«اعتراف می‌کنم» هیجان را می‌توان در یک اتاق ساخت

|
۱۴۰۵/۰۶/۰۹
|
۰۸:۵۱:۴۹
| کد خبر: ۲۳۸۳۲۴۵
پوریا پورسرخ
برنا- گروه فرهنگ و هنر: سریال «اعتراف می‌کنم» به تهیه‌کنندگی رضا فتح‌اللهی‌پور و نیما حسنی‌نسب و با بازی متفاوت پوریا پورسرخ به‌جای اسلحه و تعقیب‌وگریزهای بی‌جا و مصنوعی، بر قدرت و بار کلمات، سکوت و بازی ذهنی میان بازجو و متهم تکیه می‌کند.

تبسم کشاورز_ ساختن یک سریال معمایی و روان‌شناختی با کمترین امکانات، جسارت می‌خواهد؛ جسارتی که این روزها کمتر در شبکه نمایش خانگی دیده می‌شود. «اعتراف می‌کنم» به تهیه‌کنندگی رضا فتح‌اللهی‌پور و نیما حسنی نسب از همان قسمت نخست نشان می‌دهد قرار نیست با تعقیب‌وگریزهای پرهزینه یا لوکیشن‌های متعدد مخاطب را سرگرم کند. تمام سرمایه این مجموعه روی فیلمنامه، بازی بازیگران و نبرد ذهن‌ها گذاشته شده است؛ همان فرمولی که سال‌ها پیش سریال موفق «Criminal» نتفلیکس را به اثری تحسین‌شده تبدیل کرد.

البته اقتباس همیشه شمشیری دولبه است. از یک سو، مخاطب با یک الگوی موفق روبه‌رو می‌شود و از سوی دیگر، هر لحظه امکان مقایسه با نسخه اصلی وجود دارد. «اعتراف می‌کنم» هم از این قاعده مستثنا نیست. شباهت‌های ساختاری با نسخه خارجی انکارشدنی نیست اما خوشبختانه تلاش نکرده صرفا یک کپی بی‌روح باشد. این مجموعه بیش از آن‌که بازسازی مستقیم باشد، از ایده مرکزی «نبرد روانی در اتاق بازجویی» الهام گرفته و آن را با فضای بومی و شخصیت‌های ایرانی ترکیب کرده است.

برای مخاطبی که نسخه خارجی را ندیده، «اعتراف می‌کنم» به‌راحتی می‌تواند یکی از جذاب‌ترین آثار جنایی این روزهای شبکه نمایش خانگی باشد. حتی برای کسانی هم که «Criminal» را دیده‌اند، سریال در برخی بخش‌ها موفق می‌شود هویت مستقل خود را حفظ کند؛ به‌ویژه آن‌جا که به روابط انسانی، روان‌شناسی شخصیت‌ها و فضای پلیسی ایرانی نزدیک می‌شود.

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت سریال، ساختار اپیزودیک آن است. هر قسمت پرونده‌ای مستقل، بازیگری تازه، نویسنده‌ای متفاوت و حتی کارگردانی دیگر دارد. همین ویژگی باعث شده مجموعه از یکنواختی فاصله بگیرد. برخلاف بسیاری از سریال‌های ایرانی که با شروعی امیدوارکننده مخاطب را جذب می‌کنند اما در میانه راه دچار افت می‌شوند، «اعتراف می‌کنم» این فرصت را دارد که اگر یک قسمت ضعیف باشد، قسمت بعدی دوباره مخاطب را غافلگیر کند. پس باید گفت تنوع نگاه نویسندگان و کارگردانان، بزرگ‌ترین مزیت این ساختار است.

سرپرستی نویسندگان را پویا سعیدی بر عهده دارد و همین هماهنگی باعث شده با وجود تفاوت لحن اپیزودها، کلیت مجموعه از هم نپاشد. تعلیق، عنصر اصلی این سریال است و خوشبختانه در اغلب قسمت‌ها به‌خوبی شکل می‌گیرد. این‌جا هر جمله اهمیت دارد، هر سکوت معنا پیدا می‌کند و حتی صدای کلیک یک خودکار یا مکث کوتاه یک بازجو می‌تواند بخشی از روایت باشد. 

سریال به‌جای آن‌که حقیقت را فریاد بزند، آن را قطره‌قطره مقابل چشم مخاطب می‌گذارد. از منظر کارگردانی و طراحی صحنه نیز اتفاق قابل توجهی رخ داده است. بخش عمده داستان در دو یا سه اتاق می‌گذرد. اتاق‌هایی با پالت رنگی حساب‌شده شامل طیف‌های سبز، طوسی، زرشکی، قهوه‌ای و آبی که فضای سرد، خفقان‌آور و روانی بازجویی را تقویت می‌کنند. این نشان می‌دهد برای خلق تعلیق، همیشه نیازی به لوکیشن‌های متعدد و تولیدی پرهزینه نیست. اگر فیلمنامه محکم باشد، یک میز، چند صندلی و چند بازیگر توانمند هم می‌توانند مخاطب را تا پایان روی صندلی نگه دارند.

بازیگران نیز یکی از برگ‌های برنده سریال هستند. پوریا پورسرخ در نقش سرگرد همایون شایگان شاید متفاوت‌ترین بازی سال‌های اخیر خود را ارائه داده است. او از کلیشه‌های همیشگی فاصله گرفته و شخصیتی آرام، دقیق و کنترل‌شده خلق کرده که حضورش باورپذیر است. علیرضا ثانی‌فر نیز در نقش سروان احمد سیاح مکمل مناسبی برای اوست و تعامل این دو، موتور اصلی روایت را شکل می‌دهد.

در قسمت نخست، حضور مهدی هاشمی در نقش متهم، یکی از بهترین انتخاب‌های ممکن بوده است. او بدون اغراق، تنها با بازی چهره و کنترل احساسات، تنش را به فضای بازجویی منتقل می‌کند. بهار کاتوزی نیز در نقش روان‌شناس پروژه، حضوری قابل قبول و تاثیرگذار دارد و به شخصیت خود هویتی مستقل بخشیده است.

از سوی دیگر، حضور بازیگرانی مانند حامد بهداد، لیلا زارع، ستاره پسیانی تا این‌جا و دیگر چهره‌ها در اپیزودهای بعدی، این امید را ایجاد می‌کند که هر قسمت تجربه‌ای تازه باشد. 

چنین ساختاری هم فرصت نقش‌آفرینی متفاوت برای بازیگران فراهم می‌کند و هم مانع تکرار می‌شود.

البته «اعتراف می‌کنم» بی‌نقص نیست. گاهی برخی دیالوگ‌ها بیش از اندازه توضیحی می‌شوند یا روند بعضی بازجویی‌ها برای رسیدن به نقطه اوج، کمی طولانی است. همچنین مقایسه با نسخه خارجی، ناگزیر برخی ضعف‌های اجرایی و ریتم را پررنگ‌تر می‌کند اما این ایرادها از ارزش تجربه‌ای که سریال ارائه می‌دهد، کم نمی‌کند.

واقعیت این است که تلویزیون و شبکه نمایش خانگی ایران سال‌هاست از کمبود آثار معمایی و روان‌شناختی رنج می‌برند. بیشتر تولیدات یا به ملودرام‌های خانوادگی محدود شده‌اند یا به کمدی‌های تجاری. «اعتراف می‌کنم» هرچند اثری کامل و نیست، اما نشان می‌دهد هنوز می‌توان با اتکا به فیلمنامه، بازی‌های دقیق و کارگردانی کنترل‌شده، مخاطب را بدون زرق‌وبرق‌های معمول سرگرم کرد.

شاید مهم‌ترین دستاورد این مجموعه همین باشد؛ این‌که ثابت می‌کند تعلیق از دل انفجار و تعقیب‌وگریز بیرون نمی‌آید بلکه گاهی در یک اتاق کوچک، میان چند نگاه معنادار، چند سکوت حساب‌شده و چند جمله‌ای که ارزش هر کلمه‌شان سنجیده شده، حقیقت متولد می‌شود.
 
«اعتراف می‌کنم» هنوز تا تبدیل شدن به یک اثر ماندگار فاصله دارد، اما در میان تولیدات این روزهای شبکه نمایش خانگی، بی‌شک یکی از متفاوت‌ترین و امیدوارکننده‌ترین تجربه‌های ژانر جنایی و روان‌شناختی است؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد گاهی بهترین قصه‌ها در کوچک‌ترین فضاها روایت می‌شوند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر