گفت‌وگوی اختصاصی برنا با نوازنده آذربایجانی مشهور به «مردی با انگشتان سخنگو»

رحمان ممدلی: از محمدرضا شجریان بسیار تاثیر گرفته‌ام؛ قطعه «درویش» ساخته پسرم است + ویدئو

|
۱۴۰۵/۰۴/۰۶
|
۰۳:۳۹:۲۸
| کد خبر: ۲۳۵۸۷۷۰
رحمان ممدلی: از محمدرضا شجریان بسیار تاثیر گرفته‌ام؛ قطعه «درویش» ساخته پسرم است + ویدئو
برنا- گروه فرهنگ و هنر: رحمان ممدلی، نوازنده نامدار موسیقی آذربایجان در گفت‌و‌گو با برنا از محمدرضا شجریان، قطعه «درویش»، جنگ قره‌باغ و آرزوی دنیایی بدون جنگ می‌گوید.

تبسم کشاورز_ اولین بار صدای گیتارش را در یکی از کافه‌های تهران شنیدم. عجیب بود. از دل یک گیتار الکتریک، سازی که ریشه‌ای کاملا غربی دارد، نوایی بیرون می‌آمد که انگار موغام، موسیقی عاشیقی و حال‌وهوای شرق را روایت می‌کرد. همان چند دقیقه کافی بود تا از خودم بپرسم این نوازنده کیست؟

جست‌وجویم مرا به رحمان ممدلی رساند. نوازنده آذربایجانی که بسیاری او را با لقب «مردی با انگشتان سخنگو» می‌شناسند؛ لقبی که هرچه بیشتر اجراهایش را می‌شنیدم، بیشتر احساس می‌کردم برازنده اوست. گیتارش فقط نت نمی‌نوازد، انگار حرف می‌زند.

کمی بعد، ویدئو‌های اجراهایش به‌ویژه قطعه «درویش» یکی پس از دیگری در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. با خودم گفتم هرطور شده باید با او حرف بزنم. همین کنجکاوی باعث شد پیدایش کنم و گفت‌وگویی با او داشته باشم. گفت‌وگویی درباره مسیری که از یک نوازنده خودآموخته، هنرمندی ساخت که امروز باور دارد موسیقی پیش از آنکه زبان و مرز‌ها را بشناسد با احساسات انسان سخن می‌گوید.

در ادامه گفت‌وگوی خبرنگار برنا با رحمان ممدلی را می‌خوانید.

موسیقی‌دان و انسانی ساده هستم

برنا: برای شنوندگان ایرانی که شاید نام شما را کمتر شنیده باشند، خودتان را چگونه معرفی می‌کنید؟

رحمان ممدلی: از اینجا به همه شنوندگانم در ایران سلام و درود می‌فرستم و صمیمانه‌ترین سلام‌هایم را تقدیمشان می‌کنم. اگر بخواهم خودم را به کسانی که نام مرا کمتر شنیده‌اند معرفی کنم، تنها می‌توانم بگویم که یک موسیقی‌دان و یک انسان ساده هستم. انسانی که تلاش کرده از تکبر و خودبزرگ‌بینی دور بماند. فکر می‌کنم همین معرفی برای من کافی باشد.

قلب و روحم در انتظار گیتار بود

برنا: نخستین سازی که در کودکی به دست گرفتید چه بود؟ نخستین خاطره موسیقایی که هنوز در ذهن‌تان زنده است چیست؟

رحمان ممدلی: نخستین سازی که در کودکی به دست گرفتم گارمون بود. حدود یک تا دو سال این ساز را می‌نواختم، اما به‌مرور احساس کردم ساز دیگری در درونم مرا فرامی‌خواند. انگار قلب و روحم در انتظار ساز دیگری بود و همین حس مرا به سمت گیتار کشاند. البته لازم است اشاره کنم که هیچ‌گاه آموزش تخصصی موسیقی ندیده‌ام و در هیچ مدرسه موسیقی تحصیل نکرده‌ام. نواختن گارمون و گیتار را به‌صورت خودآموز و در خانه فرا گرفتم.

برنا: نخستین قطعه‌ای را که اجرا کردید به یاد می‌آورید؟

‌رحمان ممدلی: نخستین قطعه‌ای که با گیتار اجرا کردم، ترانه مشهور «کوچه‌لره...» بود. از آنجا که این اثر نسبتا ساده بود نخستین قطعه‌ای شد که یاد گرفتم و اجرا کردم.

گیتار را انتخاب کردم تا عشق به موسیقی را بهتر منتقل کنم

برنا: زمانی که گیتار را انتخاب کردید، کمتر کسی تصور می‌کرد بتوان با این ساز، موغام و موسیقی عاشیقی را اجرا کرد. چه شد که این مسیر را انتخاب کردید و چگونه به این بیان موسیقایی رسیدید؟

رحمان ممدلی: همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، پس از آنکه علاقه‌ام را به ساز گارمون از دست دادم، گیتار را انتخاب کردم. احساس می‌کردم که از طریق این ساز می‌توانم عشق و علاقه عمیقی را که نسبت به موسیقی در درونم وجود داشت بهتر به مخاطبانم منتقل کنم. به همین دلیل، گیتار انتخاب اصلی من شد. از سوی دیگر، آن دوران مصادف با دوره‌ای بود که گیتار محبوبیت و جایگاه ویژه‌ای میان مخاطبان داشت. من نیز این ساز را برگزیدم و از همان زمان که نوازندگی گیتار را آغاز کردم به‌تدریج سبک و شیوه خاص خودم را پیدا کردم. سبکی که مرا از دیگر نوازندگان متمایز می‌کرد. این تفاوت و ویژگی را شنوندگان و مخاطبان من به‌خوبی می‌شناسند و سال‌هاست که آن را در آثارم دنبال می‌کنند.

رحمان ممدلی: از محمدرضا شجریان بسیار تاثیر گرفته‌ام؛ «درویش» ساخته پسرم است + ویدئو

نخستین بار هابیل علی‌اف و آقاخان عبدالله‌یف لقب «مردی با انگشتان سخنگو» را به من دادند

برنا: سال‌هاست بسیاری از مخاطبان، گیتار شما را به صدای انسان تشبیه می‌کنند و از لقب «مردی با انگشتان سخنگو» برایتان استفاده می‌شود. این تعبیر از کجا شکل گرفت و خودتان چه نگاهی به آن دارید؟

رحمان ممدلی: نه فقط برخی از شنوندگان بلکه اغلب مخاطبان همواره نوازندگی گیتار مرا به صدای انسان تشبیه کرده‌اند. این تعبیر را نخستین‌بار از زبان هنرمندان بزرگی، چون هابیل علی‌اف و آقاخان عبدالله‌یف شنیدم؛ دو هنرمند برجسته و جهانی موسیقی آذربایجان. بعد‌ها نیز این نگاه را از زبان هزاران و ده‌ها هزار نفر دیگر شنیدم؛ به‌گونه‌ای که حتی به من لقب «مردی با انگشتان آوازخوان» یا «مردی با انگشتان سخنگو» را داده‌اند. نه یک خواننده بلکه انگشتانی که می‌خوانند. درباره این عنوان، نگاه شخصی من این است که اگر مردم چنین لقبی را برای من مناسب دیده‌اند، من هم آن را با کمال میل می‌پذیرم.

موسیقی پیش از هر چیز با احساسات انسان سخن می‌گوید

برنا: به نظر شما یک ساز موسیقی تا چه اندازه می‌تواند مانند صدای انسان، احساسات و روایت‌های انسانی را منتقل کند؟

رحمان ممدلی: در خصوص شیوه نوازندگی‌ام نیز بسیاری از مخاطبان، نه فقط از نگاه شخصی بلکه به‌طور کلی بر این باورند که در اجرای گیتار من، صدای خواننده از دل انگشتانم شنیده می‌شود. این موضوع نتیجه سبک شخصی‌ام در نوازندگی گیتار است.

بله، معتقدم که یک ساز موسیقی می‌تواند همانند صدای انسان، احساسات و روایت‌ها را منتقل کند. وقتی اجرای موسیقی می‌تواند در برخی مخاطبان احساساتی مانند گریستن یا تامل عمیق ایجاد کند، یعنی موسیقی قادر است احساسات و داستان‌های انسانی را بازگو کند. دقیقا همان پاسخی که در پرسش شما به آن اشاره شد.

«درویش» ساخته پسرم است

برنا: بسیاری از شنوندگان ایرانی شما را با قطعه «درویش» می‌شناسند. اثری که در فضای مجازی دست به دست می‌شود و من بار‌ها آن را در برخی از کافه‌های تهران شنیده‌ام. داستان شکل‌گیری این اثر چیست؟

رحمان ممدلی: شاید این‌بار ناچار باشم اندکی از تواضع فاصله بگیرم و بگویم که از کشور‌های مختلف جهان، پیام‌ها و نامه‌های فراوانی از سوی مخاطبان درباره این قطعه دریافت کرده‌ام و از محبتشان سپاسگزارم.

