پوستاندازی سیاست خارجی ترکیه
ترکیه در ماههای اخیر تلاش کرده است نقش فعالتری در تحولات منطقهای ایفا کند؛ تلاشی که از اظهارات اخیر هاکان فیدان، وزیر امور خارجه این کشور، درباره مذاکرات ایران و آمریکا، تحولات عربستان و یمن، ائتلاف مکه و پیامدهای بحرانهای منطقهای و بینالمللی قابل مشاهده است. فیدان با اعلام اینکه «شرایط جدیدی برای مصالحه میان ایران و آمریکا پیشنهاد شده است»، تأکید کرد که ترکیه و سایر کشورها در تلاش هستند مذاکرات میان تهران و واشنگتن را به نتیجه برسانند.
فیدان با اشاره به بنبست مذاکرات ایران و آمریکا و افزایش حملات متقابل، نسبت به گسترش دامنه بحران و پیامدهای اقتصادی آن برای مناطق مختلف جهان هشدار داد و گفت در صورت ادامه وضعیت موجود، برخی کشورهای اروپا، آسیا-اقیانوسیه و آفریقا با پیامدهای اقتصادی سنگینی مواجه خواهند شد. او همچنین بر ضرورت خارج ماندن عربستان سعودی از مناقشه ایران و آمریکا تأکید کرد.
مجموعه این مواضع، در کنار تلاش آنکارا برای ایفای نقش در کاهش تنش میان ایران و آمریکا و تأکید بر مسائل امنیتی، انرژی و تحولات منطقهای، این پرسش را مطرح میکند که آیا ترکیه در حال بازتعریف دامنه نقش خود در معادلات منطقهای است و میکوشد توان بازیگری خود را فراتر از روابط دوجانبه و ائتلافهای سنتی افزایش دهد. این موضوع در گفتوگو با دو کارشناس مسائل ترکیه و منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. به گفته این کارشناسان، سیاست خارجی ترکیه در حال حرکت به سمت افزایش ظرفیتهای مستقل و تقویت توان بازیگری این کشور در محیط پیرامونی خود است.
ائتلافگرایی چندلایه
اسدالله اطهری، کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در گفتوگو با خبرگزاری برنا درباره رویکرد جدید ترکیه در حوزه سیاست خارجی گفت: «ترکیه پس از جنگهایی که میان آمریکا، اسرائیل و ایران رخ داد، از الگوی اتکای صرف به آمریکا فاصله گرفته و به سمت نوعی ائتلافگرایی چندلایه حرکت کرده است. آنکارا در عین حفظ روابط خود با واشنگتن، تلاش میکند جایگاه مستقل خود را بهعنوان یک قدرت متوسط و میانی تقویت کرده و افزایش دهد و همزمان، بازدارندگی خود را در برابر ایران و اسرائیل نیز افزایش دهد؛ بهویژه با توجه به بمبارانهایی که در نزدیکی مرزهای این کشور صورت گرفت.»
اطهری با اشاره به اینکه به نظر میرسد چند قطب در منطقه در حال شکلگیری است، توضیح داد: «یک قطب شامل ایران و نیروهای همسو با آن، قطب دیگر اسرائیل و متحدانش و در سوی دیگر، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان که احتمالاً مصر، قطر و دیگر کشورها نیز ممکن است به آن بپیوندند. این قطب در حال ظهور تلاش میکند منطقه را از یک نظم امنیتی دوقطبی، یا نظمی که اسرائیل و ایالات متحده در پی شکلدهی به آن هستند، به سمت نوعی چندقطبیشدن ساختار امنیتی منطقه سوق دهد.»
کارشناس مسائل ترکیه به این موضوع اشاره کرد که ترکیه نزد خود گمان میکند که به یک قدرت وتو در منطقه با توجه به تحولات جدید دست پیدا کرده است.
وی ادامه داد: «بعد از جنگ اخیر آمریکا علیه ایران و هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا در خلیجفارس توسط جمهوری اسلامی، آنکارا به این نتیجه رسید که عضویت صرف در ناتو و اتکا به آمریکا برای تأمین امنیت این کشور کافی نیست.»
به گفته اطهری، ترکیه از شمال، شرق و جنوب با محیطی مواجه است که تحولات بحرانهای امنیتی در آن میتواند مستقیماً بر این کشور اثر بگذارد. از این رو، آنکارا ناگزیر است در بحرانهای امنیتی، بیش از گذشته بر ظرفیتهای مستقل خود برای دفاع از خویش تکیه کند.
این کارشناس در نهایت گفت: «در مجموع، آنچه اکنون در سیاست منطقهای ترکیه قابل مشاهده است، تلاش برای حفظ روابط با آمریکا و در عین حال تقویت ظرفیتهای مستقل امنیتی و افزایش نقش این کشور در معادلات منطقهای است؛ رویکردی که میتواند در کنار شکلگیری ائتلافها و قطبهای جدید، به تغییر تدریجی ساختار امنیتی منطقه از یک نظم دوقطبی به سمت نظمی چندقطبیتر منجر شود.»
نقشآفرینی جدید ترکیه
سیامک کاکایی، کارشناس مسائل ترکیه، نیز درباره صحبتهای اخیر هاکان فیدان و موضوعاتی که وی مطرح کرده است، گفت: «این اظهارات، بیش از آنکه در جزئیات مورد تحلیل قرار گیرد، تأکیدی بر این واقعیت است که ترکیه برای خود در عرصه سیاست منطقهای وزن مهمی قائل است. فیدان با طرح موضوع مذاکرات میان ایران و آمریکا، راهکارهای ارائهشده برای حلوفصل این مسئله، توافق سهجانبه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، ضرورت دور نگه داشتن عربستان از تنشهای منطقهای و همچنین مسائل مرتبط با یمن، در کنار کشاندن بحث به حوزه انرژی و تأثیر جنگ و تنشهای میان روسیه و اوکراین بر بازار انرژی و تأثیرپذیری ترکیه از این تحولات، مجموعهای از موضوعات را در یک راستا مطرح کرده است.»
به گفته وی، هدف اصلی ترکیه از طرح این موضوعات آن است که «بهعنوان یک لنگر یا عامل موازنهساز در عرصه سیاست خارجی ایفای نقش کند». کاکایی افزود: «این رویکرد نشان میدهد که افرادی مانند آقای فیدان بر این باورند که ترکیه میتواند تسهیلکننده وضعیتی باشد که به فروکش کردن یا کاهش تنشها منجر شود. به همین دلیل نیز موضوع مذاکره میان ایران و آمریکا به گونهای مطرح میشود که گویی ترکیه در مقام یک میانجی وارد این عرصه شده است.»
کاکایی ادامه داد: «طرح بحث میانجیگری میان ایران و آمریکا دارای پیشینه است. اگر به حدود ۱۰ تا ۱۲ سال گذشته بازگردیم، در موضوع هستهای ایران، ترکیه در مقطعی همراه با برزیل تلاشهایی برای میانجیگری انجام داد. در وضعیت کنونی نیز، پیش از آغاز جنگ و در شرایطی که تنشها میان ایران و آمریکا افزایش یافته بود، ترکیه تلاش کرد زمینه برگزاری یک نشست چندجانبه را در استانبول فراهم کند؛ تلاشی که در نهایت به نتیجه نرسید و پس از آن، مذاکرات ایران و آمریکا به عمان منتقل شد.»
وی این روند را نشاندهنده تلاش ترکیه برای ایفای نقش میانجیگرانه دانست و گفت: «این تلاشها از این منظر اهمیت دارد که ترکیه میخواهد وزن منطقهای خود را بیش از پیش نمایان کند تا بتواند در کاهش تنشها مؤثر باشد..»
کاکایی در نهایت گفت: «بخشی از این موضوعات ناشی از وضعیت بحرانی موجود و بخش دیگری نیز ناشی از این مسئله است که ترکیه بهعنوان یک بازیگر منطقهای چگونه میتواند وارد این معادله شود؛ بهگونهای که طرفین نیز به نقش ترکیه باور داشته باشند. این همان تلاشی است که ترکیه از گذشته دنبال کرده و در شرایط کنونی نیز به شکلی در حال ایفای این نقش است.»
انتهای پیام/