نگاهی به آلبوم «عشق قدیمی» از سامان جلیلی؛ همهچیز هنوز قدیمی است!
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ سامان جلیلی ۸ سال پس از انتشار آخرین (دومین) آلبوم مجاز خود به نام چه حال خوبیه، در دورانی که خوانندگان به انتشار تکآهنگهای تاریخمصرفدار و سطحی اعتیاد پیدا کردهاند، اقدام به انتشار آلبوم سوم رسمی خود کرده؛ آلبومی که کم و بیش در سبک قدیمی خود اوست و برای گوش مخاطب این روزها چندان آشنا نیست.
جلیلی ۴ سال پیش با انتشار یک استوری خبر از مهاجرت خود داد و از آن روز تا به حال چندین تک آهنگ منتشر کرده اما پس از مدتی سکوت، آلبوم او با نام «عشق قدیمی» کمتر از یک ماه پیش منتشر شد؛ آلبومی که نه بعد تبلیغاتی خوبی دارد و نه آنچنان بروز است. تنها به نظر میرسد او با انتشار این آلبوم قصد دارد حضور خود در ایران و ادامه فعالیتش را رسما اعلام کند.
عشق قدیمی با قطعهای به همین نام آغاز میشود که از نظر ترانه، ملودی و تنظیم کاملا با هوای کارهای جلیلی همسو است. این قطعه به عنوان سرکاستی (هنوز کسی با این عنوان آشناست؟) از آلبومی با فضای احساسی خبر میدهد که در واقعا همینگونه است اما قطعات شاد و ریتمیک آلبوم، به جای شکستن فضا، کاملا در فضایی دیگر سیر میکنند زیرا نه ملودیها و ترانههایی همگون با قطعات آرام دارند و نه به درستی چینش شدهاند. به طور مثال پس از قطعه عشق قدیمی، «من همونم» در انتظار شماست که ملودی متفاوت و ریتمی شبیه به بندری دارد اما پس از آن دوباره باید آهنگی با نام گریه کن بشنوید که غم از سر و روی آن میبارد. در ادامه هم «شیرینم» در انتظار شماست، یک آهنگ شاد و به ترتیب یکی در میان شاد و غمگین؛ در واقع مخاطب با این چینش اصلا نمیتواند به آلبوم گوش دهد زیرا فضای هر آهنگ با آهنگ قبلی کاملا متفاوت است.
در این آلبوم ملودی به معنای واقعی وجود دارد اما ملودی ماندگار، به ندرت. کارهای شاد آلبوم تنظیمهای بروزی ندارند و این مساله باعث شده تا همان ملودیها هم به خوبی به گوش مخاطب نرسند. جا دارد اشاره کنیم به یک معضل بزرگ در دنیای موسیقی که اپیدمی شده و آن عدم معرفی درست عوامل هر آهنگ است. در مورد «عشق قدیمی» این انتقاد وارد است که حتی خود سامان جلیلی هم به معرفی تک تک قطعات در شبکههای اجتماعی نپرداخته؛ در نتیجه برای مشاهده سازندگان، تنها میتوان به یک پست اینستاگرامی رجوع کرد که به صورت کلی اسامی عوامل اشاره شده است. پس ما هم به طور اجمالی و کلی بررسی میکنیم؛ ترانههای آلبوم حداقل استانداردها را دارا است و در آن از کلمات محاورهای کمتر استفاده شده. ملودیها اوج و فرود دارند و مناسب لحن جلیلی هستند اما چندان ماندگار نیستند و تنظیمها شدیدا نیاز به بروزرسانی دارند.
بخش مهم این آلبوم لحن خواندن سامان جلیلی است. او هیچگاه اسیر لحن شل و اصطلاحا «لشخوانی» موجود در بازار موسیقی نشد اما در آلبوم جدید خود سعی دارد چیزی بین لحن قدیمی و تینایجرپسند این روزها ایجاد کند. در نتیجه وقتی در گام پایین میخواند همهچیز خوب است اما در گامهای بالا، انگار او اذیت میشود. مساله آنجاست که او در آلبوم اول رسمی خود اسیر این مساله نشده بود و حتی ترانههای آرام را هم با لحن شادتری میخواند و اصطلاحا صدایی آزاد داشت اما حالا به نظر میرسد به اجبار به قواعد تن داده است.
از این آلبوم قطعه پرواز که یکی از برترین قطعات است، کمی زودتر پخش شده بود که آن هم یک استراتژی اشتباه به شمار میرفت زیرا عموما قبل از انتشار آلبوم قطعهای منتشر میشود که جذب کننده مخاطب باشد اما پرواز آنقدر جذاب نیست که کسی به اعتبار آن به سراغ آلبوم نرود؛ هرچند همانطور که گفته شد این قطعه شنیدنی است و آهنگ بدی به شمار نمیرود. به طور کلی اما میتوان گفت قطعات پرواز، عشق قدیمی، خداحافظ و شیرینم با پتانسیل هستند و احتمالا بیشتر از دیگر قطعات شنیده میشوند؛ شاید در ویدیوهای کوتاه اینستاگرامی با مضمون دلشکستگی. البته منهای «شیرینم».
در دورانی که خوانندگان نسل جدید جرات ارائه آلبوم ندارند و به همین دلیل نمیتوان خط فکری موسیقیایی آنها را جدی گرفت، سامان جلیلی ریسک بزرگی کرده است. «عشق قدیمی» حتما هواداران قدیمی او را تا حدودی راضی میکند اما هوادار جدیدی به او اضافه نخواهد کرد. از این آلبوم احتمالا بین یک تا ۳ قطعه به فهرست آهنگهای درخواستی سامان جلیلی در کنسرتها اضافه میشود اما یک نقطه روشن در کارنامه او به شمار نمیرود. سامان جلیلی نیاز به بروزرسانی دارد.
انتهای پیام/





