میدان شهدای اراک؛ میعادگاه فداییان رهبر از افطار تا بامداد شهادت

|
۱۴۰۴/۱۲/۲۸
|
۱۹:۴۲:۲۶
| کد خبر: ۲۳۲۲۵۲۳
میدان شهدای اراک؛ میعادگاه فداییان رهبر از افطار تا بامداد شهادت
برنا ـ گروه استانها: این شب‌ها میدان شهدای اراک نه یک میدان، که یک حسینیه بزرگ است؛ پاتوق بچه‌های بامعرفتی که پس از افطار، با پرچم‌های ایران و «یا حسین(ع)» به خیابان می‌آیند تا هم‌صدا با آرمان قدس، با رهبر جدید خود تجدید میثاق کنند و فریاد بزنند: «ما تا پای جان ایستاده‌ایم.»

به گزارش خبرگزاری برنا از استان مرکزی، هجدهمین شب متوالی است که میدان شهدای اراک به قبله‌گاه دلدادگان مهدی(عج) و پاتوق شب‌نشینان بی‌ادعای ولایت تبدیل شده است. از ساعات ابتدایی شب تا پاسی از نیمه‌شب، بیش از ۱۵ هزار نفر از اقشار مختلف مردم در این میدان گرد هم می‌آیند تا ارادت خود را به آرمان‌های انقلاب و جبهه مقاومت فریاد بزنند.

چه شبی است این شب‌ها! بوی اسپند با بوی اربعین درآمیخته، عطر عاشورا و تاسوعا در هوای ماه رمضان پیچیده، و بوی نذری‌های محرم با نوای «یا مهدی(عج)» گره خورده است.

این شب‌ها میدان شهدای اراک بوی بهشت می‌دهد

میدان شهدای اراک بوی بهشت می‌دهد ، بوی محبت، بوی عشق به خدا، شهادت، رهبر و رزمندگان اسلام. گویی از این میدان خاکی، نسیمی از بهشت برمی‌خیزد که هر رهگذری را تا عمق جان می‌برد.

دیدارهای عاشقانه پس از سال‌ها دوری
اینجا فقط محل گردهمایی نیست، محل دیدارهای ناب است. یکی از جوانان حاضر در میدان با چشمانی اشکبار به خبرنگار ما می‌گوید: «امشب دوست صمیمی دوران دبیرستان را بعد از ۱۲ سال اینجا دیدم. هر دو آمده بودیم برای ثبت‌نام، بی‌آنکه هماهنگ کرده باشیم. گویی این میدان قرارگاه وصل کردن دوباره دل‌هاست.»

جوان دیگری که پرچم «یا حسین(ع)» را بر دوش می‌کشد، با بغض می‌گوید: «همکلاسی دانشگاهی‌ام را می‌گویم؛ سال‌ها بود از او بی‌خبر بودم. امشب اینجا، کنار جمعیت، چشمم به او افتاد. انگار خدا این دیدار را تدارک دیده بود برای شب‌های آخر ماه رمضان.»

وداع تلخ با مراسم، تا فردایی پرانرژی‌تر
اما هر قصه‌ای پایانی دارد، هرچند تلخ. ساعت ۱۲ شب که می‌شود، همه ناراحتند. گویی قرار عاشقی اراکی‌ها در حال پایان است. هر چه به پایان مراسم نزدیک‌تر می‌شویم، دل‌ها بیشتر می‌گیرد.

ناگهان صدای صلوات خاصه امام رضا(ع) از بلندگوها پخش می‌شود؛ یعنی مراسم رو به پایان است، یعنی وقت وداع با این حال و هوای ملکوتی فرا رسیده است.

یکی از مادرانی که همراه فرزند نوجوانش در مراسم حضور دارد، به خبرنگار ما می‌گوید: «پسرم هر شب تا آخرین لحظه می‌ماند. وقتی صدای صلوات خاصه پخش می‌شود، اشک در چشم‌هایش حلقه می‌زند. می‌گوید مادر، دلم برای امشب هم تنگ می‌شود، اما فردا پرانرژی‌تر برمی‌گردم.»

صف‌های ثبت‌نام؛ از نوجوان ۱۴ ساله تا مرد ۶۰ ساله
در گوشه‌ای از میدان، چندین ایستگاه ثبت‌نام خودجوش مردمی برپا شده است. پسرها و دخترهای کوچک، پدرها و مادرهای بزرگ، در صف‌هایی به طول ۲۰۰ متر ایستاده‌اند تا نام خود را برای دفاع از حرم و جبهه مقاومت ثبت کنند.

تنها در سه شب گذشته، بیش از ۴ هزار و ۵۰۰ نفر از مردم اراک در این ستادها نام‌نویسی کرده‌اند. مسئول یکی از ستادها به خبرنگار ما می‌گوید: «بیشترین آمار ثبت‌نام‌ها متعلق به نوجوانان دهه هشتاد و دهه نودی است. دیشب یک نوجوان ۱۴ ساله با التماس می‌گفت: "آقا اجازه بدهید من هم اسمم را بنویسم، من هم سرباز رهبرم."»

مکتب امام حسین(ع)؛ شهادت پایان راه نیست
در میان جمعیت، پیرمردی با چهره‌ای نورانی و محاسنی سفید، توجه ما را جلب می‌کند. با او هم‌کلام می‌شوم. اشک در چشمانش حلقه زده است. می‌گوید: «نوه‌ام دیشب اسمش را نوشت. ۱۷ سالش است. گفتم پسرم نمی‌ترسی؟ خندید و گفت بابابزرگ، مگر امام حسین(ع) از شهادت ترسید؟ مگر نه اینکه شهادت پایان راه نیست، آغاز راه است؟»

پیرمرد مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «باور کنید دلم آرام گرفت. این بچه‌ها امروز از ما بزرگ‌ترند. آنها مکتب حسین(ع) را خوب فهمیده‌اند. شهادت برایشان پایان نیست، تولدی دوباره است در راه خدا.»

تازه می‌فهمم پشت من کی بود
در گوشه‌ای از میدان، مرد میانسالی را می‌بینم که بی‌صدا به جمعیت خیره شده و اشک امانش نمی‌دهد. وقتی متوجه حضور خبرنگار می‌شود، با دستپاچکی اشک‌هایش را پاک می‌کند و می‌گوید: «تا دیروز فکر می‌کردم منم که دارم کشور را حفظ می‌کنم. منم که پای انقلاب ایستاده‌ام. اما امروز که رهبرم را از دست دادم، تازه فهمیدم پشت من کی بوده است. ایشان کوه پشتیبانمان بودند و ما نمی‌دانستیم. حالا فهمیدیم نوبت ماست که کوه باشیم برای همدیگر.»

حضور تا همیشه
در میان جمعیت زنان، بانوی میانسالی با حجابی کامل و چهره‌ای مصمم، پرچم کوچکی از ایران را در دست گرفته است. وقتی از او درباره دلیل حضور مداومش می‌پرسم، نگاهش را به آسمان شب می‌دوزد و می‌گوید: «تا وقتی جان در بدن دارم می‌آیم. اگر نیاز باشد تا آخر عمر من، هر شب به میدان شهدا می‌آیم تا از کشورم دفاع کنم. این کمترین کاری است که می‌توانیم برای رهبر شهیدمان انجام دهیم. ما مادرها پشت و پناه این جوان‌ها هستیم.»

شهادت رهبر، مرا به خیابان کشاند
میان جمعیت، مرد میانسالی با چهره‌ای متأثر و چشمانی خیس، در گوشه‌ای ایستاده و به نوحه‌خوانی گوش می‌دهد. سراغش می‌روم. با لهجه شیرین اراکی می‌گوید: «والا راستش را بخواهی، من اصلاً اهل راهپیمایی و مراسم و هیأت نبودم. سر کار خودم بودم، زندگی خودم را می‌کردم. اما وقتی رهبر را از دست دادیم، انگار چیزی درونم شکست. شب اول نتواستم خانه بمانم. آمدم اینجا. حالا هر شب می‌آیم. دلم اینجا آرام می‌گیرد. شاید دیر شده باشد، اما بالاخره بیدار شدم.»

مادر دیگری که کنار دست پسر ۱۶ ساله‌اش در صف ایستاده، با افتخار می‌گوید: «فرزندم می‌گوید باید اسمم را بنویسم تا سرباز رهبر باشم. من هم به او افتخار می‌کنم. این جوان‌ها امروز از ما بزرگ‌ترند. آنها راه حسین(ع) را رفته‌اند و شهادت برایشان آرزوست.»

میدان شهدا، میعادگاه فداییان رهبر
میدان شهدا این شب‌ها فقط یک میدان نیست؛ میعادگاه فداییان رهبر است. در میان جمعیت، عکس قاسم سلیمانی، حاجی‌زاده، پاکپور، سلامی و شمخانی در دست جوانان می‌درخشد. همه یکصدا فریاد می‌زنند:

«ای رهبر آزاده، آماده‌ایم، آماده! / وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد...»

اما این شب‌ها حال و هوای میدان فرق می‌کند. رهبری که خود زودتر از ملت فدای راه امنیت کشورش شد، در میان جمعیت میلیونی این شب‌های ایران غایب است. امام سید علی خامنه‌ای که مثل هر روز تا آخرین لحظه عمر با برکتش در دفتر کار خود مشغول کار و برنامه‌ریزی و پای کار ملت بود، با وجود ماه‌ها تهدید، هرگز نه به پناهگاه رفت و نه به جایی دیگر. تا آن‌جا که در اوج مظلومیت، با روشی تروریستی و ناجوانمردانه توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.

ما تا آخرین قطره خون ایستاده‌ایم
جوانی با پرچمی بر دوش که تصویر رهبر شهید بر آن نقش بسته، بین دوستانش ایستاده و با صدایی رسا شعار می‌دهد. وقتی به او نزدیک می‌شوم، بی‌درنگ رو به خبرنگار می‌کند و با صلابت می‌گوید: «ما ایرانی‌ها پشت رهبر سوم انقلاب اسلامی ایران ایستاده‌ایم و تا آخرین قطره خون از ایشان و کشورمان حمایت می‌کنیم. دشمن فکر نکند با شهادت رهبر، ما سست می‌شویم. امروز بیشتر از دیروز مصمم‌تر ایستاده‌ایم. خون ایشان نهضت ما را جهانی خواهد کرد.»

تاریخ این روزها را فراموش نخواهد کرد
یکی از شرکت‌کنندگان کهنسال در مراسم با صدایی لرزان به خبرنگار ما می‌گوید: «من سه نسل را دیده‌ام. جنگ را دیده‌ام، بمباران را دیده‌ام، شهادت فرماندهان را دیده‌ام. اما هیچ‌وقت ندیده‌ام ملتی بعد از شهادت رهبرش، اینقدر عاشق‌تر شود. این مردم فهمیدند چه گوهری از دست داده‌اند. شهادت برای این مردم پایان نیست، تازه شروع ماجراست.»

و حالا نام شهید سید علی خامنه‌ای بر در و دیوار شهر نقش بسته، بر کوچه‌ها و خیابان‌ها، بر قلب‌هایی که تپیدنشان برای ایران و مقاومت است.

میدان شهدا؛ معنی حقیقی نام خود را یافت
در میان موج جمعیت، دختر جوانی با چفیه بر دوش و چشمانی مصمم، دفترچه یادداشتی در دست دارد. وقتی متوجه می‌شود خبرنگار در حال ثبت صحنه‌هاست، خودش جلو می‌آید و با صدایی لرزان اما رسا می‌گوید:

«و اما میدان شهدا این شب‌ها، معنی حقیقی نام خود را یافته و با خون شهدای آسمانی و رد پیکرهای مطهرشان عجین و رنگین شده است... به یاد مجتبی و نورای کوچک و به یاد شهدای ساختمان نارنجستان می‌آییم و فریاد سر می‌دهیم که: "راهت ادامه دارد ای شهید..."»

اشک در چشمانش حلقه می‌زند، اما محکم می‌ایستد و ادامه می‌دهد: «ما نسل جوان، وارث این راهیم و تا آخر ایستاده‌ایم.»

حمایت مسئولان از حرکت مردمی
این موج عظیم حمایت مردمی در اراک، بی‌پاسخ از سوی مسئولان نمانده است. علیرضا محمودی، شهردار اراک، در گفتگو با خبرنگار برنا تأکید کرد: «تا زمانی که مردم مایل باشند، مراسم عزاداری و بزرگداشت شهدای جنگ رمضان در میدان شهدا برگزار خواهد شد. شهرداری اراک نیز تمام توان خود را برای پشتیبانی از این حرکت خودجوش مردمی به کار خواهد گرفت.»

فرماندار اراک نیز ضمن تقدیر از حضور پرشور مردم در این مراسم، به خبرنگار ما گفت: «این مراسم‌ها هم جنبه مذهبی دارد، هم جنبه ملی. وحدت و همبستگی مردم در این شب‌ها به زیباترین شکل ممکن به نمایش گذاشته شده است. مردم اراک بار دیگر ثابت کردند که پای آرمان‌های انقلاب و مقاومت ایستاده‌اند و این پیام مهمی برای دوستان و دشمنان است.»

ایران ۹۰ میلیون سرباز دارد
رهبر سوم انقلاب سربازان شجاعی دارد؛ از نسل دهه شصت، دهه هفتاد، دهه هشتاد و دهه نود. نسل‌هایی که پای آرمان‌های انقلاب ایستاده‌اند و اجازه نمی‌دهند خون شهدا پایمال شود. نسل‌هایی که از مکتب امام حسین(ع) آموخته‌اند شهادت پایان راه نیست، آغاز راهی بی‌نهایت به سوی معبود است.

بگذارید این پیام را به همه دنیا برسانیم: ایران ۹۰ میلیون سرباز دارد. ایران ۹۰ میلیون قاسم سلیمانی دارد. ایران ۹۰ میلیون سید حسن نصرالله و پاکپور و سلامی دارد. هر قطره خون این ملت، فریادی علیه ظلم است و هر نفسشان، نویدی برای آزادی قدس شریف.

جبهه، این بار کف خیابان است
خدایا! آیا پایان این شب‌ها، آغاز ظهور منجی عالم است یا نوید آزادی قدس شریف؟ نمی‌دانیم، اما می‌دانیم این شب‌ها در میدان شهدای اراک، حال و هوای عطر پادگان دوکوهه را تداعی می‌کند.

انگار رزمندگان در صف اعزام به جبهه‌اند، با این تفاوت که جبهه، این شب‌ها در جنگ رمضان، کف خیابان است و این مردم آمده‌اند تا میادین و خیابان‌ها را از دست مزدوران و وطن‌فروشان حفظ کنند.

آری، اینجا بوی بهشت می‌دهد. شبی نیست که از این میدان گذر کنی و دلت هوای ابدیت نکند. شبی نیست که از اینجا بروی و با خودت عهد نبندی که اگر روزی ندا آمد، اولین باشی.

اینجا میدان شهدای اراک است؛ پاتوق بچه‌های بامعرفت؛ میعادگاه فداییان رهبر؛ قرارگاه بی‌قراران مهدی(عج).

 

نویسنده :
یاور
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه