گفت‌و‌گو با مرجان اشرفی‌زاده، کارگردان و عضو هیئت انتخاب جشنواره فیلم لوتوس؛

حاشیه‌نشینی عامدانه سینمای زنان در سایه بهانه‌های مقطعی

|
۱۴۰۵/۰۶/۱۷
|
۱۰:۳۰:۱۲
| کد خبر: ۲۳۸۶۵۹۱
مرجان اشرفی زاده
برنا- گروه فرهنگ و هنر؛ تعطیلی نخستین دوره جشنواره تخصصی فیلم «لوتوس» در حالی رقم خورد که به گفته مرجان اشرفی‌زاده، این رویداد می‌توانست به سکویی برای دیده شدن سینماگران زن و طرح مسائل زنان تبدیل شود.

تعویق و توقف ناگهانی رویداد‌های فرهنگی همواره با دلایل متعددی، چون بحران‌های منطقه‌ای، جنگ، مسائل اقتصادی و تغییر اولویت‌های مدیریتی توجیه می‌شود. اما در این میان، تعطیلی نخستین دوره جشنواره تخصصی فیلم «لوتوس» رویدادی که در امتداد تجربه جشنواره «پروین اعتصامی» و با تمرکز بر سینماگران زن و مضامین حوزه زنان پایه‌ریزی شده بود؛ پرسش‌های جدی‌تری را پیش می‌کشد.

مرجان اشرفی‌زاده، نویسنده، کارگردان و عضو هیئت انتخاب این جشنواره، در گفت‌وگوی پیش‌رو با خبرنگار برنا به کالبدشکافی دلایل لغو این رویداد، سیاست‌های دوگانه در تخصیص بودجه و دشواری‌های تاریخی و ساختاری حضور زنان در عرصه کارگردانی سینما پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

برنا: آماده‌سازی جشنواره «لوتوس» تا کجا پیش رفت و اساسا چه متغیر‌هایی باعث توقف و برگزار نشدن این رویداد تخصصی شد؟

اشرفی‌زاده: واقعیت این است که بخشی از ماجرا طبیعتا متاثر از تحولات کشور، بحران‌ها و شرایط ملتهب جنگی است که به هر حال به لحاظ اجرایی بی‌نظمی‌هایی ایجاد می‌کند؛ اما شخصا بر این باورم که فراتر از این التهابات، نوعی نگاه کم‌اهمیت به مسئله حضور زنان در سینما وجود دارد. علیرغم تمام ادعا‌ها و شعار‌هایی که داده می‌شود، وقتی پای عمل به میان می‌آید، حوزه زنان در اولویت‌های دست‌چندم قرار می‌گیرد و تنها فستیوال تخصصی این حوزه نخستین قربانیِ شرایط موجود می‌شود.

این در حالی است که بسیاری از رویداد‌ها و جشنواره‌های سینمایی دیگر با وجود تمام دشواری‌ها در حال برگزاری هستند. شاید تصمیم لغو برگزاری در جزیره کیش به دلیل شرایط جغرافیایی و امنیتی قابل درک باشد. مشابه اتفاقی که برای جشنواره منطقه‌ای اروند در آبادان رخ داد و با وجود آمادگی انجمن سینمای جوان متوقف شد؛ اما جشنواره لوتوس این انعطاف و آمادگی کامل را داشت که بلافاصله به تهران منتقل شود. با این حال، متاسفانه اراده‌ای برای تخصیص بودجه و حمایت لازم شکل نگرفت.

برنا: جشنواره لوتوس پیشینه‌ای از جنس جشنواره پروین اعتصامی دارد. از منظر کیفیت آثار رسیده و ضرورت اجتماعی، این تعطیلی چه پیامد‌هایی خواهد داشت؟

اشرفی‌زاده: ماجرا دقیقا همین‌جاست و به همین دلیل این توقف بسیار دردناک است. اگرچه این رویداد با عنوان «لوتوس» نخستین دوره خود را تجربه می‌کرد، اما در حقیقت عقبه معتبر جشنواره پروین اعتصامی و نام بزرگان سینما، فیلم‌سازان کوتاه و بلند زن را پشت سر خود داشت. این جشنواره دو بخش بسیار جدی را پوشش می‌داد. سینماگران زن و آثاری با محوریت مسائل زنان؛ یعنی تنها بستر تخصصی که به شکلی متمرکز به این حوزه می‌پرداخت.

من به عنوان عضو هیئت انتخاب تمام آثار ارسالی را دیدم و تاکید می‌کنم که فیلم‌های بسیار درخشان، قابل اعتنا و صاحب‌حرفی به دبیرخانه رسیده بود. در شرایط ملتهب و دشوار امروز جامعه، ما بیش از هر زمان دیگری به این امیدبخشی، تزریق روحیه به زنان سینماگر و پرداختن به مطالبات و مسائل زنان نیازمند بودیم. متاسفانه بی‌توجهی نهاد‌ها این فرصت را سوزاند. ما در تاریخ این کشور دوره‌های دشواری مثل هشت سال جنگ را پشت سر گذاشته‌ایم؛ کودکانیِ نسل ما در همان دوره گذشت، اما فرهنگ و زندگی با قدرت جریان داشت و هیچ‌چیز تعطیل نشد. القای این سرخوردگی و انفعال به فیلم‌سازان اصلا اتفاق شایسته‌ای نیست و امیدوارم متولی دلسوزی برای احیای این فستیوال همراهی کند.

برنا: فارغ از بحث لغو جشنواره، نگاهی به آمار نشان می‌دهد سهم زنان در صندلی کارگردانی سینمای بلند و کوتاه همچنان بسیار محدود است. آیا این ساختار در حال تغییر است و وجود چنین جشنواره‌هایی چقدر به شکستن این فضا کمک می‌کند؟

اشرفی‌زاده: سینما یک هنر_صنعت فوق‌العاده دشوار، طاقت‌فرسا و پرچالش است و بقا در چنین فضایی نیازمند جنگندگی مدام است. نکته اساسی این است که یک گفتمان مسلط و هژمونی مردانه در تمام ابعاد این حرفه حاکم است؛ وضعیتی که تنها مختص به ایران نیست و کم‌وبیش در تمام دنیا دیده می‌شود. 

علاوه بر این گفتمان مردانه، نقش‌ها، مسئولیت‌ها و شرایط زیستی و خانوادگی که جامعه و طبیعت بر زنان تحمیل می‌کند نیز بخش دیگری از توان و زیست آن‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. در چنین فضایی، ورود به عرصه کارگردانی و مهم‌تر از آن تداوم فعالیت در سینمای بلند مستلزم حمایت‌های ساختاری است. جشنواره‌های تخصصی مانند لوتوس دقیقا همان تریبون و سکوی پرتابی هستند که می‌توانند با معرفی استعداد‌های نوظهور، به بازتعریف این مناسبات نابرابر و افزایش سهم کارگردانان زن کمک کنند.

برنا: شما به دشواری‌های زیستی زنان اشاره کردید؛ موضوعی که اغلب در فضای حرفه‌ای سینما نادیده گرفته می‌شود. تعارض میان نقش‌های خانوادگی مانند مادری با ماهیت تمام‌وقت و فرساینده سینما چگونه مدیریت می‌شود و اساسا چه حمایتی از سوی نهاد‌های سینمایی وجود دارد؟

اشرفی‌زاده: واقعیت این است که زنان مسئولیت‌ها و وظایف مضاعفی را بر دوش می‌کشند؛ اموری که وقتی با حجم زمان و انرژی مورد نیاز تولید فیلم تلاقی پیدا می‌کند و از آن سو هیچ پشتوانه حمایتی وجود ندارد، به تعارضی فرساینده بدل می‌شود. من شخصا به عنوان فیلم‌سازی که انتخاب کرده‌ام مادر باشم و دو فرزند دارم، با تمام وجود لمس کرده‌ام که در این سال‌ها چه فشار طاقت‌فرسایی را تحمل کرده‌ام. این وضعیت حتی باعث شده در مقاطعی فعالیتم نیم‌بند شود، خودم از روند کارم کاملا راضی نباشم و شاید در بخش‌هایی از همکارانم عقب بیفتم.

هیچ‌گونه ساختار حمایتی برای زنان سینماگر تعریف نشده است. من زمانی در جلسه‌ای با مدیران بنیاد سینمایی فارابی همین مسئله را مطرح کردم و گفتم حتی در ساده‌ترین مشاغل دولتی، کادر آموزش و پرورش یا کادر درمان، سازوکار‌ها و تسهیلاتی پیش‌بینی شده تا یک زن بتواند هم‌زمان با ایفای نقش مادری و همسری، فعالیت حرفه‌ای خود را پیش ببرد. اما سینمای ما چه امکانی فراهم کرده است؟ عملا هیچ؛ نه مرخصی مشخصی، نه تسهیلات ویژه‌ای و نه بستری برای حفظ موقعیت حرفه‌ای. تمام این مبارزه سنگین منحصرا بر دوش خودِ زنان آوار شده است. با این حال، زنانی که در این عرصه ایستادگی کرده‌اند، اگرچه از نظر کمّی در اقلیت هستند، اما از لحاظ کیفی جزو درخشان‌ترین و معتبرترین فیلم‌سازان سینمای بلند و کوتاه ایران به شمار می‌روند.

برنا: این مسئولیت‌های دوگانه از نظر روانی و زیست روزمره، چه تفاوتی میان موقعیت یک فیلم‌ساز مرد و یک کارگردان زن ایجاد می‌کند؟

اشرفی‌زاده: تفاوت بنیادین در همین چندپارگی تمرکز و انرژی است. یک مرد وقتی صبح از خانه خارج می‌شود و در را می‌بندد، ذهن خود را تماما معطوف به فعالیت اجتماعی و حرفه‌ای بیرون می‌کند. اما برای یک زن، بستن در خانه هرگز به معنای انفکاک کامل از مسائل پشت آن در نیست؛ او مدام باید پیگیر هزاران مسئولیت خانوادگی و تربیتی باشد. این تقسیم مدامِ تمرکز، توان زیادی می‌طلبد. اگرچه زنان بار‌ها ثابت کرده‌اند که به شایستگی از پس این مسئولیت‌ها برمی‌آیند، اما نادیده گرفته شدن این بار مضاعف از سوی جامعه و ساختار حرفه‌ای، به فرسودگی و خستگی مفرط منجر می‌شود.

با تمام این احوال، معتقدم کارنامه زنان سینماگر ما در مقیاس جهانی کاملا قابل دفاع است. با وجود فشار‌های ذاتی هنر سینما و پیچیدگی‌های فرهنگی، سنتی و مضاعفی که در ایران وجود دارد، فیلم‌سازان زن ایرانی با قدرت، مسئولیت‌پذیری بالا، تمرکز هنری ناب و عشقِ به سینما ظاهر شده‌اند. آنها نشان داده‌اند که نگاهشان بیش از حواشی، معطوف به خودِ نفس هنر است.

برنا: حضور زنان در جایگاه کارگردان، چه ارزش افزوده‌ای به کلیت اتمسفر سینما و نحوه مدیریت پروژه‌ها اضافه می‌کند؟

اشرفی‌زاده: حضور زنان، به ویژه در مسند کارگردانی، نقشی کاملا تعدیل‌کننده و متوازن‌کننده در فضای سینما ایفا می‌کند. اخیرا در نشستی، یکی از همکاران که بازیگر و منتقد هستند نکته بسیار دقیقی را مطرح کردند. ایشان اشاره کردند که در تجربه همکاری با کارگردانان زنی، چون سرکار خانم پوران درخشنده، خانم نرگس آبیار و بنده، متوجه تفاوت ملموسی در مقایسه با پروژه‌های مردانه شده‌اند؛ اینکه فیلم‌سازان زن روحی مادرانه، همدلانه و مراقبت‌گر را به فضای صحنه و کلیت پروژه تزریق می‌کنند. این نگاه زنانه نه تنها جریان تولید را انسانی‌تر و صمیمانه‌تر می‌سازد، بلکه افق‌های متفاوتی از روایت و زیباشناسی را به سینما هدیه می‌دهد. دقیقا به همین علت است که وجود رویداد‌های تخصصی مانند جشنواره لوتوس، برای صیانت از این نگاه، ایجاد فرصت‌های شغلی برابر و امیدبخشی به نسل جدید فیلم‌سازان یک ضرورت انکارناپذیر است.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر