلاق و همیشه با هم درگیر بودند.
به گزارش ایران، پس از بازداشت امید، ردیابیها برای دستگیری مرد جنایتكار ادامه داشت تا اینكه حمید پس از دو هفته فرار سرانجام صبح دوشنبه – 23 آبان – به اداره آگاهی رفت و خود را تسلیم كرد.
وی كه برای تحقیق و بازجویی به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی منتقل شده بود به قاضی روشن گفت: من عاشق زهرا – همسرم – بودم، همه زندگیام متعلق به او بود نیمی از خانهام را به نامش كرده بودم اما او زن عصبی و بداخلاقی بود و مهربانیهایم را با تندی جواب میداد. با این حال سعی میكردم رضایت او را جلب كنم تا اینكه مدتی قبل زهرا پیشنهاد داد برای اینكه بتوانیم معافیت از خدمت پسرمان را بگیریم او را طلاق دهم و پس از گرفتن معافیت دوباره با هم ازدواج كنیم. من هم پذیرفتم اما همان روزی كه از هم جدا شدیم زهرا بیخبر به خانه آمده و دهها سكه طلا، حدود هشت میلیون تومان طلا و جواهرات و 30 میلیون تومان پول نقد را از گاوصندوق برداشت و رفت. وقتی پسرم متوجه این كار مادرش شد، با ناراحتی گفت دیگر حاضر نیست او را ببیند. اما من باز هم او را دوست داشتم و منتظر برگشتنش بودم حتی وقتی مدیر مدرسه پسرم مرا احضار كرد و هشدار داد كه وضعیت درسی امید بشدت افت كرده با خودم فكر كردم شاید به خاطر نبود مادرش باشد. به همین خاطر از زهرا خواستم برای نگهداری و مراقبت از امید به خانه بیاید اما او گفت دیگر حاضر به زندگی با من نیست و نمیخواهد مرا ببیند. به او گفتم پولی ندارم كه بتوانم با آن خانهای برای خودم كرایه كنم اما او توجهی نكرد. تا اینكه روز حادثه امید از مادرش خواست به خانه بیاید وقتی زهرا آمد و مرا در خانه دید با عصبانیت شروع به ناسزاگویی كرد و میخواست برگردد كه مانعش شدم. میخواستم هر طور شده او را راضی كنم با ما زندگی كند یا حداقل پولی به من بدهد تا اتاقی اجاره كنم اما او قبول نكرد و كار به درگیری كشید و دیگر نفهمیدم چه میكنم... بدینترتیب پس از اعترافات متهم وی بازداشت شد. بازپرس روشن متهم را برای تحقیقات بیشتر در اختیار كارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار داد و گفت: متهم یكی از انگیزههای خود را از این جنایت مشكلات اخلاقی همسرش و بدرفتاری او عنوان كرده كه تحقیقات برای روشن شدن این موضوع همچنان ادامه دارد.