موکب « ارکان الهدی»؛ عطر جبهه و عشق در شبهای رمضان
به گزارش خبرگزاری برنا از استان مرکزی، موکب ارکان الهدی که از شهریورماه سال جاری در پارک شهدای گمنام در میدان حافظیه اراک فعالیت خود را آغاز کرده بود، در ماه مبارک رمضان با توزیع افطاری و فضاسازی معنوی، حال و هوای دوران هشت سال دفاع مقدس را در دل این مکان مقدس زنده کرده است.
هماهنگی با مسئولان برپایی این موکب مردمی حاکی از آن است که این مجموعه فرهنگی با هدف پاسداشت یاد شهدای جبهه مقاومت و ترویج فرهنگ ایثار در میان نسل جوان، هر جمعه عصر میزبان روزه داران و خانوادههای اراکی بوده است.
استقبال پرشور مردم این محله از این موکب، به ویژه کودکانی که از ساکنان این منطقه هستند و به عنوان اعضا ثابت غرفه کودک، برای نقاشی کشیدن مدام به این مکان می آیند، نشان از جایگاه ویژه این مجموعه در میان خانوادهها دارد.
یکی از خادمان این موکب با اشاره به استقبال بینظیر مردم در شبهای رمضان، گفت: «از اولین شب ماه مبارک رمضان که این موکب را برپا کردیم، انگار این پارک جان تازهای گرفت. هر جمعه عصر پس از افطار تا ساعت ۲۰، خانوادهها کنار هم مینشینند، بچهها در غرفه کودک نقاشی میکشند و با گل و خمیر بازی میکنند، بزرگترها هم چای مینوشند و یاد شهدا را گرامی میدارند. اینجا فقط یک موکب نیست؛ اینجا یک قرارگاه عاشقی است.»
او با چشمانی که از شوق میدرخشید، ادامه داد: «بویی که از اینجا برمیخیزد، بوی عطر اسپند و چای نیست؛ بوی جبهه است، بوی عشق و عاشقی. گویی خاک این پارک، خاطرات رزمندگان در دوران دفاع مقدس را به یاد آورده و جوانانی که پای کار ایستادهاند، طعم آن روزها را با ایمان امروزشان پیوند زدهاند.»
این خادم موکب همچنین افزود: «به مدت هشت روز از ساعت ۱۷ تا ۲۰، مراسم دیگری در این موکب تحت عنوان "هم عهد با علمدار تا صبح ظهور" جهت پاسداشت قائد امت، رهبر شهید حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای (قدس سره) در ایام جنگ رمضان برگزار شد ، که با استقبال گسترده مردم روبهرو گردید.»
در غرفه کودک این موکب، آنچه بیش از رنگها و قلمها چشم را مینوازد، صبوری و مهر مربیانی است که با شش همکار خود به صورت شیفتی مشغول خدمت اند.
در میان این مربیان، بانوانی حضور دارند که با دستان مهربانشان، کودکان را به آغوش هنر میکشانند. همبستگی آنها، نگاه پرمهرشان، غیرتی که در نگاهشان موج میزند، خود روایتی از مقاومت نرمی است که این سرزمین را استوار نگاه داشته است.
آنها با حوصله پای صحبت کودکان مینشینند، با آنها گفتوگو میکنند و ذوق هنریشان را به سمت قلم و کاغذ میکشانند تا هر کودک با نقاشی کردن، نه تنها دنیای درونش را به تصویر بکشد، بلکه با گل بازی و خمیر بازی، ساختن و توانستن را تجربه کند؛ مهارتهایی که شاید در نگاه اول ساده آیند، اما بذر اعتماد به نفس و خلاقیت را در جان این نسل جوان میکارند.
یکی از مربیان غرفه کودک با چشمانی آکنده از امید گفت: «فعالیت در این موکب عشق میخواهد؛ عشق برای وطن، عشق برای کشور. وقتی میبینم کودکان این سرزمین با نقاشی هایشان یاد شهدا را زنده نگه میدارند و با خمیر و گل، دستهای کوچکشان را به ساختن عادت میدهند، میفهمم که این مسیر، همان مسیر درستی است که باید بماند.»
در گوشهای دیگر از موکب، پسر نوجوانی با قامتی استوار، اسپند را بر روی ذغالهای داغ میپاشد و عطر آن با نیت سلامتی رزمندگان و شهدای جبهه مقاومت در فضا میپیچد. او که هنوز سن حضور در میدان نبرد را ندارد، با غروری وصفناپذیر گفت: «من رزمندهام؛ ولی چون سنم کم است، فعلاً در موکب کار میکنم تا زمان نیاز، آماده نبرد با دشمن باشم.»
در بخش چایخانه موکب اما صحنهای دیگر رقم خورده است که تماشای آن، ایمان به این جمله را زنده میکند که «مردم همیشه پای کارند». اینجا خبری از دستور دادن و رییس بازی نیست؛ پیرمردانی با موهای سپید کرده، کنار جوانانی که تازه به سن تکلیف رسیدهاند، ایستادهاند و با همدلی صف ناپذیر، مشغول درست کردن آب جوش و دم کردن چای هستند. دستان پینه بسته پدران، در کنار دستان پرامید پسران، خرماها را با دقتی عاشقانه در ظرفها میچینند تا به دست رانندگان خودروهای عبوری برسانند. استقبال رانندگان از این پذیرایی ساده اما صمیمانه، لبخندی از جنس رضایت را بر لبان همه مینشاند. هرکس هرکاری که از دستش برمیآید، انجام میدهد؛ بدون منت، بدون چشمداشت، فقط برای رضای خدا و عشقی که به شهدا و این سرزمین دارند.
در کنار چایخانه، آنجا که پیرمردان و جوانان مشغول دم کردن چای و چیدن خرما هستند، عکسهای نورانی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و سردار شهید حاجیزاده بر دیوار نصب شده است. گویی شهدا خودشان در این مجلس حضور دارند؛ گویی آنها هم در این پذیرایی سهیم اند، با آن نگاه پرمهرشان، با آن چشمانی که هنوز از غیرت میدرخشد. انگار نه انگار که رفتهاند؛ انگار ایستادهاند کنار این خادمان بی ادعا، نظاره گر عشقی که مردم به راهشان دارند. اینجا کسی نمیگوید شهیدان رفتند؛ اینجا همه میدانند شهدا برای پذیرایی آماده اند، با همان دستهای بخشندهای که در زندگی داشتند.
این جوانان و نوجوانانی که پای کار این موکب ایستادهاند، سربازان رهبرند در جامعه؛ سربازانی که سلاحشان لبخند است، مجاهدتشان خدمت بیمنت است و هدفشان، افزایش تاب آوری اجتماعی در برابر طوفانهای فرهنگی و تحریمهای نرم دشمن. آنها با هر لیوان چایی که میدهند، با هر نقاشی که برای کودکان می آرایند، با هر لحظهای که در این مکان مقدس میمانند، دارند دیواری از ایمان و همبستگی را میسازند.
حضور خانوادهها در این موکب، روایتهای ناگفته دیگری نیز دارد. مادری که با اشتیاق فرزند خردسالش را به غرفه کودک میآورد، با چشمانی که از رضایت میدرخشید، گفت: «هر جمعه که می آییم ، پسرم بیصبرانه منتظر است تا با مربیها نقاشی بکشد و با خمیر بازی کند. اینجا برای او فقط یک موکب نیست؛ جایی است که یاد میگیرد چطور چیزی بسازد، چطور توانستن را با دستهای کوچکش لمس کند. من خودم هم در این فضا آرامش پیدا میکنم.»
در این موکب اما زمان معنای دیگری دارد؛ گویی عقربه های ساعت نفس کشیدن را فراموش کردهاند. آنقدر در میان این همدلی بی ادعا، این وحدت بی منت و این وفاداری عمیق به رهبر و امام غرق میشوی که دیر میگذرد بیآنکه بدانی. اینجا هر ثانیه بوی عشق میداد، هر نفس حس وفاداری بود.
انگار نه انگار که در شهری مدرن و روزگاری پرمشغله هستی؛ انگار همه این مردم سالهاست همدیگر را میشناسند، برای هم دعا میکنند، برای هم چای میریزند و برای رضای خدا، از دل شب تا اذان صبح، پای کار میمانند.
برپایی نماز جماعت در شهدای گمنام میدان حافظیه اراک، هر جمعه در زمان اذان مغرب از دیگر برنامههای ثابت این مجموعه فرهنگی است.
قرارگیری این موکب در نزدیکی محل دفن یک شهید گمنام، فضایی معنوی و تداعی کننده حال و هوای کاروانهای راهیان نور را برای حاضرین ایجاد کرده است. مزار این شهید والامقام، هر شب پذیرای زائرانی است که پیش از افطار یا پس از آن، با قرائت فاتحه، یاد و خاطره همه شهدای مقاومت را گرامی میدارند.
شاید هم راز این جذابیت و این بوی محبت که در تمام زوایای این موکب پیچیده، چیزی فراتر از تلاش آدمها باشد.
شاید دعای خیر این شهید گمنامی که در همین جوار آرمیده، شامل حال این زمین و این مردم شده است. شاید نگاه پرمهر او، این موکب را از آسمانی ترین نعمتها بهرهمند کرده؛ نعمت همدلی، نعمت وفاق، نعمت عشقی که بیچشم است جاری میشود. اینجا نه فقط یک موکب، که زیارتگاهی از جنس محبت است؛ محبتی که شهیدان وارث آنند و ما تنها توفیق خادمیاش را داریم.
شایان ذکر است موکب «ارکان الهدی» به صورت کاملاً مردمی اداره شده و نذورات مردمی نیز در آن پذیرفته و در راستای ارائه خدمات فرهنگی و پذیرایی هزینه میشود.
آنچه این موکب را از بسیاری مجموعههای مشابه متمایز میسازد، روحیه جهادی و همدلی بی ادعایی است که از پیرمردان با موهای سپید گرفته تا نوجوانان تازه به میدان آمده، همه را پای کار آورده است؛ مسیری که امید میرود با تداوم این حرکتهای خودجوش مردمی، فرهنگ ایثار و مقاومت بیش از پیش در جامعه نهادینه شود.