واکاوی روانکاوانه «تل‌خاب» در تالار مولوی؛ از نازایی تاریخی تا تولد آگاهی

|
۱۴۰۴/۱۲/۰۳
|
۱۲:۳۰:۰۲
| کد خبر: ۲۳۱۴۴۴۱
واکاوی روانکاوانه «تل‌خاب» در تالار مولوی؛ از نازایی تاریخی تا تولد آگاهی
برنا - گروه فرهنگ و هنر؛ نشست نقد و بررسی نمایش «تل‌خاب» با حضور روان‌شناسان، منتقدان و عوامل اثر در سالن اصلی تالار مولوی برگزار شد.

نشست نقد و بررسی نمایش «تل‌خاب» با حضور فریبا مجد تیموری (روان‌شناس)، میثم بازانی (روان‌درمانگر و پژوهشگر روانکاوی)، فریال آذری (منتقد تئاتر)، اعضای گروه نمایش و جمعی از تماشاگران در سالن اصلی تالار مولوی برگزار شد.

«تل‌خاب» روایت ملکه‌ای در دربار قاجار است که زیر فشار نازایی و مناسبات قدرت، در سفری کابوس‌وار به اعماق روان خود فرو می‌رود و در مواجهه با ترومای پدری، امکان رهایی و باززایی را نه در تن، بلکه در آگاهی می‌یابد.

میثم بازانی در این نشست با اشاره به شخصیت اصلی نمایش گفت: «ملک‌جهان با مسئله بنیادین نازایی درگیر است؛ نازایی‌ای که صرفاً یک مشکل جسمانی نیست، بلکه مسئله‌ای تاریخی، فرهنگی و نمادین است که پیش از تولد او شکل گرفته است. کابوس‌های پایانی نمایش بازتاب رابطه پیچیده او با والدین و پیام‌هایی است که جامعه از پیش برایش تعیین کرده است. پرسشِ اینکه چرا به این دنیا آمده‌ام و والدینم چه می‌خواستند، پاسخی قطعی ندارد و تنها با حدس‌ها و احتمالات مواجه است.»

او با ارجاع به نظریه‌های ژاک لکان افزود: «از منظر روانکاوی، انسان همواره با ناکامی و حدس‌های بی‌پایان همراه است و همین ناکامی، موتور روانی حرکت شخصیت و روایت می‌شود. ملک‌جهان در مسیر نمایش با شخصیت‌هایی چون جادوگر، موچول‌خانم و تلخک روبه‌رو می‌شود تا فرآیند خودشناسی و بازنگری در فانتزی‌های بنیادین خود را طی کند؛ فرآیندی که در روانکاوی نیز رخ می‌دهد. انسان در بحران ناگزیر است تخیل‌ها و پیش‌فرض‌های خود را بازسازی کند.»

فریال آذری، منتقد تئاتر، نیز درباره شخصیت تلخک توضیح داد: «تلخک برخلاف دیگر شخصیت‌ها که در پی ارائه پاسخ‌اند، صرفاً رنج را عیان می‌کند و مسیر خودآگاهی ملک‌جهان را روشن می‌سازد. او آینه‌ای است که شخصیت‌ها و مخاطب را با واقعیت و محدودیت‌ها مواجه می‌کند. زبان طنز و متلک‌های او، هم نشانه خشم نهادینه‌شده است و هم ابزاری برای تحلیل روانی.»

او درباره ساختار اثر افزود: «نمایش در مرز اسطوره، خواب، جادو و سیاست حرکت می‌کند؛ نه کاملاً نمادین است و نه صرفاً رئالیستی. متن از روایت خطی فاصله می‌گیرد و با تکرار، صدا، تصویر و مناسک، تجربه‌ای معلق میان کابوس جمعی و آیین نمایشی خلق می‌کند. زبان شعری و طلسم‌گونه متن، مخاطب را به تعمق درباره مفاهیم بنیادین انسانی و اجتماعی وامی‌دارد.»

آذری در تحلیل نقش زنان در نمایش گفت: «زنان این اثر، حتی آنان که ظاهراً ابزار قدرت‌اند، حامل پیام‌هایی درباره آزادی، رنج و جایگاه خود در ساختارهای اجتماعی هستند. نقش زنان در خلقت و تولید هستی برجسته شده و مردان اغلب کارکردی ابزاری دارند. آیین‌هایی همچون آیین زار، نه صرفاً برای باروری یا درمان، بلکه برای آشکارسازی حقیقت‌های سرکوب‌شده به کار گرفته شده‌اند.»

او همچنین درباره عناصر اجرایی اثر تصریح کرد: «موسیقی، نورپردازی و صحنه‌آرایی با دقت اجرا شده و مناسک آیینی نقشی کلیدی در فرآیند روانی شخصیت اصلی دارند. این آیین‌ها جنبه تزئینی ندارند، بلکه در مسیر رشد و خودآگاهی ملک‌جهان مؤثرند.»

فریبا مجد تیموری دیگر سخنران این نشست نیز اظهار کرد: «تل‌خاب تنها داستان یک خاندان سلطنتی نیست، بلکه نمادی از شبکه‌های قدرت و مناسبات اجتماعی است. قدرت واقعی نه در تاج و تخت، بلکه در شناخت خود و تعامل آگاهانه با جهان پیرامون معنا می‌یابد. ملک‌جهان با پذیرش ناکامی و سایه‌های درونی‌اش، از جهان تحمیلی فاصله می‌گیرد و به آزادی و تولدی تازه دست می‌یابد.»

او افزود: نمایش با ترکیب صحنه، موسیقی، آیین‌های آیینی و زبان شعری، مخاطب را به تأمل درباره جایگاه خود در نظام‌های قدرت، فرهنگ و جامعه دعوت می‌کند و نشان می‌دهد که رنج و ناکامی، موتور رشد و شناخت انسانی است. مناسک آیینی و صحنه‌های طلسم‌گونه، به ویژه در صحنه‌های پایانی، به ملک جهان کمک کردند تا با واقعیت مواجه شود و مسیر بازنگری و خودآگاهی را طی کند.

مجدتیموری در جمع‌بندی تاکید کرد: نمایش «تل‌خاب» تجربه‌ای چندلایه است که مخاطب را با پرسش‌های بنیادین انسانی، اجتماعی و فلسفی مواجه می‌کند. این اثر نشان می‌دهد که شناخت خود و تعامل با جهان پیرامون، منبع اصلی قدرت و رهایی است و نه تاج و تخت و ساختارهای تحمیلی.

نمایش «تل‌خاب» به نویسندگی رها پوررحمتی با کارگردانی عباس اقسامی و تهیه‌کنندگی مشترک سعید آقاخانی و محسن عباسی تا ۱۲ اسفند ساعت ۱۹:۳۰ در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه است.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه