توافق ضمنی در مونیخ بر سر گرینلند؛ واشنگتن میز مذاکره را بر میدانداری ترجیح داد
جمعه شب، ۱۳ فوریه ۲۰۲۶، در حاشیه شصت و دومین کنفرانس امنیتی مونیخ، اتاقی کوچک اما پرتنش میزبان سه چهره بود: مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک؛ ینس فردریک نیلسن، نخستوزیر گرینلند؛ و مارکو روبیو، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی آمریکا. دستور کار این نشست نیمساعته، چیزی نبود جز آینده گرینلند؛ جزیرهای که از ژانویه ۲۰۲۶ به یکی از نقاط داغ منازعه دیپلماتیک در درون ناتو تبدیل شد.
از تهدید تا گفتگو؛ چرخش دیپلماتیک واشنگتن
آنچه در مونیخ رخ داد، در تضاد کامل با فضای تنشآلود دو ماه اخیر بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از ۷ ژانویه ۲۰۲۶ با اعلام صریح تمایل خود برای "تحت کنترل درآوردن گرینلند"، زلزلهای دیپلماتیک در روابط فراآتلانتیک ایجاد کرد. او نگرانیهای امنیت ملی درباره نفوذ روسیه و چین در منطقه قطب شمال را دلیل این خواسته اعلام کرد. اما آنچه تنش را به اوج رساند، امتناع ترامپ از رد گزینه اقدام نظامی یا اقتصادی برای نیل به این هدف بود.
با این حال، تحولات میدانی و دیپلماتیک وادارکننده بود. در ۲۸ ژانویه، واشنگتن، کپنهاگ و نوک (پایتخت گرینلند) رسما مذاکراتی را برای حل و فصل این بحران آغاز کردند. نشست مونیخ، دومین دور از این مذاکرات است و به گفته لارس لوکه راسموسن، وزیر خارجه دانمارک، قرار است به زودی نشست سوم نیز برگزار شود.
روبیو پیامآور انعطاف
مته فردریکسن، دقایقی پس از خروج از نشست، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس از "دیدار سازنده" خود با روبیو و نخستوزیر گرینلند خبر داد و نوشت که روبیو "با ادامه مذاکرات موافقت کرد." این اظهارات، اگرچه دیپلماتیک و محتاطانه بود، نشاندهنده تغییر لحن و رویکرد واشنگتن بود. روبیو که به عنوان چهرهای عملگرا در تیم ترامپ شناخته میشود، ظاهرا مأموریت یافت بدون عقبنشینی از منافع راهبردی آمریکا، آتش این بحران را فرو بنشاند.
ینس فردریک نیلسن، نخستوزیر گرینلند، نیز در شبکه اجتماعی اینستاگرام خود از این نشست ابراز رضایت کرد و نوشت که "منافع گرینلند بار دیگر برجسته شد." او تأکید کرد این دیدارها ثابت میکند "گفتگوهای جاری مسیر درست برای پیشرفت است." این اظهارات، در حالی بیان میشود که نیلسن پیشتر و در بحبوحه تنشها، صریحا اعلام کرد اگر ساکنان گرینلند مجبور به انتخاب میان آمریکا و دانمارک شوند، "دانمارک را انتخاب خواهند کرد."
معادله سهجانبه منافع
گرینلند برای آمریکا صرفا یک سرزمین یخزده نیست. این جزیره که ۲.۱۶۶ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد، در مسیر کوتاهترین مسیرهای هوایی و دریایی میان آمریکای شمالی و اوراسیا است. پایگاه هوایی ثول در شمال غربی گرینلند، حیاتیترین مرکز راداری و هشدار سریع آمریکا در برابر موشکهای بالستیک قارهپیما است. افزون بر این، ذخایر عظیم مواد معدنی کمیاب (Rare Earth Elements) که برای صنایع دفاعی و فناوری حیاتی هستند، اهمیت اقتصادی گرینلند را دوچندان کرده است.
از سوی دیگر، دانمارک که از ۱۹۵۳ گرینلند را به عنوان بخشی از قلمرو خود ادغام کرده و در ۲۰۰۹ نیز به آن خودمختاری گسترده اعطا کرده، نمیتواند به سادگی از حاکمیت خود بر این جزیره چشمپوشی کند. فردریکسن در مونیخ، ضمن حفظ خط قرمز حاکمیت، نشان داد آماده مذاکره برای افزایش نقش آمریکا در گرینلند، در چارچوبی است که هم منافع واشنگتن را تأمین کند و هم حاکمیت کپنهاگ و آرای مردم گرینلند را محترم بشمارد.
بستر ناتویی برای همکاری
همزمان با این مذاکرات، ناتو نیز دست به کار شد. مارک روته، دبیرکل ناتو، در هفته منتهی به کنفرانس مونیخ از آغاز مأموریتی جدید برای افزایش حضور این ائتلاف در منطقه قطب شمال خبر داد. هدف این مأموریت، که با عنوان "مهار تنش" از آن یاد میشود، مقابله با نفوذ فزاینده روسیه و چین در منطقه است. در واقع، ناتو تلاش میکند با ایجاد یک چارچوب جمعی، زمینه را برای کاهش اصطکاک میان واشنگتن و کپنهاگ فراهم آورد و مسابقه تسلیحاتی در قطب شمال را مدیریت کند.
دونالد ترامپ، چند ساعت پس از پایان نشست مونیخ، در جمع خبرنگاران در کاخ سفید، لحن آشتیجویانهتری به کار گرفت و گفت: "فکر میکنم گرینلند میخواهد به ایالات متحده بپیوندد. رابطه ما با اروپا خوب است. خواهیم دید اوضاع چگونه پیش میرود. در حال مذاکره بر سر گرینلند هستیم." این اظهارات، اگرچه همچنان حاوی تمایل به الحاق است، اما لحن تهدیدآمیز گذشته را ندارد و نشان میدهد واشنگتن مسیر دیپلماسی را برای نیل به اهداف خود در پیش گرفت.
نشست مونیخ، اگرچه مسئله حاکمیت بر گرینلند را حل نکرده، اما ثابت کرد گفتگوی مستقیم و مؤثر میتواند جایگزین تنشهای خطرناک درون ائتلاف فراآتلانتیک شود.
انتهای پیام/


