«کلاریسا» اقتباسی جدید از ویرجینیا وولف در جشنواره کن
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ در جشنواره فیلم Cannes Film Festival امسال، فیلم Clarissa (کلاریسا) یکی از آثار قابل توجه بود؛ اقتباسی آزاد از رمان «خانم دالووی» نوشته ویرجینیا وولف که اینبار در بستر نیجریه معاصر و گذشته روایت میشود.
فیلم ساخته برادران نیجریهای آری اسیری (Arie Esiri) و چوکو اسیری (Chuko Esiri) است و فضایی اغواگر، آرام، رازآلود و اندوهگین دارد که با بازیهای قدرتمند و موسیقی چشمگیر همراه شده است.
داستان فیلم درباره زنی به نام کلاریسا است؛ زنی میانسال، شیک و موفق که در لاگوس زندگی میکند و در حال آماده کردن یک مهمانی شبانه است؛ مهمانیای که قرار است در آن دوباره با دوستان قدیمی و همچنین کسانی که زمانی رابطهای عمیقتر با او داشتهاند روبهرو شود. فیلم در اصل درباره انتخابهای زندگی و پیامدهای آنهاست؛ درباره اینکه چگونه انتخاب یک شریک نامناسب یا مسیر زندگی اشتباه، میتواند سالها بعد به شکل حسرت و نارضایتی بازگردد. روایت فیلم با ریتمی نرم و روان، میان گذشته و حال در رفتوآمد است و از تکنیکهایی ساده مثل عکسهای قدیمی برای پیوند دادن زمانها استفاده میکند.
سوفی اوکوندو (Sophie Okonedo) در نقش کلاریسا بازی میکند. در زمان حال، او زنی آراسته و مقتدر است که در خانهای بزرگ در لاگوس زندگی میکند و با همسری به نام ریچارد، کارمند شرکت شل، ازدواج کرده است؛ مردی محترم اما بیهیجان که حضورش برای کلاریسا بیش از آنکه شورآفرین باشد، یادآور نوعی سرخوردگی آرام است.
گذشته ضد استعماری و حساس او نسبت به سیاستهای قدرتهای غربی، در تضاد با زندگی فعلیاش قرار دارد. در خانه، او با خدمتکاران رفتاری قاطع اما غیرتحقیرآمیز دارد؛ در حالی که پدر مرحومش رفتاری کاملا متفاوت و تحقیرآمیز با آنها داشت. در کنار او، شخصیتهایی از گذشته دوباره وارد زندگیاش میشوند، از جمله پیتر، نویسندهای شکستخورده که زمانی استعداد ادبیاش را از دست داده و عشق زندگیاش نیز از او جدا شده و سالی که حالا مادر است و زندگیاش به مسیری متفاوت از جوانیاش رفته است.
این دیدارها باعث میشود خاطرات و انتخابهای قدیمی دوباره زنده شوند و کلاریسا با گذشتهای روبهرو شود که هرگز بهطور کامل آن را پشت سر نگذاشته است.
در کنار این خط اصلی، فیلم داستانی موازی درباره سربازی به نام سپتیموس دارد؛ مردی آسیبدیده از جنگ که دچار افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه است. همسر او برای کلاریسا کار میکند و خود سپتیموس تحت درمان قرار دارد. در پسزمینه این بخش از داستان، وضعیت ارتش، فساد، کمبود مهمات و درگیری با گروه تروریستی Boko Haram دیده میشود که تصویری تلخ از خشونت و بیثباتی اجتماعی ارائه میدهد. فیلم همچنین به این نکته اشاره میکند که بخشی از مهمات بهطور غیرقانونی جابهجا میشود و حتی احتمال میرود به دست دشمن برسد، امری که به بحران و خشونت بیشتر منجر میشود.
رابطه میان داستان کلاریسا و سپتیموس، رابطهای مستقیم و ساده نیست اما فیلم تلاش میکند میان این دو جهان پیوندی معنایی برقرار کند؛ یکی جهان طبقه متوسط شهری با دغدغههای شخصی و احساسی و دیگری جهان جنگ، خشونت و فروپاشی روانی.
سپتیموس به نوعی به یک حضور شبحوار در فیلم تبدیل میشود؛ حضوری که گذشته و حال را تحت تأثیر قرار میدهد و مخاطب را وادار میکند نسبت میان رنج فردی و بحرانهای بزرگتر اجتماعی را دوباره فکر کند.
در نهایت، فیلم Clarissa (کلاریسا) بیش از آنکه یک روایت خطی باشد، تجربهای ذهنی و احساسی است؛ فیلمی درباره حافظه، حسرت و انتخابهایی که هرگز بهطور کامل از زندگی انسان پاک نمیشوند.
انتهای پیام/