کاش بهجای شعر «ای روستایی»، شعر دیگرم در کتاب درسی بود/جای خالی «آرش کمانگیر» در کتابهای ادبیات
به گزارش خبرنگار ادبیات برنا،جعفر ابراهیمی «شاهد»یکی از نویسندگان و شاعران پیشکسوت در عرصه ادبیات کودک و نوجوان است.نام ابراهیمی به مدد آثاری که در طول سه دهه دراین حوزه پدید آورده نامی آشنا است و آنهایی که آثار او را خواندهاند میدانند که دغدغه او همواره بر مبنای مرتفع کردن نیازهای این طیف استوار بوده است.ابراهیمی،علاوه بر نویسندگی سمت هایی چون مسئول شورای شعر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،سردبیر جنگ ادبی «آیش»،«دبیرشش دوره جشنواره مطبوعات»،«دبیردو دوره جشنواره کتاب کانون پرورش فکری» و ....را نیز برعهده داشته است.از او تا کنون بیش از صد کتاب برای گروه های سنی مختلف به چاپ رسیده است که «آسمان ابری نیست»،«آب مثل سلام»،«آواز پوپک»،«بوی گنجشک»،«سبز پوش مهربان»،«شب های بی فانوس»و...از این جمله اند که در برهه های مختلف زمانی،برنده جوایز مختلفی شده اند.شعرهای ابراهیمی از دهه شصت تا امروز در
کتاب های درسی به چشم می خورد و یاد آور خاطره های شیرین دوران مدرسه هستند.با او درباره این بخش از آثار او و میزان تاثیرگذاری انتشار آثار نویسندگان و شاعران در کتاب های درسی به گفت وگو نشسته ایم.
شاید بهتر باشد سوال نخست را به انگیزه شما برای شاعر شدن اختصاص دهیم.از آنجایی که برخی بر این باورند که شاعری،نویسندگی و اصولا هنر، اکتسابی نیست و به نوعی باید در خون فرد به شکل ذاتی باشد،خود شما فکر می کنید چه وقت احساس کردید که می توانید در جایگاه یک نویسنده یا شاعر به جامعه خدمت کنید؟
یادم هست کلاس پنجم ابتدایی بودم و معلم ادبیات موضوعی برای انشاء به ما داده بود مبنی براین که در آینده می خواهید چه کاره شوید.من در انشاء خود نوشتم که
می خواهم شاعر و نویسنده شوم! یعنی از همان سال های کودکی،نویسنده شدن آرزوی من بود.با وجود آن که در کلاس آن روز،انشاء بیشتر بچه ها کلیشه ای بود و این که اغلب دوست داشتند دکتر یا مهندس و خلبان شوند.آن روز در کلاس وقتی انشاء خود را خواندم بچه ها به من خندیدند.خوب یادم هست در پاسخ به خنده هایشان گفتم الان می توانید بخندید، ولی یک روز نام من در کتاب های درسی بچه هایتان می رود و آثارم چاپ می شود.
و این آرزو درسال های بعد محقق شد.
بله.اولین شعری که از من در کتاب کلاس اول دبستان منتشر شد شعر «خوشا به حالت ای روستایی» بود.ولی خودم این شعر را دوست نداشتم و وقتی آن را درکتاب درسی دیدم به این فکر کردم که ای کاش شعر دیگری از من را برای این مقطع انتخاب کرده بودند.
یعنی برای انتخاب این شعر از شما که به نوعی مولف اثر بودید نظرخواهی نکرده بودند که اصلا مایل هستید چنین شعری درکتاب کلاس اول ابتدایی گنجانده شود یا خیر؟
اصلا نظر خواهی نکردند.تصور من براین بود که می توانستند برای کتاب درسی دانش آموزان این مقطع،شعر بهتری از من را انتخاب کنند.چون شعرهای قشنگ تر از آن هم در آن سال ها گفته بودم.ولی نظر وزارت آموزش و پرورش وقت، این بود که شعر «خوشا به حالت ای روستایی» به دلیل سادگی در بیان برای دانش آموزان این مقطع مناسب تر است.
بعد از شعر «خوشا به حالت ای روستایی»ظاهرا شعر دیگری هم از شما در کلاس پنجم دبستان منتشر شد؟
همین طوراست.شعر «کتاب انقلاب»بود و مصرع ابتدایی آن نیز این گونه بود که (دوباره باز می کنم کتاب انقلاب را). بعد از آن هم «آبی بی پایان»به کتاب های ادبیات سال اول راهنمایی راه یافت.اگرچه همان وقتی که این شعر چاپ شد فکر می کردم شاید بهتر بود آن را برای مقطع چهارم دبستان انتخاب می کردند.
در بین این شعرها هیچ وقت پیش آمد که شعری در کتاب های درسی منتشر شود و واقعا دغدغه خود شما باشد و از صمیم قلب خواسته باشید که این شعر به بچه ها منتقل شود؟
تنها شعری که خیلی دلم می خواست در کتاب درسی منتشر شود و به قول شما دغدغه ام بود،شعری به نام «من و کوه»بود.نکته جالب این که این شعر در درس علوم و بعد از یک مطلب علمی منتشر شده بود.سیاست گذاران آموزش و پرورش احساس می کردند این درس به لحاظ محتوایی برای دانش آموزان دشوار است و درک آن زمان می برد.از طرفی،نمی خواستند این درس به شکل خشک و خالی به دانش آموزان منتقل شود.این شد که شعر «من و کوه»را بعد از مطلب درسی «پژواک»آوردند.شعر ساده ای بود که مختص این مطلب درسی نوشته بودم و در واقع می توان گفت، بهترین شعری بود که چه به وقت سرودن و چه بعد از انتشار در کتاب درسی،مرا قلبا راضی کرد.ضمن این که آیه ای هم از سوره «اسراء»انتخاب کرده بودم که حاوی این پیام بود که «هرکسی که خوبی می کند خوبی می بیند و هرکسی که بدی می کند بدی خواهد دید» و این آیه را هم با معنی زیر این شعر چاپ کرده بودند.
با وجود چنین پیشینه ای، تاثیر چاپ آثار نویسندگان و شاعران را در کتاب های درسی چطور می بینید؟
مسلما تاثیر مثبتی خواهد داشت.چون از طرفی تیراژ کتاب های درسی به نسبت
کتاب های متفرقه مثل شعر و داستان خیلی زیاد است و طیف وسیعی از مخاطبان کودک و نوجوان را در برمی گیرد.از دیگر سوی،انتشار آثار نویسندگان و شاعران باعث می شود تا این آثار در ذهن بچه ها ماندگار شوند.شاید به این خاطر که بچه ناچار است خواه ناخواه این اشعار را حفظ کند تا در پایان سال نمره بگیرد یا فلان متن ادبی که متعلق به نویسنده ای زبده است را فرا بگیرد تا بتواند به نوعی این درس را با موفقیت پشت سر بگذارد.ولی درعین حال،برای خود او بعدها مرور کردن این شعر یا داستان یا قطعه ادبی،حالت نوستالوژیک پیدا می کند و به یک برهه خاطره برانگیز تبدیل
می شود.به نظرم حتی فرقی نمی کند که شعری که از یک شاعر درکتاب های درسی منتشر می شود ضعیف باشد یا با مسائل روز همخوانی نداشته باشد.مهم این است که براثر گذشت زمان ماندگار می شود و در اذهان، تاثیر به سزایی برجای
می گذارد.در سال های گذشته، بیشتر اشعاری که برای کتاب های درسی به ویژه مقطع دبستان انتخاب می شد،از عباس یمینی شریف بود.البته از شاعران دیگر کمتر استفاده می کردند و نمی دانم دلیلش چه بوده است.
تصورمی کنم انتشار آثار نویسندگان و شاعران اگرچه حرکتی ارزنده از سوی آموزش و پرورش به شمار می رود اما بهتر است که انتخاب این آثار در درجه نخست با رضایت قلبی مولف باشد.کما این که شما در لابلای گفت وگو به این نکته اشاره کردید که شعر «خوشابه حالت ای روستایی»علیرغم میل باطنی شما در کتاب اول دبستان گنجانده شد.هیچ وقت به خود آنها نسبت به این مسئله اعتراض هم کردید؟
من معترض بودم که این شعر را نباید منتشر می کردند چون این پیام را به مخاطب منتقل می کند که به شهر نیایید و روستا جای بهتری است.اگرچه تصور می کنم جای انتشار این شعر،امروز است.یعنی با توجه به دغدغه های زندگی،مخارج سرسام آور
و هزار و یک گرفتاری دیگر،مخاطب وقتی این شعر را می خواند شاید ناخودآگاه به این فکر کند که زندگی شهری،روح او را آزرده کرده و برای یافتن آرامش باید به روستا سفر کند.به هرحال،اعتراض من تفاوتی در نتیجه کار نکرد.زیرا شعر برای این مقطع چاپ شده بود.
بابت انتشار این اشعار در کتاب های درسی به شما پول هم پرداخت
می شد؟
به خاطرم هست در سال 1361 از آموزش و پرورش سیصد تومان (یعنی سیصد تا یک تومانی) بابت انتشار این شعر برایم فرستادند.اما من با دیدن این مبلغ آزرده خاطر شدم و آن را پس دادم.در واقع قبول نکردم که این مبلغ را از آموزش و پرورش بگیرم و پیغام دادم که اگر از من برای انتشار این شعر اجازه گرفته بودید بیشتر خوشحالم می کرد تا این که چنین مبلغی را برایم بفرستید.
درحال حاضرچطور؟مقصودم این است که فکرمی کنید جای آن است که چه آثاری به کتاب های درسی راه یابند؟چون تصور شخصی من این است که چه آن زمان و چه امروز، حقی که نویسندگان و شاعران پیشکسوت به گردن این مملکت داشته اند ادا نشده و نام بسیاری از آنها در کتاب های درسی بچه ها مغفول مانده.درحالی که جا دارد بچه ها به مدد خواندن آثار آنها با مفاخر کشور خود آشنا شوند؟
همین طوراست.ضمن این که طی سال های اخیر شعر «آرش کمانگیر»را از کتاب ادبیات دبیرستان حذف کرده اند که به نظرم جفای بزرگی در حق مخاطبان از این حیث شده است.زیرا این شعر اثری ماندگار در تاریخ ادبیات معاصر ما به شمار می رود.سوال من این است که اگر این شعر بد بود،چرا پیش تر آن را در کتاب های درسی گذاشته بودند و اگر خوب است چرا امروز آن را حذف کرده اند.«آرش کمانگیر»در زمره بهترین اشعاری است که در وصف اسطوره ای به نام «آرش»گفته شده است و باید در کتاب های درسی باشد.چون این شعر در ذهن نسل های گذشته که آن را در کتاب درسی
می خواندند حک شده است.خود من از جمله کسانی بودم که دردوران مدرسه این شعر را حفظ می کردم.از این ها گذشته،آرش اسطوره ای است که جوانان این مرز و بوم باید آن را بشناسند.
از همه مهم تر،شعری است که بر مبنای وطن پرستی سروده شده است.
دقیقا.در واقع،شعر «آرش کمانگیر»بار ملی گرایی دارد و حذف آن در کتاب های درسی جای تاسف دارد.حالا گاه می بینیم اثری را حذف می کنند که مطلب بهتری را جایگزین آن کنند.ولی درباره «آرش کمانگیر»یا سایر آثار حذف شده در کتاب های درسی کمتر شاهد این اتفاق هستیم.یعنی آن مطلب خوب و پرمحتوا حذف می شود و درنهایت آنچه به جای او می آید،استحکام و پیام رسانی مطلب قبلی را در بر ندارد.
گفت وگو:آزاده صالحی