چرا قتل زنان به پرفروشترین سوژه رمانهای بریتانیا تبدیل شده است؟
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ نگاهی به فهرست جدید پرفروشترین رمانهای داستانی جلدکاغذی بریتانیا که از سوی ساندی تایمز منتشر شده، از یک الگوی قابل توجه حکایت دارد؛ ۹ عنوان از ۱۰ کتاب این فهرست، مرگ یا قتل دستکم یک شخصیت زن را در مرکز روایت خود قرار دادهاند.
در میان این آثار، رمانهایی از ژانرهای مختلف، از داستان تاریخی و تریلرهای روانشناختی گرفته تا رمانهای پلیسی، دیده میشوند، اما همگی در یک ویژگی مشترکاند؛ روایت آنها با قتل یک زن گره خورده است. تنها استثنای این فهرست، رمان «مکاتبهکننده» است که درباره هنر نامهنگاری نوشته شده و هیچ ارتباطی با این الگو ندارد.
این همزمانی توجه وندی جونز، نویسنده انگلیسی را نیز جلب کرده است. او در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «بیشتر کتابهایی که مردم این هفته در بریتانیا خریده و خواندهاند، قتل یک زن را به ابزاری برای سرگرمی تبدیل کردهاند. واقعا چه خبر است؟»
البته استفاده از شخصیت «زن مقتول» در ادبیات جنایی، پدیدهای تازه نیست. از آثار پرتعلیق دافنه دوموریه گرفته تا تریلرهای روانشناختی گیلین فلین، سالهاست که مرگ یک زن به نقطه آغاز بسیاری از داستانهای جنایی تبدیل شده است.
موفقیت جهانی رمان «دختر گمشده» (Gone Girl) در سال ۲۰۱۲ نیز باعث شد ناشران بیش از گذشته به سراغ داستانهایی بروند که زنان کشتهشده یا در معرض خطر، محور اصلی روایت آنها هستند.
اما این پرسش همچنان مطرح است که چرا ادبیات عامهپسند بارها به این الگوی داستانی بازمیگردد؟ برخی منتقدان معتقدند تکرار مداوم تصویر زنان بهعنوان قربانی، میتواند به عادیسازی خشونت علیه آنان منجر شود.
در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که این آثار بیش از آنکه خشونت را ترویج کنند، بازتابی از نگرانیهای واقعی زنان در جامعه هستند.
مل مکگراث، نویسنده داستانهای جنایی، میگوید ادبیات این ژانر نسبت به گذشته تغییر کرده است. به گفته او، برخلاف آثار کلاسیکی که زنان تنها بهانهای برای قهرمان شدن کارآگاهان مرد بودند، امروز بسیاری از داستانهای جنایی که زنان مینویسند، نگاهی فمینیستی به خشونت علیه زنان دارند.
لورا ویلسون، نویسنده و منتقد ادبی، نیز معتقد است محبوبیت تریلرهای خانوادگی به این دلیل است که بازتابدهنده ترسهایی واقعی هستند. او یادآوری میکند که زنان در دنیای واقعی بیش از مردان قربانی قتل توسط شریک عاطفی یا اعضای خانواده میشوند و همین مسئله باعث میشود مخاطبان زن ارتباط بیشتری با این داستانها برقرار کنند.
به گفته وی، بررسیهای صنعت نشر نیز نشان میدهد زنان بخش عمده خریداران و خوانندگان داستانهای جنایی را تشکیل میدهند.
از سوی دیگر، دنیز مینا، رماننویس اسکاتلندی، ریشه این علاقه را حتی قدیمیتر میداند. او معتقد است از قرن هجدهم، داستانهایی که قربانی آنها زنی جوان، زیبا و بیگناه بود، بیشترین مخاطب را جذب میکردند. با این حال، او این استقبال را الزاماً نگرانکننده نمیداند و میگوید: «شاید خوانندگان این داستانها را نه از سر علاقه به خشونت بلکه به این دلیل دنبال میکنند که میخواهند قربانی نجات پیدا کند. داستان زمانی اثرگذار است که خواننده نسبت به سرنوشت او احساس همدلی داشته باشد.»
اسکات بون، جرمشناس آمریکایی، نیز معتقد است بسیاری از زنان با دنبال کردن آثار جنایی واقعی تلاش میکنند راههای محافظت از خود در برابر خشونت را بیاموزند و نشانههای افراد خطرناک را بهتر بشناسند.
در همین راستا، لوری ریدر-دی، نویسنده داستانهای جنایی، این آثار را نوعی تخلیه روانی میداند. او معتقد است رمانهای جنایی به مخاطب اجازه میدهند اضطرابهای خود را در فضایی امن تجربه کنند؛ زیرا برخلاف زندگی واقعی، در پایان داستان معمولا معما حل میشود و نظم دوباره برقرار میشود.
با این حال، ریدر-دی به یک کلیشه قدیمی نیز اشاره میکند؛ اینکه قربانی اغلب زنی جوان، زیبا و سفیدپوست است. به باور او، این تصویر حاصل سالها تداوم نگاههای کلیشهای و تبعیضآمیز در فرهنگ عمومی است.
در سالهای اخیر حتی تلاشهایی برای فاصله گرفتن از این الگو صورت گرفته است. برای نمونه، جایزه «استانچ» به رمانهایی تعلق میگیرد که در آنها هیچ زنی مورد ضربوشتم، تعقیب، آزار جنسی یا قتل قرار نمیگیرد. اما این جایزه با مخالفت شماری از نویسندگان سرشناس ژانر جنایی روبهرو شد.
سوفی هانا، نویسنده مطرح داستانهای جنایی، معتقد است حذف خشونت از ادبیات راهحل مناسبی نیست. او میگوید پرداختن به خشونت با ترویج آن تفاوت دارد و ادبیات میتواند با بررسی ابعاد اخلاقی و روانشناختی این پدیده، به درک بهتر آن کمک کند.
به این ترتیب، آمار تازه بازار کتاب بریتانیا بار دیگر این پرسش را پیش روی منتقدان و نویسندگان قرار داده است که آیا «زن مقتول» همچنان پرفروشترین شخصیت ادبیات جنایی باقی خواهد ماند یا مخاطبان در سالهای آینده به دنبال روایتهای متفاوتتری خواهند رفت.
انتهای پیام/