از "مدیح الظل العالي" تا مدرسهای در میناب؛ وقتی سایه جنگ بر نیمکتهای کودکان میافتد
کمال ابراهیمی کاوری: محمود درویش در کتاب"مدیح الظل العالي"(در ستایش سایه ی بلند)، سرودهشده در بستر محاصره بیروت به سال ۱۹۸۲، جنگ را نه فقط بهعنوان نبردی میان ارتشها، بلکه بهعنوان فاجعهای انسانی تصویر میکند. در بخشی از شعر، با زبانی تند و تکاندهنده، از نقش آمریکا در خشونت جنگی میگوید:
"وأمريكا على الأسوارِ تهدي كلَّ طفلٍ
لعبةً للموتِ عنقوديّةً
يا هيروشيما العاشقِ العربي
أمريكا هي الطاعونُ، والطاعونُ أمريكا"
"و آمریکا بر فراز دیوارها، به هر کودک
اسباببازیِ مرگبار خوشهای هدیه میدهد؛
ای هیروشیمای عاشقِ عرب،
آمریکا طاعون است، و طاعون، آمریکاست"
این ابیات را باید در بستر تاریخی جنگ لبنان و محاصره بیروت خواند؛ اما تصویر کودک و جنگ در شعر درویش، محدود به یک زمان و جغرافیا نمیماند.
در ۹ اسفند ۱۴۰۴، مدرسه دخترانه شجره طیبه میناب در جریان حمله های آمریکا و اسراییل منهدم شد و گزارشهای مختلف از کشتهشدن شمار زیادی از غیرنظامیان، عمدتاً دانش آموزان ابتدایی، خبر دادند. عفو بینالملل شمار قربانیان را ۱۵۶ نفر، شامل ۱۲۰ کودک، اعلام کرده و خواستار پاسخگویی مسوولان حمله شده است.
تحقیق های رویترز نیز شواهدی درباره اصابت مهمات آمریکایی به مدرسه ارایه کرده است؛ در عین حال، مسوولیت مستقیم حمله به مدرسه از سوی مقامهای آمریکایی بهطور رسمی پذیرفته نشده است.
اینجاست که شعر درویش، پس از بیش از چهار دهه، معنایی دردناک و تازه پیدا میکند:
بیروتِ درویش و مینابِ امروز، دو جغرافیای متفاوتاند؛ اما کودک، در هر دو، قربانی جنگ است.
درویش مینویسد:
"أيقظتنا الطائراتُ وصوتُ أمريكا…
وأمريكا وراءَ الباب، أمريكا"
"هواپیماها و صدای آمریکا ما را از خواب بیدار کردند…
آمریکا پشت در است؛ آمریکا"
و در میناب، این مرتبه صدای هواپیما و موشک، خواب کودکان را برای همیشه شکست.
اما امروز، در آستانه بازگشایی سال تحصیلی، میلیونها کودک دوباره راهی مدرسه میشوند؛ با کیفهایی بر دوش، دفترهایی سفید و رؤیای فردایی که هنوز نوشته نشده است. در چنین روزی، یاد کودکانی که دیگر فرصت بازگشت به کلاس و نشستن پشت نیمکتهایشان را ندارند، سنگینتر از همیشه است.
مدرسه باید خانه دانستن باشد، نه میدان جنگ؛
نیمکت باید جای نشستن کودک باشد، نه جای خالی یک خاطره؛
و زنگ مدرسه باید آغاز زندگی باشد، نه پایان آن.
شاید"مدیح الظل العالي" را بتوان امروز نه فقط بهعنوان شعری درباره یک جنگ تاریخی، بلکه بهعنوان هشداری شاعرانه درباره عادیشدن مرگ کودکان در سایه جنگ و قدرت نظامی خواند.
این سطور به مناسبت بازگشایی سال تحصیلی نگاشته شده است؛
به یاد کودکانی که امسال، جای خالیشان در کلاسها، بلندتر از صدای هر زنگ مدرسه خواهد شد.
دیروز بیروت، امروز میناب؛
و پرسش همچنان همان است:
وقتی بمب بر سر کلاس درس فرود میآید،
انسانیت کجای این جنگ ایستاده است؟
انتهای پیام/