اما لازم می‌دانم نکته‌ای را روشن کنم. قطعه «درویش» اثر من نیست. «درویش» ساخته تورال ممدلی، پسرم است. جوانی که با استعداد، پشتکار و نگاه هنری‌اش توانسته اثری ماندگار خلق کند و من به او افتخار می‌کنم.

رحمان ممدلی: از محمدرضا شجریان بسیار تاثیر گرفته‌ام؛ «درویش» ساخته پسرم است + ویدئو

موسیقی پیش از آنکه زبان و مذهب را بشناسد با احساسات انسان سخن می‌گوید

برنا: به‌تازگی تور اروپایی خود را به پایان رسانده‌اید و در چند کشور روی صحنه رفته‌اید. واکنش مخاطبان، به‌ویژه هنگام اجرای «درویش»، تا چه اندازه برایتان غافلگیرکننده بود؟

رحمان ممدلی: چند روز پیش به باکو بازگشتیم. حدود ۱۵ روز در تور اروپا بودیم و در پنج کشور و در مجموع ۹ شهر به اجرای کنسرت پرداختیم.

در چند اجرای این تور، هنگام نواختن قطعه «درویش» صحنه‌هایی را دیدم که عمیقا مرا تحت تایر قرار داد. از جمله در یکی از کنسرت‌ها، بانویی ایرانی را دیدم که در تمام مدت اجرای این قطعه اشک می‌ریخت. «درویش» در آن برنامه سه بار اجرا شد و هر سه بار همان احساس عمیق را در چهره و واکنش او می‌شد دید.

این تنها به مخاطبان ایرانی محدود نبود. در کشور‌های دیگر نیز حتی در میان شنوندگانی که مسلمان نبودند و شاید هیچ آشنایی قبلی با فضای معنوی این اثر نداشتند افرادی را دیدم که بی‌اختیار اشک می‌ریختند یا به‌شدت تحت تاثیر موسیقی قرار می‌گرفتند. این تجربه برای من بار دیگر ثابت کرد که موسیقی، پیش از آنکه زبان، ملیت یا مذهب را بشناسد با احساسات انسان سخن می‌گوید. وقتی اثری صادقانه از دل برآید، می‌تواند فارغ از هر مرز و باوری راه خود را به قلب مخاطب پیدا کند.

جنگ قره‌باغ بر روح و روان و موسیقی من تاثیر گذاشته است

برنا: سال‌های طولانی در منطقه‌ای رشد کرده‌اید که با جنگ قره‌باغ و زخم‌های آن پیوند خورده است. اگر آن تجربه تاریخی وجود نداشت به نظر شما موسیقی رحمان ممدلی امروز نیز همین صدا و حال‌وهوا را داشت؟

رحمان ممدلی: جنگ قره‌باغ و این واقعیت که بخشی از سرزمین و وطن ما به مدت ۳۰ سال در اسارت و اشغال قرار داشت، بر روح و روان همه ما تاثیر عمیق و منفی گذاشته بود. بدیهی است که این موضوع بر موسیقی من نیز تاثیر گذاشته و در آثارم بازتاب پیدا کرده است.

پیش از شبکه‌های اجتماعی هم با مخاطبانم ارتباط عمیقی داشتم

برنا: سال‌ها پیش از آنکه شبکه‌های اجتماعی شما را به مخاطبان جهانی معرفی کنند، آیا هرگز احساس کردید هنر و توانایی‌تان آن‌گونه که شایسته است، مورد توجه و قدردانی قرار نگرفته است؟

رحمان ممدلی: نمی‌دانم اگر شبکه‌های اجتماعی وجود نداشتند، آیا میزان توجه و ارزش‌گذاری مخاطبان نسبت به موسیقی من کمتر می‌شد یا نه. این موضوع را نمی‌توانم دقیق قضاوت کنم.

در هر صورت، شبکه‌های اجتماعی تاثیر نسبی خود را داشته‌اند، اما من از سال‌های بسیار دور به‌ویژه در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ ارتباط عمیقی با مخاطبانم داشته‌ام. در آن دوران در ارکستر‌ها و گروه‌های مختلفی از جمله ارکستر زینب خانلاروا، فعالیت می‌کردم. همچنین در ارکستر محمدباقر باقیرزاده حضور داشتم و عضو گروه سخاوت ممداف نیز بودم.

رحمان ممدلی: از محمدرضا شجریان بسیار تاثیر گرفته‌ام؛ «درویش» ساخته پسرم است + ویدئو

شهرت در سال‌های پختگی برایم یک امتیاز بود

برنا: شهرت جهانی شما، در مقایسه با بسیاری از هنرمندان در دوره‌ای پخته‌تر از زندگی‌تان رقم خورد. این اتفاق چه تاثیری بر نگاهتان به موفقیت گذاشت؟

رحمان ممدلی: من در سن ۲۵ تا ۲۸ سالگی در آذربایجان شناخته شدم، اما سفر‌های خارجی و ارتباط با دنیای بیرون شاید کمی بعدتر برایم اتفاق افتاد.

با این حال، از نظر من این موضوع کاملا مثبت است، زیرا در سنین پختگی، نگاه انسان به موسیقی و درکش از هنر متفاوت‌تر و عمیق‌تر می‌شود. در واقع روح و نگاه موسیقایی انسان به سطحی دیگر می‌رسد و کامل‌تر می‌شود. در مجموع، همه مراحل زندگی برای من ارزشمند و زیبا هستند.

موسیقی همه چیز به من داده است

برنا: موسیقی، در کنار همه چیز‌هایی که به شما بخشیده چه چیزی را از شما گرفته است؟

رحمان ممدلی: خداوند این هنر را بدون استاد و بدون آموزش رسمی به من عطا کرده است‌بنابراین باید بگویم موسیقی همه چیز به من داده است. شاید تنها چیزی که بتوانم بگویم این باشد که برای شکل‌گیری و تثبیت سبک شخصی‌ام بخشی از زمانم را گرفته است. غیر از این، هیچ چیز دیگری از من نگرفته است.

هنگام اجرای «قره‌باغ شکسته‌سی» بغض کردم

برنا: آیا تا به حال هنگام اجرای اثری، خودتان نیز آن‌قدر تحت تاثیر قرار گرفته‌اید که اشک بریزید؟

رحمان ممدلی: بله، پیش آمده است که هنگام اجرای یک اثر، خودم هم تحت تاثیر آن قرار بگیرم. حتی گاهی آن‌قدر احساساتی شدم که بغض کردم. یکی از این آثار «قره‌باغ شکسته‌سی» (Qarabağ şikəstəsi) است. این اثر یک ضربی‌موغام است که معمولا توسط خوانندگان موغام اجرا می‌شود.

هم موسیقی‌دانان ایران و هم موسیقی‌دانان آذربایجان می‌دانند که نخستین کسی که این اثر را با یک ساز و به‌صورت کاملا سازی (بی‌کلام) اجرا کرد، من بودم و این اجرا نیز با موفقیت انجام شد. به یاد دارم که یک بار هنگام اجرای همین اثر، آن‌قدر تحت تاثیر فضای موسیقی قرار گرفتم که بغض کردم و احساساتی شدم.

از محمدرضا شجریان بسیار تاثیر گرفته‌ام

برنا: کدام هنرمندان بیشترین تاثیر را بر زندگی و نگاه موسیقایی شما داشته‌اند؟ در میان هنرمندان ایرانی نیز کسی هست که آثارش را دنبال کنید و بپسندید؟

رحمان ممدلی: در زندگی و نگاه موسیقایی من، خوانندگان تاثیر بسیار عمیق و زیبایی داشته‌اند. به‌طور کلی، همان‌طور که در پاسخ‌های قبلی هم اشاره کردم، من به سراغ بسیاری از ژانر‌های دیگر موسیقی نرفته‌ام و آنها را مسیر اصلی خود قرار نداده‌ام. نمی‌گویم آنها را دوست نداشته‌ام، اما موسیقی‌ای که به روحیه و مسیر من نزدیک‌تر بوده، بیشتر در موغام و موسیقی فولکلور ریشه داشته است.

در میان خوانندگان بزرگ ایرانی از محمدرضا شجریان بسیار تاثیر گرفته‌ام. از دوران جوانی و حتی نوجوانی با علاقه فراوان به نفس‌ها، تحریر‌ها و شیوه اجرای او گوش می‌دادم و از او الهام می‌گرفتم.

همچنین در میان هنرمندان آذربایجان، آثار سخاوت ممداف را بسیار شنیده‌ام و از شیوه اجرا و جهان موسیقایی او تاثیر گرفته‌ام. در کنار او، سال‌ها به آثار بسیاری از خوانندگان و موسیقی‌دانان ایرانی و آذربایجانی نیز گوش سپرده‌ام. شاید امروز نام همه آنها را به خاطر نداشته باشم، اما بی‌تردید هر یک، به سهم خود در شکل‌گیری نگاه موسیقایی و مسیر هنری من الهام‌بخش بوده‌اند.

