خزر، دریایی میان فرصت و هشدار
به گزارش برنا، خزر فقط آبی نیست که در شمال ایران به ساحل میرسد، پشت این پهنه آبی، یک زیستبوم منحصربهفرد، میلیونها معیشت، بنادر و مسیرهای تجاری و البته مجموعهای از منافع و اختلافات میان پنج کشور قرار دارد. حالا اما خود خزر به یک هشدار تبدیل شده است. دریایی که تراز آب آن در سالهای اخیر به شکل محسوسی پایین آمده و همزمان با آلودگی، تخریب زیستگاهها، فشار بر ذخایر آبزی و تغییرات اقلیمی دستوپنجه نرم میکند. فردا روز ملی دریای خزر است و بیش از آنکه روزی برای ستایش این دریا باشد، فرصتی برای پرسیدن یک سؤال جدی است: با دریایی که اقتصاد، محیط زیست و سیاست منطقه به آن وابسته است، چه کردهایم و قرار است چه کنیم؟
بحران برای خزر
اگر خزر را فقط از پشت شیشه خودرو و در امتداد جادههای ساحلی ببینیم، شاید تصویری آرام از یک پهنه آبی بزرگ داشته باشیم، اما در زیر همین سطح آرام، یکی از پیچیدهترین زیستبومهای منطقه در جریان است. خزر بزرگترین پهنه آبی محصور جهان است و به دلیل انزوای جغرافیایی طولانی، گونههای جانوری و گیاهی منحصربهفردی را در خود جای داده است. فک خزری، ماهیان خاویاری و صدها گونه بومی، بخشی از سرمایه طبیعی این دریا هستند. خزر همچنین یکی از مهمترین زیستگاههای ماهیان خاویاری جهان محسوب میشود.
اما آنچه امروز اهمیت خزر را دوچندان کرده، سرعت تغییراتی است که در این دریا رخ میدهد. کاهش تراز آب به یکی از جدیترین نگرانیهای کشورهای ساحلی تبدیل شده است. بر اساس اعلام اخیر سازمان حفاظت محیطزیست، تراز آب خزر در یک دهه گذشته حدود ۲ تا ۲.۵ متر کاهش یافته است. برنامه محیط زیست سازمان ملل نیز پیشتر از کاهش حدود دو متری تراز آب خزر از دهه ۱۹۹۰ خبر داده و نسبت به ادامه این روند هشدار داده بود.
این کاهش فقط به معنای عقب رفتن خط ساحلی نیست. وقتی آب عقب میرود، شکل زیستگاهها تغییر میکند، تالابها و مناطق ساحلی آسیب میبینند، دسترسی برخی بنادر دشوارتر میشود و فعالیتهایی که به دریا وابستهاند با هزینههای تازه مواجه خواهند شد. پژوهشهای مورد اشاره سازمان ملل نیز نشان میدهد افت بیشتر تراز آب میتواند مناطق حفاظتشده، زیستگاهها و زیرساختهایی مانند بنادر را با خطر جدی روبهرو کند.
بخشی از این تغییر به اقلیم مربوط است. افزایش دما، تبخیر بیشتر و تغییرات ورودی آب رودخانهها میتواند تراز خزر را پایینتر ببرد. رود ولگا به تنهایی حدود ۸۰ درصد ورودی آب خزر را تأمین میکند، بنابراین اتفاقاتی که در حوضه آبریز این رودخانه رخ میدهد، تنها مسئله روسیه نیست و میتواند بر سرنوشت کل خزر اثر بگذارد.
اما بحران خزر فقط بحران آب نیست. آلودگی ناشی از فعالیتهای صنعتی، کشاورزی و شهری، ورود آلایندهها از رودخانهها، تخریب زیستگاه و فشار بر ذخایر آبزی، مجموعهای از تهدیدها را در کنار تغییر اقلیم ایجاد کردهاند. به همین دلیل، نمیتوان برای نجات خزر تنها یک نسخه محیط زیستی پیچید. حفاظت از این دریا به تصمیمهای اقتصادی، عمرانی و سیاسی نیز وابسته است.
سرمایهای به نام خزر
در سوی دیگر ماجرا، خزر یک سرمایه اقتصادی مهم برای کشورهای ساحلی است. ماهیگیری، گردشگری، بنادر، حملونقل دریایی و فعالیتهای مرتبط با نفت و گاز، بخشی از اقتصاد پیرامون این دریا را شکل میدهند. میلیونها نفر در پنج کشور ساحلی، مستقیم یا غیرمستقیم به منابع و ظرفیتهای خزر وابستهاند.
