حضور «مرد موشکی» در میدان شهدای اراک / نمایش اقتدار ملی در شب‌های جنگ رمضان

|
۱۴۰۵/۰۱/۳۰
|
۱۹:۳۸:۳۷
| کد خبر: ۲۳۳۱۷۶۸
حضور «مرد موشکی» در میدان شهدای اراک / نمایش اقتدار ملی در شب‌های جنگ رمضان
برنا ـ گروه استانها: شامگاهان در میان جمعیت شعاردهندگان میدان شهدا، مردی میانسال با موشکی دست‌ساز که شعله از سرِ آن زبانه می‌کشید، توجه همگان را جلب کرد. نگرانی ابتدایی از ماهیت این اقدام، اما با حضور نیروهای پلیس و روشن شدن نمایشی بودن موشک، جای خود را به کنجکاوی دربارهٔ انگیزهٔ این مرد میدانی داد.

به گزارش خبرگزاری برنا از اراک، در شبی از شب‌های اخیر که جمعی از شهروندان در میدان شهدا مشغول سردادن شعارهای آیینی بودند، ناگهان مردی حدوداً پنجاه‌ساله با قدم‌هایی تند و مصمم وارد صحنه شد. او در دست، موشکی کوچک داشت که بر فراز میله‌ای بلند حمل می‌کرد و شعله‌ای خشمگین از انتهای آن بیرون می‌جهید. صدای فشار گازِ ناشی از شعله، گوش‌ها را پر کرد و نگاه حاضران را خیره ساخت.

برخی از مردم با نگرانی به یکدیگر اشاره کردند و زمزمه‌ها آغاز شد: «این موشک واقعی است؟ چطور شعله دارد و چه مدت ادامه پیدا می‌کند؟» اما مرد با خونسردی و گامی تندتر از معمول، از میان جمعیت عبور کرد و به سوی جلوی صحنه رفت.

زنی که در صف مقدم ایستاده بود، به همراه کناری‌اش گفت: «همان ساعت اول دیدمش کنار میدان مشغول ساختن این موشک بود. گفتم شاید قصد آشوب دارد، اما دیدم چند قدم آن‌طرف‌تر نیروی پلیس حضور دارد، خیالم راحت شد.»

به تدریج همه دریافتند که این موشک، نمایشی و غیرواقعی است. اما آنچه ذهن خبرنگار ما را به خود مشغول کرد، پشت صحنهٔ این ایده بود. شب‌های بعد، او را نزدیک کتابخانهٔ سیار میدان شهدا یافتیم.

وی خود را «محمدکریم علیزاده» معرفی کرد و با لحنی آمیخته از غیرت و اندوه گفت: «برای انتقام خون رهبر شهیدم و همهٔ شهدای جنگ رمضان به میدان می‌آیم. پنجاه شب آمدم، با خودم اندیشیدم در این چهل شب چه کرده‌ام؟ به نظرم کار مثبتی نبود. به این نتیجه رسیدم که حضورم را پررنگ‌تر و مورد پسندتر نشان دهم. فقط آمدن و شعار دادن روحم را ارضا نمی‌کند.»

علیزاده که به گفتهٔ خود، در زیر پله‌ای به مساحت یک متر، مغازهٔ تراشکاری فلز دارد، افزود: «همان زیر پله دستگاهی درست کرده‌ام و خراطی انجام می‌دهم. اگر فضای بزرگ‌تری داشتم، با همان دستگاه پنج کار راه می‌انداختم.»

نور امید و انگیزه در چشمان او موج می‌زد. با افتخار از موشک‌هایی گفت که برای این شب‌ها ساخته است: «اولین موشکم را با خراطی یک چهارتراش هفتاد در هفتاد درست کردم، سرش را تیز کردم و تبدیل به موشک کردم. سوختش هم سوخت پیک‌نیک است.» او در حالی این سخنان را می‌گفت که موشکی بسیار بزرگ‌تر از نمونهٔ اول در دست داشت و نام «سجیل» بر آن حک شده بود. با لبخند افزود: «خرمشهر، سجیل، بالستیک را درست کردم. من الان یک آشیانهٔ موشکی دارم.»

علیزاده در گوشهٔ میدان شهدا، در میان غرفه‌ها ایستاده بود و بار دیگر هدفش را تکرار کرد: «هدفم خونخواهی رهبرم و شهدای جنگ رمضان است. حالا احساس مفید بودن بیشتری دارم.»

هرچند ماکت‌های موشکی آقا محمدکریم، نمایشی و غیرواقعی هستند، اما تصویری از اقتدار، غیرت و افتخار ایرانی را در دل شب‌های میدان شهدا به نظاره می‌نشیند.

نویسنده :
سحر مشهدی
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر