عکاسی عاشورایی به وادی تکرار افتاده است/جور دیگر باید دید
به گزارش خبرنگار تجسمی برنا،رسول اولیاء زاده،هنرمند عکاس و مدرس عکاسی و گرافیک در دانشگاه های هنر است.او هم چنین، درحال حاضر رییس خانه عکاسان حوزه هنری نیز هست.اولیاء زاده تا امروز در نمایشگاه های انفرادی و گروهی متعددی به ارائه اثر پرداخته و در بسیاری از مسابقات عکاسی جزء اعضای هیات داوران بوده است.با او درباره ویژگی عکس های عاشورایی به گفت وگو نشسته ایم.
به نظر شما این تعبیر درستی است که می گویند عکس در مقایسه با سایر شاخه های تجسمی در وادی ثبت تصاویر عاشورایی پررنگ تر عمل کرده است؟
طبعا همین طوراست.به دلیل این که طی سال های گذشته تا امروز عکس،سهم بیشتری چه در قالب نمایشگاه های مختلف و چه درحیطه عکس هایی که به شکل مستقل در آرشیو شخصی عکاسان وجود دارد در ادای دین به واقعه کربلا داشته است.علاوه براین،طی سال های اخیر برپایی نمایشگاه های پوسترهای عاشورایی به فراخور موضوعی نشانگر آن بوده که عکس بیش از سایر شاخه ها با این درونمایه به ارائه اثر پرداخته است.
به نظر شما دلیل این مسئله چیست؟
خب!شاید به این خاطر که عکس سهل الوصول تر است و انتقال مفهوم از طریق عکس به مراتب بهتر صورت می گیرد.منتهی نکته ای که دراین میان وجود دارد این است که برخی عکاسان در زمینه عاشورایی به اشتباه افتاده اند و عکس هایی دراین زمینه کار کرده اند که به شکل مستقیم به این مقوله پرداخته اند.مقصودم عکس هایی است که تنها به تبیین ظاهر امر بسنده کرده و عکاس تلاشی برای یافتن مفاهیم ورای این ظواهر انجام نداده است.
پس در وادی عکس های عاشورایی هم با یک جور خلاء مواجه هستیم؟
دقیقا.بنابراین،جای آن است عکس هایی با مضامین عاشورایی خلق شوند که بتوانند در قالب مدیوم تصویری،درونمایه ای فراتر از علم و کتل و شمشیر و...را به تصویر بکشند و چکیده ونکته اصلی که در دل واقعه کربلا وجود داشت را به مخاطب منتقل کنند.زیرا امروز جای عکاسی خلاقه و مفهومی در زمینه عاشورا خالی است و به ندرت پیش می آید که عکاسی با تکیه بر درونمایه عاشورا بتواند در چنین قالبی به ارائه اثر بپردازد و به وادی کلیشه هم نیفتد.به قول سهراب،باید چشم ها را شست و جور دیگری دید.
برخی براین باورند که مخاطبان آثار تجسمی عینی گرا هستند و به آن شکلی که باید نمی توانند به رمز گشایی یک اثر هنری بپردازند و مقصود اصلی را دریابند.نظر شما چیست؟
من با این مسئله هم عقیده نیستم.زیرا تصور می کنم، مخاطب ما خاصه مخاطبانی که در طول یک سال به فراخور برگزاری نمایشگاه های مختلف به بازدید آثار هنری میروند مخاطبانی فهیم هستند که می توانند با دیدن عکس های مفهومی که دارای بن مایه های مذهبی و آیینی است به حقیقت امر و به قول شما مقصود اصلی عکاس دست یابند.متاسفانه درسال های اخیر و در ایام عاشورا و تاسوعا،گل مالیدن دسته های عزاداری درشهرهای مختلف ایران دستمایه عکاسی عکاسان شده است.به طوری که درحال حاضر تعداد زیادی عکس دراین زمینه وجود دارد که دردایره چنین سوژه های تکراری محدود مانده است و شاید دیگر برای مخاطبان هم جذابیت چندانی نداشته باشد.درعین حال،آنچه دراین میان حائز اهمیت است این است که عکاسان دراین زمینه کمتر به دنبال مفهوم گرایی بوده اند.
به نظر شما جای آن است که عکاسان به ثبت چه زوایایی از واقعه کربلا بپردازند که هم از تازگی موضوعی برخوردار باشد و هم برای مخاطب تکراری نباشد؟
قطعا، عاشورا گستردگی و پتانسیل زیادی برای ارائه اثر هنرمندان نه تنها درزمینه عکس که در سایر شاخه های تجسمی را نیز دارد.اما همان طور که اشاره کردم تنها به گوشه هایی از این گستردگی در عکس بسنده شده و زوایای پیدا و پنهان دیگر این واقعه باشکوه و جانسوز مغفول مانده است.خود من طی سال های اخیر مجموعه عکس هایی را براین اساس کار کرده ام.یعنی عکس هایی که اگرچه دارای تم کلی عاشورا است ولی از زاویه دیدی متفاوت تصویر شده است.حتی کتابی نیز از این عکس ها در دست انتشار دارم ولی به دلیل نبود حمایت های مالی هنوز نتوانسته ام این کتاب را منتشر کنم.البته ناگفته نماند که طی سال های اخیر دکتر مقیم نژاد دراین زمینه کار کرده اند و عاشورا را به مدد عکس های مفهومی به تصویر کشیده که در نوع خود کاری مطلوب و جامع قلمداد می شود.
ممکن است این کتاب در طول امسال منتشر شود؟
گمان نکنم.به هرحال،آنچه پیش از هرچیز برای من اهمیت دارد این است که این مجموعه بعد از نمایش و انتشار در معرض نقد قرار بگیرد و به اصطلاح چکش کاری شود.چون نقد آثار هنری خیلی مهم است.حالا بماند که درایران ما اصولا منتقد هنری به آن شکلی که باید نداریم.نقد هنری در حالی در ایران مورد غفلت واقع شده که نقد یک اثر هنری می تواند درتاثیر گذاری و همین طور شناخت آن اثر دربین مخاطبان نقش به سزایی داشته باشد.
خود شما درحال حاضر جایگاه عکس های عاشورایی را درحوزه هنرهای تجسمی چطور ارزیابی می کنید؟
به نظر من دیگر تکرار المان های کلیشه ای در عکس های عاشورایی کافی است.یعنی دیگر مضامینی مثل دسته های سینه زنی در شهرهای مختلف،مراسمی مثل گلد مالیدن به سر و...در وادی عکس نخ نما شده و می بایست برای جذب مخاطب به سمت و سوی چنین عکس هایی از مولفه های مفهومی بیشتری استفاده کنیم.البته ارائه عکس های مفهوم گرا از عاشورا نیز براساس آگاهی،دانش و بینش عکاس شکل می گیرد.زیرا همان طور که در لابلای گفت وگو اشاره کردم مخاطب امروز،هوشمند و دارای نگرش است و به خوبی می تواند جنبه های زیبایی شناسی یک عکس را با چنین مولفه هایی تشخیص دهد.این عکاسان بوده اند که دراین وادی کم کار کرده اند.
گفت وگو:آزاده صالحی