برای ایران، اهمیت اقتصادی خزر فقط به گردشگری شمال محدود نمیشود. بنادر شمالی کشور میتوانند در توسعه تجارت با روسیه و کشورهای آسیای مرکزی و تقویت جایگاه ایران در مسیرهای ارتباطی منطقه نقش داشته باشند. خزر میتواند بخشی از زنجیره حملونقل و تجارت میان شمال و جنوب باشد، فرصتی که در شرایط تغییر آرایش تجارت منطقهای، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
اما یک تناقض مهم وجود دارد؛ هرچه بهرهبرداری اقتصادی از خزر بیشتر شود، ضرورت حفاظت از آن نیز بیشتر میشود. اگر توسعه بندری، گردشگری، ساختوساز، فعالیتهای صنعتی و استخراج منابع بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک دریا پیش برود، در نهایت اقتصاد نیز هزینه آن را خواهد پرداخت.
همین نگاه در قواعد جدید همکاری منطقهای هم دیده میشود. پروتکل ارزیابی اثرات زیستمحیطی فرامرزی کنوانسیون تهران از نوامبر ۲۰۲۵ اجرایی شده و پروژههای بزرگی مانند خطوط لوله، پالایشگاهها، بزرگراهها، برخی پروژههای گردشگری و توسعه شهری را در صورت درخواست یکی از کشورهای ساحلی، مشمول بررسی اثرات فرامرزی میکند.
دریایی که مرز نمیشناسد
خزر در عین حال یکی از مهمترین عرصههای ژئوپلیتیکی پیرامون ایران است. پنج کشور ساحلی، ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، هر کدام منافع اقتصادی و سیاسی خود را در این پهنه آبی دنبال میکنند. منابع انرژی، کریدورهای حملونقل، بنادر، امنیت دریایی و مسائل محیط زیستی، موضوعاتی هستند که بدون گفتوگو میان این کشورها قابل مدیریت نیستند.
از همین منظر، خزر نمونه روشنی از این واقعیت است که محیط زیست دیگر موضوعی جدا از سیاست خارجی نیست. آلودگی از مرز عبور میکند، کاهش آب مرز نمیشناسد و یک پروژه بزرگ عمرانی در یک کشور میتواند پیامدهایی برای کشور دیگر داشته باشد.
«کنوانسیون تهران» یکی از مهمترین سازوکارهای همکاری در همین زمینه است. چارچوبی که کشورهای ساحلی را برای حفاظت از محیط زیست خزر گرد هم آورده است. سازمان ملل تأکید کرده که این کنوانسیون میتواند بستر اتصال علم و سیاست و حرکت به سمت توسعه پایدار در منطقه باشد.
در واقع، آینده خزر را نمیتوان در تهران، باکو، مسکو، عشقآباد یا آستانه بهتنهایی تعیین کرد. این دریا به همان اندازه که یک مسئله ملی است، یک مسئله منطقهای است. هر تصمیم درباره آب، انرژی، حملونقل، بندر، صید یا محیط زیست، دیر یا زود به سایر کشورهای ساحلی مربوط میشود.
خزر؛ فرصت یا هشدار؟
روز ملی دریای خزر را میتوان از یک زاویه دیگر هم دید، روزی برای یادآوری اینکه داشتن دریا به معنای داشتن همیشگی آن نیست. ممکن است ساحل همچنان زیبا باشد، موجها همچنان به شنها برسند و گردشگران همچنان کنار دریا عکس بگیرند؛ اما در پشت این تصویر، یک اکوسیستم در حال تغییر است.
خزر هنوز یک فرصت بزرگ برای ایران است؛ برای اقتصاد، تجارت، گردشگری، معیشت جوامع ساحلی و همکاری منطقهای، اما این فرصت بدون حفاظت از زیستبوم آن دوام نخواهد آورد.
مسئله بزرگتر این است که آیا پنج کشور ساحلی میتوانند پیش از آنکه کاهش آب، آلودگی و فشارهای انسانی هزینههای جبرانناپذیری ایجاد کند، منافع مشترک خود را بر اختلافاتشان مقدم کنند یا نه.
خزر دریاچه هیچ کشوری نیست، دریایی مشترک است و سرنوشتش نیز مشترک. شاید مهمترین پیام روز ملی خزر همین باشد: برای نجات این دریا، پیش از آنکه به فکر تقسیم منافع آن باشیم، باید برای حفظ خودِ دریا به توافق برسیم.