همکاری با ودود موذن‌زاده برایم جذاب است

برنا: اگر قرار باشد روزی با یکی از خوانندگان ایرانی همکاری کنید، دوست دارید صدای چه کسی روی گیتار شما بنشیند و چرا؟

رحمان ممدلی: اگر بخواهم از میان خوانندگان ایرانی نام ببرم، بی‌شک ودود موذن‌زاده یکی از نخستین کسانی است که به ذهنم می‌رسد. او هنرمندی شناخته‌شده در سطح بین‌المللی است و در عین حال برای من تنها یک خواننده نیست. سال‌هاست که دوستی عمیق و صمیمانه‌ای میان ما برقرار است و حتی پیوندی خانوادگی نیز داریم. به همین دلیل همواره از شنیدن صدای او لذت برده‌ام و برای هنر و شخصیتش احترام ویژه‌ای قائل هستم.

یکی از خاطرات ارزشمند زندگی هنری من نیز به همکاری با ایشان بازمی‌گردد. در یکی از بزرگ‌ترین سالن‌های کنسرت تهران، در چند اجرای مشترک در کنار ایشان حضور داشتم و با تک‌نوازی گیتار برنامه را همراهی کردم. آن تجربه برای من بسیار شیرین و فراموش‌نشدنی است و همیشه جایگاه ویژه‌ای در خاطراتم خواهد داشت.

در مجموع، اگر روزی یکی از خوانندگان ایرانی بخواهد با همراهی گیتار و در فضای موسیقایی آثار من اجرا کند، با کمال میل از چنین همکاری‌ای استقبال خواهم کرد. برای من مهم‌تر از هر چیز، هم‌خوانی نگاه هنری و نزدیکی روح موسیقی است. هر هنرمندی که با موسیقی مردمی، فولکلور و موغام احساس نزدیکی داشته باشد، چه خواننده باشد و چه هنرمند آوازی، با افتخار با او همکاری خواهم کرد.

از وضعیت امروز موسیقی آذربایجان بسیار راضی هستم

برنا: امروز جایگاه موسیقی آذربایجان، به‌ویژه نقش زنان نوازنده و خواننده را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما نسل جدید هنرمندان زن توانسته‌اند نگاه و سبک تازه‌ای به موسیقی سنتی منطقه اضافه کنند؟

رحمان ممدلی: امروز در موسیقی آذربایجان به‌ویژه در میان زنان هنرمند و اجراکننده، پیشرفت بسیار خوبی دیده می‌شود. من نگاه بسیار مثبتی به این روند دارم و معتقدم نسل جوانی از خوانندگان، به‌ویژه در حوزه موغام در حال رشد و شکل‌گیری است. هنرمندان جوان بسیار خوبی در حال تربیت و ظهور هستند. اگر بخواهم نام‌ها را جداگانه ذکر کنم، ممکن است برخی از قلم بیفتند، اما به‌طور کلی از وضعیت فعلی بسیار راضی هستم. در عین حال، در اجرای این نسل جوان، ظرفیت زیادی برای تکامل و پیشرفت بیشتر می‌بینم. به گمانم در آینده می‌توان شاهد اجرا‌هایی پخته‌تر و کامل‌تر، هم در موغام و هم در موسیقی فولکلور و ترانه‌های مردمی بود.

آرزویم دنیایی بدون جنگ و خونریزی است

برنا: سال‌ها بعد، زمانی که دیگر روی صحنه نباشید و تنها آثارتان باقی مانده باشد، دوست دارید مردم در موسیقی رحمان ممدلی چه چیزی را بشنوند؟ تاریخ یک ملت؟ داستان زندگی یک انسان؟ یا صدای روحی که در جست‌وجوی آزادی است؟

رحمان ممدلی: اگر روزی بر روی صحنه نباشم و تنها آثارم باقی مانده باشد، تنها خواسته‌ام این است که مردم و خداوند درباره من بگویند: «خدا رحمتت کند، رحمان. تو هنرمند خوبی بودی.»

در عین حال، می‌خواهم به یک نکته مهم هم اشاره کنم. آرزوی من برای همه مردم جهان، آزادی است. آزادی برای همه ملت‌ها. اینکه همه انسان‌ها، در هر جای دنیا، آزاد باشند. دنیایی بدون جنگ، بدون خونریزی و بدون خشونت را آرزو دارم. جهانی که در آن انسان‌ها در آرامش زندگی کنند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر