نقد فیلم «The Beloved» (معشوق)؛ اجرای هولناک خاویر باردم در درامی درباره سوءاستفاده عاطفی
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ درامی ناآرام و بهشدت تکاندهنده از رودریگو سوروگوین، کارگردان اسپانیایی که اینبار به سراغ رابطهای مسموم و پیچیده میان پدر و دختر رفته است.
به نقل از گاردین، خاویر باردم در این فیلم، ترسناکترین اجرای خود را از زمان حضورش در «No Country For Old Men» (جایی برای پیرمردها نیست) ارائه میدهد؛ اجرایی که بهتدریج از جذابیت ظاهری به خشونتی پنهان و آزاردهنده تغییر شکل میدهد.
این فیلم که در فضای هفتاد و نهمین جشنواره کن نیز مورد توجه قرار گرفته، برخلاف بسیاری از آثار درباره «ساخت فیلم»، هیچگونه نگاه رمانتیک یا شیفتگی به جادوی سینما ندارد.
اگر اثری مانند «Fatherland» (سرزمین پدری) ساخته پاول پاولیکوفسکی را هم در نظر بگیریم به نظر میرسد امسال، سال روایتهای تلخ و پرتنش از روابط پدر و دختری در کن باشد.
مواجههای که از ابتدا محکوم به تنش است
خاویر باردم نقش استبان را بازی میکند؛ کارگردانی مشهور، برنده اسکار و نخل طلای کن، مردی جذاب و دنیادیده که در دل یک بحران مبهم میانسالی گرفتار شده است. او با وجود داشتن همسر و دو فرزند، تصمیم میگیرد پس از سالها با دخترش از رابطهای قدیمی تماس بگیرد. دختری که مادرش، همبازی استبان در نخستین فیلمش بوده و پس از آن بازیگری را کنار گذاشته است.
این دختر، امیلیا، با بازی ویکتوریا لوئنگو خود بازیگری جوان و باهوش است. استبان او را به ناهار دعوت میکند تا نقش اصلی فیلم جدیدش را اثری درباره بهرهکشی استعماری اسپانیا از صحرای غربی در دهه ۱۹۳۰ به او پیشنهاد دهد، اما این دیدار، از همان ابتدا سرشار از تنش است. استبان که دیگر الکل نمینوشد با خونسردی پیشنهادش را «غیرخانوادگی» جلوه میدهد و حتی پیشنهاد میکند مانند گذشته با هم به سینما بروند. اما امیلیا ناگهان خاطرهای تلخ را یادآوری میکند؛ زمانی که ۱۲ ساله بوده و برای دیدن «Kill Bill: Volume ۲» (بیل را بکش: جلد ۲) با پدرش رفته، اما او مست و نشئه سر رسیده و صحنهای بهپا کرده که تا همیشه به او آسیب زده است.
استبان این روایت را رد میکند با این حال، پیشنهاد نقش همچنان پابرجاست البته با هشدار که او ممکن است در طول فیلمبرداری «سختگیر» باشد.
آنچه در ادامه شکل میگیرد، فرآیندی آزاردهنده از سلطه و کنترل است. استبان، در حالی که چهرهای حرفهای و کاریزماتیک دارد، بهتدریج سویهای تاریک از شخصیتش را آشکار میکند. او از اینکه امیلیا پس از فیلمبرداری با دیگر اعضای گروه وقت میگذراند، خشمگین میشود و با لحنی تحقیرآمیز به او توصیههای شخصی میکند از جمله اینکه نوشیدن را کنار بگذارد.
امیلیا این رفتار را ریاکارانه میداند و بهشدت واکنش نشان میدهد. نتیجه، برخوردی سرد و تحقیرآمیز از سوی استبان است که او را مانند دختری ناسپاس میبیند.
اوج بحران؛ فروپاشی در زیر آفتاب
این فضای سمی در نهایت به صحنهای میرسد که تماشایش دشوار است؛ جایی که استبان پس از برداشتهای متعدد و ناموفق یک صحنه در زیر آفتاب سوزان، کنترل خود را از دست میدهد و دچار انفجاری خشونتآمیز میشود.
در این لحظه، فیلم بهطور کامل هرگونه تصویر شاعرانه یا رمانتیک از فیلمسازی را کنار میگذارد و چهرهای بیرحم و خشن از این فضا ارائه میدهد.
بازی یا انتقام؟
فیلم در لایهای عمیقتر به یک تقابل روانشناختی تبدیل میشود. آیا امیلیا با وجود تردیدهایش، این نقش را پذیرفته تا بالاخره با پدرش روبهرو شود و او را وادار به پذیرش گناهش کند؟
یا شاید واقعیت حتی تاریکتر باشد، اینکه استبان کل این پروژه را طراحی کرده تا دخترش را تحت سلطه خود درآورد تا او را وادار به قدردانی، تسلیم و حتی فراموشی گذشته کند.
اجرایی درخشان در دل ایدهای هولناک
«The Beloved» (معشوق) لمی است بیرحم، عاری از احساسگرایی و عمیقاً آزاردهنده که با تمرکز بر سوءاستفاده عاطفی، تصویری تکاندهنده از روابط خانوادگی ارائه میدهد.
خاویر باردم و ویکتوریا لوئنگو، هر دو اجراهایی درخشان و قدرتمند ارائه میدهند که بار اصلی این درام سنگین را به دوش میکشند. نتیجه، اثری است که نهتنها تماشاگر را ناراحت میکند بلکه او را وادار به فکر کردن درباره مرزهای قدرت، خانواده و کنترل میسازد.
انتهای پیام/