بازرسی در سایه؛ چرا نظارت مؤثر بر مناطق آزاد جدی گرفته نمیشود؟
کمال ابراهیمی کاوری: مناطق آزاد تجاری - صنعتی ایران با هدف تسهیل سرمایهگذاری، توسعه صادرات، انتقال فناوری و افزایش رقابتپذیری اقتصادی شکل گرفتهاند. فلسفه وجودی این مناطق بر پایه کاهش بروکراسی، چابکسازی فرآیندها و ایجاد محیطی جذاب برای فعالیتهای اقتصادی استوار است. اما در کنار این ضرورت مهم، یک اصل بنیادین نیز وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته؛ هرچه اختیارها بیشتر باشد، نیاز به نظارت هوشمند و مؤثر نیز بیشتر خواهد شد.
متاسفانه طی سالهای اخیر، موضوع بازرسی و نظارت در برخی مناطق آزاد یا به حاشیه رانده شده و یا به شکلی صرفاً اداری و تشریفاتی دنبال شده است. در بسیاری از موارد، ارزیابی عملکرد مدیران، نحوه اجرای پروژهها، فرآیند واگذاری زمین، قراردادهای سرمایهگذاری و میزان تحقق تعهد سرمایهگذاران، آنگونه که باید و شاید در معرض نظارت مستمر و تخصصی قرار نگرفتهاند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری شکاف میان اهداف اعلامی و نتایج واقعی است.
یکی از مشکل های اساسی آن است که در برخی موارد، بازرسی بیشتر بر کنترل فرآیندهای اداری متمرکز شده تا سنجش اثربخشی تصمیم ها، در حالی که پرسش اصلی باید این باشد که یک تصمیم یا پروژه چه میزان ارزش افزوده اقتصادی ایجاد کرده، چه مقدار سرمایه جذب کرده، چه تعداد شغل پایدار به وجود آورده و چه تاثیری بر صادرات و توسعه منطقه داشته است. نظارتی که تنها به بررسی مکاتبه ها و فرمها محدود شود، نمیتواند تصویر واقعی عملکرد را نشان دهد.
از سوی دیگر، نبود نظام شفاف گزارشدهی و انتشار منظم شاخصهای عملکردی باعث شده که ارزیابی دقیق موفقیت یا ناکامی بسیاری از برنامهها دشوار باشد. در چنین فضایی، گاهی میان آنچه در گزارشها منعکس میشود و آنچه در میدان عمل اتفاق میافتد فاصلهای قابل توجه به وجود میآید. این فاصله نهتنها تصمیمگیری را دشوار میکند، بلکه اعتماد سرمایهگذاران و افکار عمومی را نیز تحت تاأثیر قرار میدهد.
موضوع مهم دیگر، استقلال و تخصص نهادهای نظارتی است. مناطق آزاد به دلیل ماهیت ویژه خود، نیازمند نظام بازرسی آشنا با تجارت بینالملل، سرمایهگذاری خارجی، لجستیک، امور بندری، قراردادهای تجاری و اقتصاد منطقهای هستند. نظارت عمومی و غیرتخصصی، هرچند ضروری است، اما به تنهایی نمیتواند پیچیدگیهای این مناطق را پوشش دهد. بازرسی مؤثر زمانی شکل میگیرد که علاوه بر سلامت اداری، کارآمدی اقتصادی نیز مورد سنجش قرار گیرد.
واقعیت این است که نظارت و تسهیل، دو مفهوم متضاد نیستند. برخلاف برخی تصورها، سرمایهگذار از وجود نظارت شفاف و حرفهای استقبال میکند، زیرا نظارت مؤثر، محیط رقابتی سالم ایجاد میکند، رانت را کاهش میدهد و امکان پیشبینیپذیری بیشتری به فعالان اقتصادی میدهد. آنچه سرمایهگذار را نگران میکند، نه نظارت، بلکه نبود شفافیت و اعمال سلیقههای متناقض است.
امروز مناطق آزاد ایران بیش از هر زمان دیگری به حکمرانی مبتنی بر شفافیت نیاز دارند. شفافیتی که از طریق نظامهای بازرسی حرفهای، گزارشدهی مستمر، ارزیابی عملکرد مدیران و نظارت بر نتایج واقعی پروژهها محقق میشود. بدون چنین سازوکاری، خطر آن وجود دارد که برخی مسایل و کاستیها سالها در سایه باقی بمانند و تنها زمانی آشکار شوند که هزینه اصلاح آنها چندین برابر شده باشد.
توسعه پایدار در مناطق آزاد تنها با جذب سرمایه و اجرای پروژهها محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند نظارت هوشمند، پاسخگویی مستمر و ارزیابی دقیق عملکرد است. هرچه جایگاه مناطق آزاد در اقتصاد ملی مهمتر شود، ضرورت تقویت بازرسیهای تخصصی و مؤثر نیز بیشتر خواهد شد؛ در نهایت، اعتماد سرمایهگذار، رضایت فعالان اقتصادی و موفقیت مناطق آزاد، بیش از آنکه به حجم اختیارها وابسته باشد، به کیفیت نظارت و شفافیت حکمرانی گره خورده است.

انتهای پیام/