«شیراز در آینهای مخدوش» نگاهی به هویت و تاریخ شهر راز
به گزارش گروه فرهنگی و هنری برنا، در معرفی این کتاب آمده است: در پی انتشار مجموعه ۹ جلدی «دانشنامه شیراز» توسط معاونت فرهنگی، اجتماعی، ورزشی شهرداری شیراز و نشر سیوند و با توجه به برخی انتقادات به ساختار و درونمایه این مجموعه که به سرپرستی دکتر مصطفی ندیم منتشر شده است کتاب «شیراز در آینهای مخدوش، خوانشی انتقادی بر دانشنامه شیراز» نوشته نایب شیرازی توسط انتشارات بینالمللی نوید شیراز منتشر شد.
در مقدمه این کتاب آمده است: «هر کتابی حق دارد خطا کند، اما هر کتابی حق ندارد با عنوان «دانشنامه» خطاهای خود را به حافظه یک شهر و یک ملت بسپارد. دانشنامه، صرفاً کتابی قطور با انبوهی از مدخلها و اطلاعات نیست، دانشنامه حافظه علمی یک سرزمین و یکی از معتبرترین ابزارهای انتقال دانش به نسلهای آینده است. از اینرو، عنوان «دانشنامه» بیش از آنکه امتیاز باشد، مسئولیتی سنگین است، مسئولیتی که جز با مدخلگزینی روشمند، پژوهش مستقل، صحتسنجی اطلاعات، ارزیابی منابع، ارجاع دقیق، ویراستاری علمی و نظارت تخصصی نمیتوان از عهده آن برآمد... از این منظر، مسئله نقد حاضر، سنجش میزان انطباق این مجموعه با اصول بنیادین دانشنامهنگاری است. این نقد در نهایت، دفاع از شأن شیراز و شأن دانشنامه است، زیرا شیراز، با جایگاهی چنین بلند در تاریخ و فرهنگ ایران، شایسته مرجعی است که به اندازه عظمت موضوع خود، از استواری علمی برخوردار باشد... عنوان «دانشنامه» امتیاز نیست، تعهد است و هرجا میان این عنوان و اصول دانشنامهنگاری فاصلهای پدید آید نقد علمی نه یک انتخاب، که یک ضرورت است.»
مولف در ادامه ضمن وارد کردن نقدهایی مربوط به رعایت نشدن ساختار علمی دانشنامهنویسی، ذکر نشدن ماخذ و ارائه اطلاعات غیرمرتبط با شیراز، در مورد خاطرات و دلنوشتههای مصطفی ندیم مینویسد: «یکی از نقاط ضعف اساسی این مجموعه ورود خاطرات، دیدهها، شنیدهها و تجربههای شخصی پدیدآورنده به متن بسیاری از مدخلهاست، گاه بهگونهای که مرز میان خاطرات شخصی و داده دانشنامهای مخدوش میشود. خاطره و تجربه زیسته بیتردید میتواند خود موضوع پژوهش باشد، اما در یک اثر مرجع، نمیتواند بدون تعیین جایگاه معرفتی، ارزیابی و تطبیق با اسناد و منابع معتبر، در مقام سند تاریخی یا داده علمی قرار گیرد. دانشنامه جایگزین کردن حافظه شخصی بهجای حافظه مستند یک جامعه نیست.» و در پایان میافزاید: «آنچه آمد نقدی بر ساختار و ناروشمندی «دانشنامه شیراز» است. نقد محتوایی کتاب در زمان مناسب سامان خواهد یافت. اگرچه ساختار و محتوا، دوروی یک سکهاند و بههمین دلیل آنچه امروز بهنام «دانشنامه شیراز» چاپ شده است، اگر آن را به هر صاحبنظری در ایران که در کار دانشنامهنویسی، تجربه و کارنامهای داشته باشد به شما خواهد گفت که این کتاب نه دانشنامه است، نه پلی میان گذشته و آینده و نه مرجعی برای پژوهشگران و نه الهامبخش نسل جوان و نه یادگاری ماندگار بلکه فاجعهای است برای شهر شیراز و شیرازشناسی.»