گزارش از نشست سریال « اولین انتخاب»

سحر آریین: صباغ زاده مواظب بود کار به سمت لودگی نرود

|
۱۳۹۲/۰۸/۰۷
|
۱۴:۴۳:۱۱
| کد خبر: ۱۴۶۲۲۵
سحر آریین: صباغ زاده مواظب بود کار به سمت لودگی نرود
سحر آریین گفت:یكی از نكات جالب برای من در طول این كار حساسیت و مراقبت شخص كارگردان از كشیده نشدن كار به ورطه لودگی بود .

به گزارش خبرگزاری برنا،عصر دو شنبه(6 آبان ماه)نمایش و نشست نقد و بررسی سریال «اولین انتخاب » در غالب چهل و ششمین برنامه خانه فیلم فردوس با حضور مهدی صباغ زاده(كارگردان)،مسعود ردائی(تهیه كننده)،سعید پیردوست و سحر آربین(بازیگر) و محمدرضا لطفی مجری و منتقد در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.
در ابتدای این نشست محدرضا لطفی منتقد برنامه درباره این سریال گفت: اولین انتخاب یك شاهكار نیست.اتفاقا در موارد مختلفی خصوصا متن ضعف دارد.اما یك امتیاز بسیار بزرگ و قوی دارد.آن هم اینكه به معنای كلمه سریال تلویزیونی است و خوشبختانه كارگردان مدیوم خود را می شناسد.اینكه در یك سریال خصوصا اگر طنز باشد هدف سرگرم ساختن مخاطب و پركردن اوقات فراغت اوست، نه پیام و نصیحت و شعار و حرف.تلویزیون و سریال یعنی جذب مخاطب انبوه و این مدیوم كاملا با سینما و تاتر فرق دارد و اولین انتخاب در حد و اندازه های خود درست و موفق عمل كرده و همین باعث جذب مخاطب شده است.
اما مشكل عمده این كار در فیلمنامه سریال است كه یكدست و مشخص پیش نمی رود و سكته های فراوان در این اثر باعث می شود تا كار به شدت دچار نوسان و تغییر فاز بشود.ضمن آنكه شخصیت پردازی ها و علت و معلول ها و كنش و واكنش ها خصوصا در مورد شخصیت های فرعی به شدت ضعیف و گاها غلط هستند.چیزی كه مجموعه را به دهه هفتاد می كشاند و باعث می شود تا كمی بوی كهنگی بگیرد.شاید اگر ایرادات متن و نوشته بر طرف می شد اولین انتخاب می توانست بیشتر با استقبال و اقبال مواجه گردد.هرچند كه بالا رفتن سن در كارگردانان یك حسن بزرگ و یك عیب بزرگ تر دارد كه نمود آن دقیقا در این مجموعه و شخص مهدی صباغ زاده به چشم می خورد.اتفاق مثبت ماجرا در این است كه باعث بیشتر شدن تجربه فیلمساز و بسیط گشتن نگاه وی می گردد كه بسیار با ارزش و كلیدی و در موارد زیادی هم راه گشاست،اما از آن سو با بالا رفتن سن انگیزه و هیجان و شور و شوق كم می شود و فیلمساز كمی محتاطمی شود. همین دو موضوع كاملا در اولین انتخاب مشهود است.مجموعه ای كه مشخصا پشت آن تجربه نشسته است،اما عدم انگیزه كافی بعضا منجر به ضعف هایی هم شده است.اما اولین انتخاب به عنوان یك سریال تلویزیونی یك برگ برنده دارد و آن هم اینكه این سریال با تمام ضعف هایش پربیننده شد و این برای یك مجموعه یعنی كسب موفقیت و عبور از یك مرحله مهم،چراكه تلویزیون در وهله اول و نخست یعنی توان جذب مخاطب
در ادامه این نشست و پس از نظر منتقد جلسه مهدی صباغ زاده درباره ساخت این مجموعه توضیح داد كه طرحی آماده بود كه قرار بود برای ماه مبارك رمضان در 26 قسمت ساخته شود،زمانی كه ما كار را شروع كردیم تنها ده قسمت نوشته شده بود و بقیه متن به تناوب در حال نگارش و شكل گیری بود.من در اواخر كار احساس كردم كه این مجموعه برای پخش در ماه رمضان حیف است و بهتر است كه در زمان بهتری دیده شود،چراكه در این چند ساله به دلیل طولانی بودن روز در این ماه مجموعه ها برخلاف گذشته كمتر فرصت دیده شدن پیدا می كنند و به همین جهت این پیشنهاد را با مدیران مطرح كردم،ضمن اینكه اساسا اعلام هم كرده بودم كه این كار به ماه رمضان نخواهد رسید و انها نیز پس از چند جلسه اعلام موافقت كردند و قرار بر این شد كه سریال را از لحاظ تعداد قسمت اضافه كنیم و قبل از محرم پخش نماییم.
این مجموعه در ابتدا با نام دروازه بهشت كلید خورد كه من معتقد بودم این اسم به هیچ عنوان متناسب با این كار نیست و به همین جهت نام غریبه آشنا را پیشنهاد دادم كه متاسفانه دوستان گفتند به دلیل شباهت با نام یك ترانه لس آنجلسی آن را نپذیرفتند و همچنان اصرار بر نام دروازه بهشت داشتند،اما من كه سرسختانه معتقد بودم آن نام مناسب این كار نیست پنجاه اسم به آنها دادم و گفتم هركدام را كه می خواهید انتخاب كنید،اما دروازه بهشت را فراموش كنید و در نهایت این نام انتخاب شد.
متاسفانه یكی از ایرادات در این كار تعجیل و شتابزدگی بسیاری بود كه برای تحویل آن دوستان شبكه مدنظر داشتند و با وجود مشخص نبودن پایان قصه می خواستند تا كار را سریع برسانیم كه این شیوه به زعم من به شدت غلط و اشتباه است.به راستی چرا شبكه نباید زمان درست و مناسبی را برای ساخت یك كار در نظر بگیرد؟شیوه صحیح این است كه نگارش كامل صورت بگیرد و بعد كارگردان تمام متن را بخواند و بداند كه قرار است چه كسی به كجا برود و بر اساس آن دست به انتخاب بازیگران بزند.اینكه یك نویسنده مثلا عباس نعمتی به دلیل تجربه اش مورد اعتماد شبكه است و آنها به قلمش اعتماد دارند و متن همزمان با تصویربرداری نوشته می شود شیوه مطلوبی نیست و باید اصلاح شود.
وی همچنین در مورد تیپ یا شخصیت بودن كاركترها و فضای طنز سریال توضیح داد برخلاف نظر منتقد جلسه من بر این باورم كه تمام كاركترهای سریال شخصیت هستند و ما از تیپ استفاده نكرده ایم. من بر این باور بودم که ساخت سریال آن هم از نوع طنز در فضای متفاوت کار دشواری است. چرا که سلیقه مخاطبان به گونه‌ای خاص از طنز عادت کرده اما من همواره دوست داشتم کاری متفاوت در فضایی جدید ارائه دهم و به خاطر همین موضوع تن به این ریسک دادم اگر به کارنامه کاری من نگاه کنید متوجه خواهید شد که همواره در تلاش بودم تا آثاری متفاوت از یک‌دیگر را ارائه دهم حتی در کارهایی مانند «دزدان مادر بزرگ» و ... به سراغ طنز متفاوتی رفتم به همین خاطر بعد از خواندن فیلمنامه و صحبت‌هایی که با تهیه کننده و نویسنده این فیلم داشتم تصمیم گرفتم این نوع روایت را برای اولین انتخاب در نظر بگیرم. از طرفی یکی از شانس‌هایی که در طول این کار آوردم این بود که با تهیه کننده باتدبیر و توانمند مانند مسعود ردایی همکار بودم و این موضوع به ما این امکان را می داد تا با دغدغه کمتری کار ساخت این سریال را پیش ببریم. خوشبختانه در روز اول فیلمبرداری هم تمام استرس های من رنگ باخت چرا که عواملی که در این کار همکاری می کردند بسیار حرفه ای بودند و همه به خوبی می دانستند که در طول کار چطور عمل کنند
صباغ زاده در بخش دیگری از صحبت های خود به این نكته اشاره كرد كه اتفاقی در تلویزیون در حال شكل گیری است كه به زعم من رویه غلطی است.معتقدم كه تلویزیون یك رسانه ملی است و باید بودجه اش به موقع پرداخت شود و برایش به درستی ردیف بودجه در نظر گرفته شود،اینكه به تازگی تهیه كنندگان موظف به تامین كردن هزینه های ساخت كار توسط حامیان مالی و یا اصطلاحا اسپانسر هستند چیزی است كه در آینده می تواند مخرب باشد و دیگر این توقع بوجود می آید كه وظیفه تهیه كننده در تلویزیون آوردن اسپانسر است و بعد هم دوستان سیاستگذار می بینند كه خب تهیه كنندگان كه خودشان بانی مالی می آوردند،پس برای چه ردیف بودجه در نظر بگیریم و همین تبدیل به زنگ خطر می شود و در نهایت هم فاجعه به بار می آورد.

در این جلسه مسعود ردائی نیز صحبت هایش را با این توضیح آغاز كرد كه در هر حال جای بسی خوشحالی دارد که سریال «اولین انتخاب» در روزهای ابتدایی پخشش توانست در جذب مخاطب موفق عمل کند و به نوعی مخاطب تلویزیون را که این روزها بیشتر جذب برنامه‌ها ماهواره‌ای شدند بار دیگر به این رسانه بازگردانند. اما به طور خاص در مورد سوال‌تان باید بگویم همان‌طور که خودتان هم اشاره کردید مقوله تهیه‌کنندگی در تلویزیون مدتی است که به محلی برای بحث بدل شده است این در حالی است که به نظرم ما باید نقش تهیه کننده را فرای یک دلال و واسطه‌گر در تلویزیون ببینیم و نباید این نگاه را نسبت به جایگاه تهیه کننده داشته باشیم که او باید صرفا پولی را از صداوسیما بگیرد و بین عوامل تقسیم کند . تهیه کننده بیشتر نقش یک مدیر را بازی می‌کند که باید با تدبیر خاصی که در پیش می‌گیرد مباحث مالی را پیش ببرد در هر حال خوشبختانه ما با وجود مشکلاتی که بر سر راه داشتیم سعی کردیم دستمزد اکثر عوامل را پرداخت کنیم و مشکلی بابت این موضوع نداشتیم در هر حال به لطف اسپانسر این مجموعه یعنی همراه اول كه شصت درصد هزینه تولید این كار را تقبل كرد و کمک‌های سازمان ما توانستیم به تعهدات‌مان در مسائل مالی تا حد زیادی عمل کنیم
وی همچنین توضیح داد كه ابتدا یك موسسه مالی قرار بود حامی مالی این مجموعه باشد كه آنها پس كشیدند و بعد همراه اول وارد ماجرا شد. ما در «سریال تهران پلاک1 » هم همین شیوه را در پیش گرفتیم و سعی کردیم به همدیگر اعتماد کنیم و اتاق فکری در این باره تشکیل داده بودیم به نوعی در انجام این مهم ما را یاری کرد. اما خب در این مورد من نگاهی دیگری هم دارم و آن این است که برندهای که در کشور فعالیت می کنند در مقابل کارهای که انجام می‌دهند یک سری رسالت‌های فرهنگی و اجتماعی دارند اپراتوری مانند همراه اول رسالت‌های را علاوه بر منافع مالی‌اش دارد و باید یک سری کارهای فرهنگی را هم انجام دهد این نگاه در تمام دنیا هم وجود دارد و ما شاهد هستیم برندهای مطرح به عنوان حامی در کنار کارهای فرهنگی و ورزشی قرار دارند و از این طریق به نوعی به مسئولیت اجتماعی و هنری‌شان تن می‌دهند. به نظرم اگر اسپانسری که جذب یک کار می‌شود به نوعی نگاه هنری به مقوله ساخت یک اثر داشته باشد و به محتوای کار لطمه ای وارد نکند و سعی‌اش بر این نباشد که نظرش را به گروه تحمیل کند به نوعی باعث ارتقا کار به لحاظ بار کیفی آن می‌شود چرا که شرایط مالی را تا حدی برای آن‌ها فراهم می‌کند و این امکان در اختیار عوامل قرار می‌گیرد که در فضای مناسب‌تری کار کنند. به همین خاطر باید از اسپانسرهایی بهره برد که به نوعی همسو هم نگاه با جامعه هنری باشند و یا اینکه از درک بالایی نسبت به هنر برخودار باشند و سعی بر ارتقا کار داشته باشند. در هر حال کارهای مشارکتی در اکثر نهاد و وزارت خانه ها انجام می شود و مختص به تلویزیون نیست اما خب این رسانه به دلیل نوع تولیداتش همواره بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و در نتیجه باید در انتخاب‌هایش در این زمینه هم هوشیارتر عمل کند.
خوشبختانه کار ما بعد از پیدا کردن اسپانسر به لحاظ محتوایی کوچکترین تغییری نکرد و این طور نبود که ما بخواهیم سکانسی را با اعمال نظر آنها کم یا زیاد بکنیم. در هر حال نگاه درست و هنری افرادی که در همراه اول بودند باعث شد ما ارتباط خوب و دوجانبه درستی با یکدیگر برقرار کنیم و بتوانیم به نوعی در هدفی که داریم به یکدیگر کمک کنیم.
همچنین سعید پیردوست نیز در مورد حضور خود در این مجموعه توضیح داد كه من باید در همان ابتدا عرض كنم كه همواره برای انتخاب هایم فیلتر و سخت گیری هایی را در وجود وضع كردم و دوست دارم كه تابع آن باشم.اما در طول مسیر كاری پیشنهادهایی می شود كه جلوی معیارهای آن گرفته می شود.اینكه من نسبت به بعضی از كارگردانان ارادت دارم و درخواست آنها را نمی توانم زمین بزنم و به همین جهت روی خیلی از مسایل چشم پوشی می كنم و سركار حاضر می شود.
به عنوان مثال همین سریال اولین انتخاب من فقط و فقط به اعتبار و ارادت مهدی صباغ زاده حضور پیدا كردم بدون آنكه متنی داشته باشم و بدانم كه نقشم قرار است چه بشود.به همین جهت چشم بسته روی حرف صباغ زاده قبول كردم و سركار رفتم،اما وضعیت به شكلی بود كه وقتی جلوی دوربین رفتم دیگر انتخاب از من گرفته شده بود و نمی توانستم نه بگویم.
این نقش در این سریال برای من نبود و مال من نبود.خیلی دوست داشتم همیشه از نویسنده كار می پرسیدم كه بر اساس چه چیز نقش مرا ادامه داد و شكل داد؟جالب بود كه وقتی در كار حضور پیدا كردم خود نویسنده هم نمی دانست كه در انتها این شخصیت چه وضعیتی پیدا می كند و این حركات لطمه بدی از لحاظ كاری و مالی به بازیگر می زند و شائبه این بوجود می آید كه فلانی یا به خاطر پول و گذران زندگی حاضر به ایفای هر نقش و كاری است و یا اینكه شعور تحلیل و انتخاب ندارد.حالا آنها كه اینگونه فكر می كنند دیگر نمی دانند كه بازیگر كه متن ندارد هیچ،نویسنده هم خودش نمی داند شخصیت را می خواهد به چه سرانجامی برساند.
همچنین سحر آربین نیز در این جلسه و نشست اذعان داشت كه من پیش از این تجربه همكاری با آقای صباغ زاده را در فیلم سینمایی راه بهشت و دو تله فیلم دیگر داشتم و با شیوه ایشان آشنا بودم و خوشبختانه ایشان هم احتمالا به خاطر شناختی كه از من داشتند به بنده لطف كردند و مرا به این كار دعوت كردند.
من تقریبا آخرین بازیگری بودم كه به كار اضافه شدم و در این میان همگی انتخاب شده بودند.روزی كه من برای آشنایی با گروه تولید به دفتر رفتم سه قسمت از متن آماده بود و حتی نمی داستم كه كار كمدی است.
اما به قدری به مهدی صباغ زاده اعتماد داشتم كه كوچكترین تردیدی نكردم و قرارداد بستم.
وی همچنین در مورد شیوه كارگردانی صباغ زاده عنوان كرد: آقای صباغ زاده فوق العاده انرژی خوبی به گروه می دادند و حس و حال را خوب منتقل می كردند.ما در این كار دورخوانی نداشتیم،اما سر صحنه و قبل از ضبط ساعتها تمرین می كردیم و كارگردان هم دست ما را در ارائه ایده و حتی اضافه یا كم كردن دیالوگ باز گذاشته بودند و ما هرانچه در ذهن داشتیم می گفتیم و بعد از نهایی شدن ضبط می كردیم.
یكی از نكات جالب برای من در طول این كار حساسیت و مراقبت شخص كارگردان از كشیده نشدن كار به ورطه لودگی بود .من سابقه همكاری در یك اثر سینمایی با همین كارگردان را هم داشته ام،اما برایم جالب است كه ایشان كوچكترین تفاوتی از لحاظ انرژی و نگاه و كار بین یك اثر سینمایی و تلویزیونی قائل نبودند و در هر دو با انگیزه و انرژی كار می كردند.
اولین انتخاب برای من فارغ از نظر منتقدان،متن،بازی های بازیگران،كارگردانی و غیره اتفاق بسیار خوبی بود و از این بابت بسیار خوشحال هستم.


این نشست در ساعت بیست و دو با تجلیل از مهمانان به پایان رسید

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه