شناخت رهبر شهید پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه ایران؛ روایتی از تغییر مسیر زندگی یک دانشجوی کامپیوتر
به گزارش خبرگزاری برنا از مرکزی ، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران نقطه عطفی در زندگی فاطمه، دانشجوی کامپیوتر ساکن شهرستان محلات، بود. او در گفتوگو با خبرنگار ما، از سفری از غفلت تا بصیرت گفت؛ سفری که وقایع تلخ و شیرین این ایام سرنوشتساز، مسیر او را برای همیشه تغییر داد.
این جوان که خود را فردی کتابخوان و علاقهمند به حوزههای تاریخی، سیاسی، اجتماعی و روانشناسی معرفی میکند، گفت: «تنها کتابی که نمیخوانم رمان است. این روزها که دانشگاه تعطیل و به صورت مجازی است ، چند جلد کتاب امانت گرفتهام، اما در نوبت مطالعه کتابهای رهبر شهید هم هستم. انسان ۲۵۰ ساله را باید خواند.»
فاطمه با اشاره به تأثیر ریاضیات در نگاه به صرفهجویانه خود، تأکید کرد که بزرگترین کتاب زندگی، قرآن کریم است.
وی افزود: «با اینکه خانواده مادریام مذهبی بودند، من به خاطر شستوشوی مغزی رسانه های معاند و کمبود اطلاعات از دین اسلام و مذهب شیعه فراری بودم. اما جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه ایران همه چیز را عوض کرد. آن زمان گفتم وقتش است بروم ببینم چه خبر است. از همانجا زندگی من راه دیگری پیدا کرد.»
این دانشجو که در کودکی جزء ۳۰ قرآن و آیةالکرسی را حفظ بوده و با تشویق خالهاش که معلم بوده، در فضای مذهبی و انقلابی رفتوآمد داشته، گفت در نوجوانی و بهدلیل رفتارهای افراطی برخی جریانها، از این مسیر زده میشود؛ اما جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه ایران دوباره او را بیدار کرد: «رفتم تحقیق کردم، خواندم، حرف زدم، گوش دادم، مخصوصاً حرفهای رهبر انقلاب. نشستم حرفهای ایشان را با تبلیغات بینالمللی مقایسه کردم. دیدم چقدر در اشتباه بودم. انگار خدا خواست که الان در خیابان صدای بانوان چادری را بلند کنم که شعار بدهند. هنوز محجبه کامل نیستم، موهایم بیرون است، اما تا جایی که میتوانم نماز میخوانم، قرآن میخوانم و عمل میکنم.»
فاطمه از تأثیر سخنان رهبری و شهدایی همچون شهید عباسی، طهرانچی و طهرانیمقدم بر خود گفت و افزود: «با خارجیها در فضای مجازی ارتباط دارم. با افراد زیادی از آلمان، ایتالیا، فرانسه، پاکستان و کشورهای عربی حرف میزنم. حتی خود آنها میگویند شما رهبری باسواد، فهمیده و مهربان دارید؛ همه چیز را با هم قاطی نکنید و پشت ایشان خالی نکنید که پشت کشورتان را خالی کردهاید. میگویند بهترین لیدری که کشورتان بعد از جنگهای جهانی داشته، سیدعلی است. پشتش باشید، تنها نگذاریدش.»
این دانشجوی کامپیوتر در ادامه با اشاره به فضای رسانهای علیه کشور گفت: «اکثر شبکههای معاند به دنبال شستوشوی مغزی دختران هستند و من بعد از مطالعه فهمیدم تمام خبرهایشان از سر کینه، حسادت و دشمنی است.»
او با ابراز تأسف از دیرشناختن رهبر انقلاب، گفت: «ناراحتم از اینکه رهبر را دیر شناختم، اما از روزی که رهبر را از طریق پیگیری رسانهها و تحقیقات در فضای مجازی شناختم، مسیر زندگیام بهتر شده و خوشحالم. من چهل شب است که به خیابان میآیم و با پرچم ایران شعار دفاع از ایران و رهبرم را میدهم.»
فاطمه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ارادت خود به خانواده رهبری، اظهار داشت: «پشت سر فرزند رهبر تا آخر عمر هستم. تو حسرت دیدن و عمل کردن به خواستهها و راه آقا ماندم، به آخرهای راه رسیدم، اما دیگر پشت پسرش را خالی نمیکنم و به حرفش عمل میکنم. این دفعه قدر کسی که نرفته را به وقتش میدانم و از اول پای مکتبش هستم. الان هم فیلم سخنرانیهای آقا را میبینم و اگر لازم باشد نکات را یادداشت میکنم.»
این جوان در ادامه با نمایش عزمی راسخ برای حراست از میهن، خاطرنشان کرد: «در سایت جانفدا جهت دفاع از ایران ثبتنام کردم و در صورتی که نیاز باشد، حاضرم جانم را برای ایران بدهم.»
او با قطع ارتباط با جریانهای مقابل و پیوستن به جمع دوستانِ باسواد، منطقی و باایمان، امروز خود را فعالی میداند که در تجمعات، با صدای بلند به جمعیت انرژی میدهد و گاهی لیدری شعارها را بر عهده میگیرد. فاطمه تأکید کرد: «در این مسیر آرامش یافتهام و پشیمان نیستم. حتی با وجود هجمههای مجازی و اتهامهایی مثل پرستوی حکومت، به راهم ادامه میدهم. ویو میلیونی پستهایم بهترین پاسخ بود.»
این دانشجوی کامپیوتر در پایان به نقش نظام آموزشی در دوگانگیهای جامعه اشاره کرد و گفت: «از مدرسه تا دانشگاه باید کتابها و آموزشها اصلاح شود. من پیش از این در مدرسه، گروه روانشناسی راه انداخته بودم و سرگروه بودم. چه دوران پرشکوهی داشتم...»
وی اضافه کرد کاش در دوران تحصیل ما را بیشتر با سیره رهبر و دشمنان ایران آشنا میکردند
این دانشجو گفت: جوانان زیادی در کشور هستند که نیاز است اطلاعات کافی و دقیق از سیره رهبر شهید داشته باشند و امیدوارم این اطلاعات در آینده ای نزدیک به دست آنان برسد .
وی افزود: ما دیر رهبر شهید را شناختیم و شاید کوتاهی از ما بوده است و امیدوارم جوانان کمتری مثل ما حسرت دیر شناختن امام خود را بخورند.