اوپنهایمر؛ پرتره مردی که دنیا را تغییر داد اما نتوانست با آن زندگی کند
به گزارش گروه فرهنگ و هنر برنا؛ «اوپنهایمر» برخلاف انتظار رایج از یک فیلم زندگینامهای، تلاشی برای قهرمانسازی نمیکند. نولان از همان ابتدا شخصیت اصلیاش را در مرکز یک طوفان اخلاقی قرار میدهد؛ مردی با ذهنی درخشان که سرعت اندیشهاش از توان تحمل روحش جلوتر است.
رابرت اوپنهایمر در این فیلم نه یک نابغه سرد، بلکه انسانی شکننده، متناقض و عمیقاً مضطرب تصویر میشود.
ساختار غیرخطی فیلم که مدام بین گذشته، حال و بازجوییهای سیاسی در نوسان است، بازتابی از ذهن آشفته شخصیت اصلی است. نولان آگاهانه تماشاگر را از روایت خطی و امن محروم میکند تا تجربهای نزدیکتر به زیستن در ذهن اوپنهایمر بسازد؛ ذهنی که مدام میان افتخار علمی و عذاب وجدان در رفتوآمد است.
یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم، تصمیم جسورانه نولان برای نادیده گرفتن نمایش مستقیم انفجار هیروشیما و ناگازاکی است. بهجای تصویر، ما با پیامد روانی انفجار مواجه میشویم. سکوت، چهرهها، نگاهها و فروپاشی تدریجی قهرمان، جای هر تصویر خشنی را میگیرد. این انتخاب، فیلم را از دام سانتیمانتالیسم یا بهرهبرداری احساسی نجات میدهد.
کیلین مورفی اجرایی ارائه میدهد که بهسختی میتوان آن را از شخصیت جدا کرد. اوپنهایمرِ او مردی است که حتی در لحظات موفقیت، شکست را در نگاهش حمل میکند. بازی مورفی به فیلم اجازه میدهد بهجای شعار دادن درباره اخلاق، آن را زندگی کند.
«اوپنهایمر» فیلمی درباره قدرت است؛ قدرت علم، قدرت سیاست و ناتوانی انسان در کنترل پیامدهای تصمیمهایش. این اثر بیش از آنکه درباره گذشته باشد، هشداری برای امروز است؛ درباره جهانی که همچنان دانش را سریعتر از اخلاقیات توسعه میدهد.
انتهای پیام/


