نماز استغاثه میدان شهدای اراک؛ جلوهگاه اتحاد اقشار مختلف در حمایت از جبهه مقاومت
به گزارش خبرگزاری برنا از استان مرکزی، این مراسم معنوی ساعت ۲۲:۰۰ شامگاه چهارشنبه در حسینیه شهدای اراک و با گسترش صفوف نمازگزاران تا پیادهرو شهید پاکپور برگزار گردید. این آیین که با هماهنگی و اطلاعرسانی گروههای مردمی، هیئتهای مذهبی و گروههای جهادی فعال اراک برگزار شده، سیوسومین شب حضور پرشور شهروندان اراکی در این مکان بود.
در این آیین پرشور، کودک و نوجوان در کنار پیرمرد و جوان، دانشجو و ورزشکار همگام با زنان خانهدار و فعالان اصناف، شانهبهشانه یکدیگر به اقامه نماز استغاثه پرداختند. نمازگزاران در اقدامی نمادین، پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را بر سر و شانه و تن خود بسته بودند تا با حفظ وحدت و یکپارچگی ملی، از درگاه حضرت مهدی موعود (عج) یاری و پیروزی جبهه حق بر باطل را درخواست کنند.
خبرنگار برنا در گفتوگو با چند تن از شرکتکنندگان، حال و هوای این مراسم را جویا شد:
یک دانشجو در این خصوص اظهار داشت: «امشب حس میکنیم تنها نیستیم. این جمعیت خودجوش نشان داد ملت ایران هر جا که نیاز باشد، بدون اینکه کسی به آنها بگوید، پای آرمانهایشان میایستند. ما با این نماز به امام زمان (عج) میگوییم که منتظر فرج هستیم و از جبهه مقاومت دست نمیکشیم.»
یکی از بانوان خانهدار که همراه با دو فرزند نوجوانش در مراسم حضور یافته بود، با چشمانی اشکبار به خبرنگار ما گفت: «من هر شب اینجا هستم. این ۳۳ شب را فراموش نمیکنم. آمدهایم تا به دشمنان بفهمانیم که زن ایرانی پشت ولایت و رزمندگانش ایستاده است. پرچم ایران را به تن بستم تا بگویم این سرزمین تا ظهور آقا امام زمان (عج) یکی و متحد است.»
یکی از کسبه بازار اراک نیز ضمن اشاره به حضور گسترده اصناف تصریح کرد: «مغازهها را تعطیل کردیم و آمدیم. همدلی که امشب در میدان شهدا دیدم، باورنکردنی بود. از دانشجو تا ورزشکار، از بازاری تا استاد دانشگاه، همه یکصدا یا صاحبالزمان میگفتیم. این وحدت پشتوانه محکمی برای نظام ماست.»
یک نوجوان ۱۴ ساله نیز که پرچم کوچکی به دست داشت، با شور و حرارت به خبرنگار ما گفت: «من آمدم تا به امام زمانم بگویم که حتی نوجوانها هم پشت سر ایشان هستند. ما میخواهیم که زودتر بیایند و همه جا را آباد کنند. من از دوستانم خواستم که امشب بیایند و دیدم خیلیهایشان آمدهاند.»
در میان آن شانههای به هم فشرده، کودکی را دیدم که پرچم سهرنگ ایران را محکم در مشت گرفته بود و اشکهایش روی گونههای سرد شب غلت میخورد. مادری در گوش نوجوانش زمزمه میکرد: «پسرم، امام زمان دارد نگاهمان میکند.» پیرمردی با دستان لرزان، روسری سفیدش را بدرقه راه جوانی میکرد که بیادعا ایستاده بود و گریه میکرد. هیچ چیز اضافه نبود. نه بلندگو، نه سن، نه جایگاه ویژه. فقط خدا و سقف آسمان و دلی از جنس باران. اینجا میدان شهدای اراک بود، اما انگار تمام ایران نفس میکشید در یک صف. اگر آن شب کنارشان ایستاده بودی، باور میکردی که هنوز هم میشود برای این مردم گریست؛ نه از غم، که از شرمندگی از غیرتشان. آنها نیامده بودند که دیده شوند. آمده بودند که بگویند: «آقا، ما ماندنیایم.»
آری، آن شب در میدان شهدای اراک، نه کسی تبلیغ کرده بود، نه کسی مجبور بود؛ خودشان آمده بودند، خودشان گریه کرده بودند، خودشان پرچم را بسته بودند به تن؛ انگار میخواستند به تمام دنیا بگویند که حتی اگر تنها بمانند، از مهدی خود دست نمیکشند.
و در گوشهای از همین میدان، کودکی پرچم به دست، مادری اشکریزان، پیرمردی دعاخوان. نه خبری بود، نه جایزهای، نه نامی. فقط خدایی که میدید و صاحبزمانی که نگاه میکرد. این همان ایران است؛ با همه سادگیاش، با همه عظمتاش.
حاضران در این مراسم با قرائت همزمان این نماز با سایر نقاط کشور، فضایی سرشار از حالوهوای معنوی و عرفانی به این تجمع حماسی بخشیدند. شرکتکنندگان بار دیگر با آرمانهای انقلاب اسلامی تجدید میثاق کرده و با چشمانی اشکبار و دلی سرشار از امید، نابودی دشمنان صهیونی و آمریکایی و تعجیل در فرج منجی بشریت را از خداوند متعال مسئلت کردند.
گفتنی است این آیین معنوی با مدیحهسرایی و ذکر توسل به ائمه اطهار (ع) پایان یافت و برگزارکنندگان مردمی، تداوم این حضور ۳۳ شبِ خودجوش را نشانهای از عزم راسخ ملت در حمایت از محور مقاومت عنوان کردند.
گفتنی است اقامه این نماز، احتمالاً هر جمعه تا پایان جنگ رمضان در میدان شهدای اراک ادامه خواهد داشت.