آزیتاخیری: شهرت کتاب، ضمانت موفقیت اقتباس نیست
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ اقتباس از ادبیات داستانی در سینما و تلویزیون همواره یکی از چالشبرانگیزترین حوزههای تولید آثار نمایشی بوده است. این مسیر نه تنها مستلزم درک عمیق متن است، بلکه نیاز دارد که فیلمساز بتواند روح اثر را بدون از دست رفتن حس اصلی داستان به تصویر بکشد.
در این گزارش خبرنگار برنا؛ گفتوگویی متفاوت با آزیتا خیری، نویسندهای نامآشنا در حوزه ادبیات عامهپسند و دارنده ۱۷ اثر چاپی و نویسنده سریال «تمام رخ»، داشته تا از زاویهای متفاوت به موضوع اقتباس و آثار اقتباسی نگاه کند.
اقتباس، برداشت آزاد از روح اثر است
برنا: اقتباس دقیقا چیست و چه تفاوتی با وفاداری خط به خط به یک رمان دارد؟
خیری: اقتباس همانطور که از نامش پیداست، به معنی برداشت از متن است و این برداشت گاهی میتواند آزاد باشد؛ یعنی بیشتر از آنچه در روایت رمان میگذرد، به روح اثر وفادار باشد. اصولا رمان و فیلمنامه در شکل نوشتار با هم تفاوت دارند. رمان بر اساس توصیف پیش میرود و تبدیل برخی ازاین توصیفات به تصویر، گاهی ناممکن است؛ بنابراین اقتباس صحنهبهصحنه معمولا شدنی نیست؛ به همین دلیل در برخی موارد شاهد خردهپیرنگهایی هستیم که ارتباط مستقیمی با متن اصلی ندارند.
خاطره جمعی مخاطب بزرگترین چالش اقتباس است
برنا: چه چالشی در اقتباس آثاری مانند «سووشون» یا «بامداد خمار» وجود دارد؟
خیری: سووشون و بامداد خمار هر دو کتابهایی هستند که با حافظه جمعی گره خوردهاند. فیلمساز در مواجهه با این آثار، نه تنها با روایت خود متن سروکار دارد بلکه باید توقعات مخاطبی را که با کتاب مانوس بوده، مدیریت کند. در قسمتهای آغازین، خصوصا در سریال بامداد خمار، بیشتر شاهد ترجمه روایی اثر هستیم تا اقتباس کامل اما به مرور، فیلمساز به درک تازهای از استقلال اثر رسیده و پیرنگها و شخصیتهای تازهای خلق کرده است، هرچند این روایت تازه نیز جای نقد دارد.
شهرت اثر، ضمانت تصویری شدن نیست
برنا: آیا محبوبیت و خاطره جمعی تضمینی برای موفقیت اقتباس است؟
خیری: شهرت و خاطره جمعی میتواند امنیت نسبی برای اقتباس فراهم کند اما هر اثر پرمخاطبی برای اقتباس مناسب نیست. بسیاری از کتابهای پرفروش و محبوب قابلیت تصویری شدن ندارند، زیرا نحوه روایت، کنش، تضاد و تعارض در دو مدیوم سینما و کتاب متفاوت است. اقتباس یک اثر پرفروش که برای تصویر مناسب نباشد، نه تنها ممکن است با شکست مواجه شود بلکه میتواند روی استقبال مخاطب از کتاب اصلی هم تاثیر منفی بگذارد.
زیبایی بصری کافی نیست؛ روح متن مهم است
برنا: آیا اقتباسهای اخیر توانستهاند روح کتاب را منتقل کنند؟
خیری: هر دو کتاب «سووشون» و «بامداد خمار» در حافظه جامعه کتابخوان ایران ماندگارند و بر بستر تاریخ، زن، استقلال و عشق ساخته شدهاند. با این حال، آثار اقتباسی اغلب به زیبایی بصری توجه بیشتری داشتهاند و گاهی روح معنا در تصویر منتقل نشده است. اگر تنها به روایت تصویری کلمات بسنده شود، مخاطبی که با کتاب خاطره داشته، احساس سرخوردگی خواهد کرد و اثر سینمایی نیز رضایت او را جلب نخواهد کرد.
بازتولید نوستالژی اما با استقلال نیمبند
برنا: نقش زیبایی بصری و بازتولید نوستالژی در اقتباس چیست؟
خیری: در اقتباسهای اخیر، هرچند نیمبندیهایی به اثر اضافه شده و به آن استقلال بخشیده است، مخاطب غالبا با بازتولید نوستالژی در قالب زیباییهای بصری و احساسی مواجه میشود. ادبیات ترکیب کلمات و عمق معناست و سینما ترکیب تصویر و همین عمق معناست. اگر اقتباس تنها به تصویر اکتفا کند، مخاطب دچار سرخوردگی خواهد شد و اثر قادر نخواهد بود ارزش واقعی خود را نشان دهد.
/انتهای پیام





