«هنر و جنگ» در موزه هنرهای معاصر تهران؛ روایتی چند هفتهای از گنجینه
تبسم کشاورز_ حوالی ساعت ۲ بعدازظهر به همراه عکاس از تحریریه به سمت موزه هنرهای معاصر تهران حرکت میکنیم. ورود برای عموم رایگان است و فضای اطراف موزه آرام به نظر میرسد اما این آرامش بیشتر شبیه یک تعلیق است تا ثبات؛ تعلیقی که در روزهای اخیر بر بسیاری از فضاهای فرهنگی سایه انداخته است.
موزه هنرهای معاصر تهران در این لحظه فقط یک فضای نمایش هنری نیست بلکه به نهادی تبدیل شده که خودش را با وضعیت زمانه تنظیم میکند؛ میان بحران، احتیاط و نمایش.

«هنر و جنگ»؛ عنوانی میان هشدار و دعوت
به محض ورود بنرهای بزرگ با عنوان «هنر و جنگ: روایتی از موزه» فضا را در بر میگیرند. عنوانی که هم هشدار است و هم دعوت. هم فاصله میگذارد و هم نزدیک میکند.
نمایشگاه به مناسبت روز جهانی موزهها، از ۱۳ اردیبهشت آغاز شده و قرار است بهصورت هفتگی پیش برود؛ هر هفته با تمرکز بر بخشی از گنجینه. ساختار نمایشگاه از ابتدا روایتمحور تعریف شده؛ بازخوانی تدریجی از نسبت هنر و جنگ.
این پروژه در امتداد وضعیتی شکل میگیرد که خود موزه نیز از آن جدا نیست. قرار بوده در اسفند سال گذشته نمایشگاهی از مجموعه عکسهای گنجینه موزه برگزار شود اما با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران همهچیز متوقف میشود و اکنون مجموعه تصمیم میگیرد در وضعیت معلق میان جنگ و آتشبس با جامعه و اتفاقات روز همگام شود.

حداقلگرایی اجباری؛ نمایشگاهی در یک سالن
نمایشگاه فقط در سالن اول و اصلی برپا شده و سایر فضاها، وارد این روایت نشدهاند. در مجموع تنها ۶ اثر دیده میشود؛ انتخابی محدود که بیشتر از هر چیز به شرایط اجرایی و امنیتی اشاره دارد تا یک انتخاب صرفا کیوریتوریال.
در میان آثار نامهایی چون روی لیختناشتاین، رابرت ایندیانا و جیمز روزنکوئیست دیده میشود. هنرمندانی از جریان پاپآرت که در آثارشان تصویر، رسانه، تبلیغات و سیاست به هم گره میخورند.
در مواجهه با مفهوم جنگ، این آثار مستقیم عمل نمیکنند. خشونت در آنها اغلب از مسیر تصویرهای آشنا و بازتولید شده عبور میکند؛ تصاویری که در ظاهر سادهاند اما در لایههای زیرین خود تناقض و تنش حمل میکنند. مخاطب ناچار میشود مکث کند و دوباره به تصویر نگاه کند.

نمایشگاه هفتگی؛ روایت جغرافیایی از جنگ
طبق برنامه نمایشگاه بهصورت هفتگی پیش میرود و هر هفته به آثار یک جغرافیا اختصاص دارد. از آمریکا آغاز میشود، سپس اسپانیا، مکزیک، اروپا و در نهایت ایران.
این ساختار جنگ را از یک رخداد واحد خارج میکند و آن را به مجموعهای از تجربههای پراکنده تبدیل میکند. تجربههایی که هر کدام زبان تصویری و سیاسی متفاوتی دارند اما در نهایت به یک مفهوم مشترک بازمیگردند.
موزه در وضعیت کنترل؛ چراغی که باید روشن بماند
در گفتوگو با رضا دبیرینژاد، مدیر موزه، روشن میشود که محدود بودن آثار فقط یک انتخاب هنری نیست؛ مسئله اصلی کنترل فضا در شرایط بحرانی است. اینکه اگر وضعیت امنیتی تغییر کند، امکان جمعآوری سریع آثار وجود داشته باشد.
در این معنا موزه از یک فضای صرفا فرهنگی به یک سازوکار مدیریت بحران تبدیل میشود؛ جایی که «نمایش» همزمان با «امکان جمعآوری» تعریف میشود.
متنهای دیواری؛ چارچوبی برای خوانش جنگ
روی دیوارها نوشتههایی درباره جنگ، هنر، پاپآرت و جنگ ویتنام نصب شده است. این متنها نقش یک لایه توضیحی را دارند؛ چیزی میان راهنما و چارچوب تفسیر.
در اینجا جنگ فقط موضوع آثار نیست بلکه تبدیل به زبان اصلی خوانش نمایشگاه میشود. زبانی که همه چیز از طریق آن دیده میشود.

از غیبت معنادار جاکومتی تا بشکههای محافظ حوض روغن
یکی از نکات قابل توجه، غیبت مجسمه مشهور آلبرتو جاکومتی است. اثری که معمولا در فضای موزه حضور دارد اما اینبار دیده نمیشود. پیگیریها نشان میدهد که به دلیل شرایط امنیتی از فضا خارج شده است.
در مقابل اثر نوریوکی هاراگوچی با عنوان «ماده و فکر» که به «حوض روغن» مشهور است، در جای خود باقی است اما اطراف آن با بشکههای مشکی احاطه شده است. در نگاه اول، این چیدمان شبیه یک اثر جدید به نظر میرسد اما در واقع نوعی حفاظت اضطراری است؛ جلوگیری از آسیب احتمالی در شرایط بحرانی.
در اینجا خود «حفاظت» تبدیل به بخشی از صحنه میشود؛ چیزی میان ضرورت و زیبایی ناخواسته.

گفتوگو در دل بحران
در میان سالن صحنهای ساده اما قابل توجه شکل میگیرد. دو بازدیدکننده شانه به شانه ایستادهاند و درباره یک اثر گفتوگو میکنند. این لحظه کوتاه نشان میدهد که حتی در وضعیت تعلیق، هنر، امکان گفتوگو ایجاد میکند؛ امکانی برای مکث و عبور از بحران.
در مجموع آنچه در این بازدید دیده میشود بیش از یک نمایشگاه کامل و تثبیتشده نوعی مواجهه فوری و حداقلی با وضعیت زمانه است. مجموعهای کوچک از آثار، غیبتهای معنادار و نشانههایی از احتیاط که همگی در دل شرایط ناپایدار شکل گرفتهاند. موزه در این وضعیت نه فقط محل نمایش هنر بلکه فضایی برای حفظ امکان نمایش است؛ جایی که تصمیمها به اندازه آثار اهمیت پیدا میکنند.
انتهای پیام/